اشتراک ماهنامه اعضاء تحريريه آرشيو عکس آرشيو مجله درباره ما ارتباط با ما صفحه اصلي


شماره قبلي فيلم نگار


جلد فیلمنامه

 

 

.:: اخبار سينمای ايران ::.

با شدت يافتن اعتصاب فيلمنامه‌نويسان احتمال عدم حضور ستاره‌هاي هاليوود در مراسم اسكار قوت يافت

 

بسياري از ستاره‌هاي هاليوود اعلام كرده‌اند كه در صورت شدت يافتن اعتصاب فيلمنامه‌نويسان، به احتمال زياد آنها نيز در مراسم اسكار حضور نخواهند يافت.

به گزارش خبرگزاري فرانسه، يك روز پس از آن كه اتحاديه نويسندگان آمريكا اعلام كرد كه به تهيه‌كنندگان جوايز اسكار و گلدن گلوب اجازه تنظيم قرارداد با نويسندگان اعتصاب كننده را نخواهد داد،

ستاره‌هاي هاليوودي و مدير برنامه‌هاي آنها، از احتمال عدم حضور اين ستاره‌ها در مراسم اسكار و گلدن گلوب خبر دادند.

به گزارش رويترز، با وجود آن كه مراسم اسكار چه از لحاظ جايگاه و چه از لحاظ مالي از اهميت بيشتري برخوردار است، ولي به دليل آن كه مراسم گلدن گلوب زودتر از اسكار برگزار مي‌شود، هم‌اكنون بيشتر توجه‌ها به جوايز گلدن گلوب معطوف شده است.

به گفته رويترز، بازيگران هاليوودي كه هم‌اكنون بسيار عصبي و مضطربند، منتظرند تا از سوي اتحاديه بازيگران راهنمايي شوند تا تكليف خود را در اين شرايط بحراني بدانند.

الوند: در سال 52 نگذاشتند «يك بار براي هميشه» را بسازم

پنجمين جلسه شب‌هاي كانون فيلمنامه‌نويسان، با نمايش فيلم‌ يك بار براي هميشه به نويسندگي و كارگرداني سيروس الوند محصول 1371 برگزار شد و جابر قاسمعلي به همراه الوند به نقد اين فيلم پرداختند.

در ابتداي جلسه قاسمعلي گفت: «الوند يك فيلم‌ساز و نويسنده حرفه‌اي است و طي سال‌هايي كه فيلمنامه‌نوشته، هميشه براي مردم نوشته است، بدون اين كه آثارش به ابتذال كشيده شود.»

وي افزود: «الوند از 19 سالگي با فيلمنامه‌نويسي به سينماي حرفه‌اي رفت و ما او را بيشتر فيلمنامه‌نويس مي‌دانيم تا كارگردان.»

قاسمعلي درباره جوايز اين فيلم گفت: «اين فيلم در يازدهمين جشنواره فيلم فجر كانديداي دريافت شش سيمرغ بلورين بود كه دو سيمرغ را از اين جشنواره گرفت.»

سپس قاسمعلي از الوند درباره شباهت فيلمنامه يك بار براي هميشه با اثري كه قبل از انقلاب نوشته بود پرسيد و الوند گفت: «وقتي فيلم يك بار براي هميشه را كه بخشي از جان و تنم را در آن ريختم مي‌بينم، هنوز خوشحال مي‌شوم و حس مي‌كنم اين فيلم تنها سرمايه‌اي است كه دارم و متأسفم كه حس مي‌كنم ديگر نمي‌شود آثاري اين گونه ساخت. اين فيلم را در 40 سالگي ساختم و حس مي‌كنم كه بخشي از جانم را در فيلم ريختم و فكر مي‌كنم اين فيلم با روح و جان مخاطب ارتباط برقرار مي‌كند.»

او سپس در مورد فيلمنامه قديمي خود گفت: «اين فيلمنامه داستان پسر جواني بود كه چند روز قبل از ازدواج، زني كه قبلاً با او رابطه داشته به سراغش مي‌آيد و مي‌گويد از او بچه‌اي دارد، اما پسر جوان به فكر سقط اين بچه است و در راه انجام اين كار، پسر به دختر علاقه‌مند مي‌شود و با او ازدواج مي‌كند.»

الوند سپس گفت: «دردناك است كه اين فيلم قرار بود اولين كارم باشد، اما تهيه‌كنندگان كه آثار پرفروش من را خريده بودند، در سال‌هاي 51 و 52 نخواستند اين فيلمنامه ارزان را از پسري 19 ساله بخرند و برخوردهاي بدي با من مي‌شد.»

