دوشنبه 09 دسامبر 2019

وکیل مدافع

  • 03 شهریور 1398
  • 17:20
  • اکران
  • نویسنده : سعيد نيكورزم
  • 0 دیدگاه
  • 152 بازدید
  • Article Rating
وکیل مدافع

 

فيلمنامه‌نويسان و کارگردانان: سلما بابایی، ونداد روشن

تهيه‌كننده: محسن علی‌اکبری

بازیگران: ایمان افشاریان، کوروش تهامی، محمود عزیزی، مجید یاسر، شهرام قائدی و بهناز جعفری

ژانر: کمدی

خلاصه داستان

‌‌‌‌شمس‌الدین جربندی (ایمان افشاریان) قصد دارد برای نمایندگی در مجلس کاندیدا شود. او به کمک مشاورش، آقای مشیری، با تظاهر و ریاکاری و تهمت به رقیبش، آقای جوربندی، تلاش می‌کنند حریف را شکست دهند. از سویی ‌‌‌‌شمس‌الدین خودش را جانباز جنگی معرفی کرده که در دوران جنگ شیمیایی و موجی شده است. مشکل از آن‌جایی آغاز می‌شود که رقیب ‌‌‌‌شمس‌الدین متوجه می­شود داستان جانباز بودن و حتی جبهه رفتن ‌‌‌‌شمس‌الدین دروغ است و اکنون می‌خواهد این مسئله را افشا کند. حالا ‌‌‌‌شمس‌الدین و مشیری از هر راهی که شده، باید سند و مدرکی دال بر جبهه رفتن حاجی پیدا کنند. مشیری فکری به ذهنش می‌رسد. آن‌ها تصمیم می‌گیرند با حمید (کورش تهامی)، کارگردان سینمای دفاع مقدس، صحبت کرده و او راضی کنند تا نقش کوچکی به حاجی بدهد. بدین وسیله حاجی می‌تواند عکس‌های سر صحنه را به جای عکس واقعی تحویل مردم دهد. کارگردان در ابتدا راضی نمی‌شود، اما بعد با وساطت مشیری بالاخره به این خواسته تن در می‌دهد. در شهرک سینمایی دفاع مقدس حاجی به اتاق گریم می‌رود. وقتی گریمش تمام می‌شود، ‌‌‌‌شمس‌الدین را می‌بینیم که ۲۰ سال جوان شده است. فیلم کلید می‌خورد و نقش حاجی از سوی کارگردان تفهیم می‌شود، اما بلافاصله به‌ناگاه همه چیز رنگ‌وبوی واقعیت به خود می‌گیرد. ‌‌‌‌شمس‌الدین خود را در برابر حملات واقعی عراقی‌‌‌‌ها می‌بیند و خبری از دوربین‌های فیلم‌برداری و عوامل تولید نیست. تنها یک عکاس در کسوت لباس رزمندگان مشغول تهیه عکس از عملیات است. گویی زمان به عقب بازگشته و ‌‌‌‌شمس‌الدین واقعاً جوان شده و در جبهه حضور دارد. جالب این‌جاست که همان‌طور که پیش‌تر توافق شده بود، شمس‌الدین نقش معاون فرمانده عملیات را بر عهده دارد. او ابتدا گمان می‌کند خواب می‌بیند، اما خوابی در کار نیست. سیری از رویدادهای واقعی جنگ از سر ‌‌‌‌شمس‌الدین و رزمندگان دیگر می‌گذرد. بالاخره در طول عملیات ‌‌‌‌شمس‌الدین و حمید (کارگردان) به دست عراقی‌ها اسیر می‌شوند. اما آن‌ها با نقشه ‌‌‌‌شمس‌الدین فرار می‌کنند. در این بین حمید تیر می‌خورد و مجروح می‌شود و به همراه شمس‌الدین از یک تپه به پایین سقوط می‌کنند. سر شمس‌الدین به یک سنگ می‌خورد و کلاه‌گیسش می‌افتد. همین موقع به‌ناگاه از جهان واقعیت به جهان فیلم بازمی‌گردیم. با حضور عوامل پشت صحنه و تبریک به حاجی گویی زمان دوباره به جلو رفته و همه این‌ها صحنه‌های یک فیلم بوده؛ اما فیلمی که اکنون حاجی را منقلب کرده و او از آن آدم ریاکار تبدیل به انسانی وارسته تبدیل شده است؛ انسانی که دیگر در جست‌وجوی کسب قدرت نیست. در پایان این سؤال برای مخاطب پیش می‌آید که آیا همه این رویدادها همچون ابتدای فیلم خواب نبوده است؟

نقاط قوت فیلمنامه

تنها نقطه قوت فیلمنامه ایده‌ای است که به ساختار فیلمنامه مربوط است. منظور از میان رفتن مرز بین واقعیت و فیلم یا جهان واقعی و جهان خواب است. ‌‌‌‌شمس‌الدین برای ریاکاری تصمیم می‌گیرد به جای به جبهه رفتن در یک فیلم جنگی بازی کند، اما ناگهان صحنه جنگ واقعی می‌شود. ما به گذشته و جنگ ایران و عراق می‌رویم. مرز میان رویا و واقعیت برداشته می‌شود. در طول این اتفاقات ‌‌‌‌شمس‌الدین به واسطه ارتباط با فضای روحانی جنگ و رزمنده‌ها به تحول و بازشناخت می‌رسد و دست از شهرت و قدرت می‌کشد و از نمایندگی مجلس استعفا می‌دهد.

نقاط ضعف فیلمنامه

انگیزه شخصیت‌‌‌‌ها ضعیف است. در حقیقت انگیزه اصلی که منجر به شکل‌گیری ایده فیلم می‌شود، به روی یک منطق سست بنا شده است. این‌که حاجی بخواهد با بازی در فیلم جنگی برای خود سابقه جبهه درست کند، آیا شدنی است؟ آیا غیر از این است که بعد از پخش فیلم حاجی بیش از پیش رسوا می‌شود؟ یکی دیگر از نقاط ضعف فیلمنامه قابل پیش‌بینی بودن آن است. ما می‌دانیم که احتمالاً اتفاقاتی که برای حاجی می‌افتد، نتیجه عدم تعادل روانی، توهم یا حتی خواب است. چون نویسنده از همان صحنه اول فیلمنامه حاجی را در حالی معرفی می‌کند که شب‌هنگام خواب دیده، توهم زده و در کوچه عربده‌کشی می‌کند.

نکته دیگر این‌که بعد از این‌که جنگ خیالی تبدیل به جنگ واقعی می‌شود، با موقعیت‌های طنزی مواجه می‌شویم که نمونه بهتر آن را در فیلم لیلی با من است دیده‌ایم. در واقع شمس‌الدین همان آقای مشکینی است. همچون او فردی ترسو است و این سوءتفاهم برای رزمنده‌های دیگر پیش می‌آید که او فرمانده‌ای شجاع است. درنتیجه از جایی به بعد، فیلم کلیشه‌ای از فیلم لیلی با من است است.

صحنه ضعیف فیلمنامه

فیلمنامه صحنه‌های ضعیف زیادی دارد، اما شاید ضعیف‌ترین و کلیشه‌ای‌ترین آن‌ها به صحنه‌هایی مربوط باشد که حاج‌آقا برای ریاکاری و جمع کردن رأی سور و مهمانی می‌دهد و تلاش می‌کند با تهمت زدن به رقیب خود آرای او را به نفع خود مصادره کند. ما از این‌گونه صحنه‌ها و شعارها در سال‌های اخیر در بسیاری از فیلم‌ها دیده‌ایم و به نظر می‌رسد برای مخاطب دیگر جذابیتی نداشته باشد.

درون‌مایه

فیلمنامه تلاش می‌کند با رویکردی انتقادی به نقد کسانی بپردازد که برای رسیدن به قدرت به هر طریق در راه تظاهر و ریاکاری گام برمی‌دارند. درنهایت نویسنده با خلق قهرمانی که به واسطه حضور در کنار انسان‌های مخلص به تطهیر می‌رسد، بر اخلاص و آزادگی تأکید می‌کند. بااین‌حال باید گفت نگاه و نقد نویسنده از حد همان نگاه سطحی افکار عمومی و فضای مجازی فراتر نمی‌رود و رویکرد انتقادی فیلم در همان لایه‌های ابتدایی باقی می‌ماند.

majid haghbin امتیاز به خبر :

ارسال نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

نظرات شما

هم اکنون هیچ نظری ارسال نشده است. شما می توانید اولین نظردهنده باشد.