او سپس با اشاره به تغييرات اين فيلمنامه پس از انقلاب گفت: «من قبل از انقلاب مجبور به ساخت آثار كم‌ارزش شدم و بعد از انقلاب هم به دليل نوع داستان نمي‌شد آن را مطرح كرد، تا روزي كه با مهدي رجائيان در كنار جلال مقدم مشغول به تدوين فيلم برخورد بودم و مقدم وقتي فيلم را ديد، به من گفت: «قصه اين فيلم به نوعي است كه پس از پايان فيلم تمام مي‌شود و در ذهن مردم نمي‌ماند، در حالي كه تو مي‌تواني آثار بهتري بنويسي.» من هم به خاطر حرف او دو سال كار نكردم و به سراغ طرح قديمي خودم رفتم. برخورد پس از آن فروش كرد و مجيد مدرسي در دفتر كادر فيلم به من پيشنهاد ساخت فيلمي را داد. وقتي به آنها داستان را گفتم، شرط كردم كه در كار من دخالتي نكنند و فقط فيلم ميكس شده را ببينند و مدرس هم موافقت كرد. بنابراين من شروع به تغيير سناريو كردم.»

الوند در مورد روند تغيير سناريو گفت: «من در 12 روز به تنهايي در خانه ماندم و تنها به محمود نياتي و زهرا حيدرپور فكر كردم و اولين كارم اين بود كه به مشكل آنها جنبه‌اي شرعي بدهم، ضمن اين كه دليلي براي دور شدن اين دو نفر از هم پيدا كنم.

به همين خاطر به سيل مهاجرت كور به ژاپن كه در آن سال‌ها زياد بود توجه كردم و حس كردم بهتر است فيلم به جاي تكيه بر حادثه بر شخصيت تكيه كند.»

او در مورد نوع نگاه به شخصيت‌ها گفت: «خواستم شخصيت‌ها واقعي باشند و مخصوصاً نگاهي واقعي به جنگ‌زده‌ها داشته باشم.

مرد داستان را هم مردي تاريخي و سنتي گرفتم كه بازي داستان را او شروع مي‌كرد، اما زن بازي را مي‌برد. دختر سمبل ميهن و مقاومت بود و سيل نشانه رفتن و كسي كه مقصد برايش مهم نيست.»

الوند همچنين در مورد كارگرداني اين فيلم گفت: «سعي كردم در اين كار بسيار ساده كارگرداني كنم و كارهاي عجيب و فوق‌العاده با ميزانسن انجام ندهم. من سعي كردم فيلمنامه و داستان را قوي كنم تا فيلم بر پايه آن حركت كند.»

اين فيلم‌ساز سپس در مورد سؤال اصلي فيلم گفت: «مي‌خواستم مطرح كنم كه سن رسمي يك موجود از زماني است كه نطفه‌اش بسته مي‌شود و اين موجود را در داستان شركت دادم، به گونه‌اي كه شخصيت‌هاي اصلي اين فيلم سه نفر هستند و مهم‌ترين آنها كسي است كه او را نمي‌بينيم.»

او سپس در پاسخ به اين سؤال كه چرا اين فيلم را مبتني بر شخصيت ساخته، گفت: «داستان‌ها يكنواخت هستند و انسان‌ها هميشه تاز‌گي دارند و مي‌توان آنها را در داستان‌ها پيدا كرد.»

كارگردان يك بار براي هميشه در مورد مشكلات مميزي فيلم گفت: «مميزي باعث بهتر شدن داستان فيلم شد و باعث شد كه داستان شكل انساني‌تري پيدا كند.» الوند افزود: «ما در زندگي خودمان هم مميزي داريم و بعضي از سطوح اخلاقي را رعايت مي‌كنيم و اين چيزي است كه داستان اين فيلم را هم انساني‌تر كرد.»

او همچنين درباره ساختار اين فيلم گفت: «هامون به من جرئت زيادي داد و من 25 دقيقه فلاش‌بك در فيلم گذاشتم.»

 

فيلمنامه «همشهري كين» 97 هزار دلار حراج شد

فيلمنامه فيلم برنده اسكار همشهري كين به كارگرداني اورسن ولز به قيمت 97 هزار دلار در حراج ساتبي فروخته شد.

به گزارش خبرگزاري رويترز، اين فيلمنامه كه در آن دست‌نوشته‌هاي اورسن ولز در سال 1941 هنگام ساخت همشهري كين نيز موجود است، پنج‌شنبه گذشته به قيمت 97 هزار دلار فروش رفت.

اين در حالي است كه جايزه اسكار فيلمنامه اين فيلم نيز كه قرار بود در اين حراج به فروش برسد، به دليل نرسيدن به قيمت مورد نظر از حراج كنار گذاشته شد.

قيمت پايه‌اي كه براي اين جايزه در نظر گرفته شده بود، از 800 هزار دلار تا يك ميليون و 200 هزار دلار بود.

به گزارش رويترز، فيلمنامه 156 صفحه‌اي همشهري كين از طريق تلفن به شخصي ناشناس به قيمت 97 هزار دلار فروخته شد، اين درحالي است كه قيمت پايه براي آن 80 هزار تا 120 هزار دلار در نظر گرفته شده بود.

 

اقتباس معاصر حميد امجد از «شازده كوچولو»ي اگزوپري

حميد امجد فيلمنامه شازده كوچولو را بر اساس اثر معروف اگزوپري با حال و هوايي معاصر در دست نگارش دارد. اين فيلمنامه پس از تكميل توسط او در مركز سيما فيلم مقابل دوربين مي‌رود.

شازده كوچولو داستان كودكي است كه از ستاره‌اي ديگر به منطقه‌اي مرزي و پاك سازي نشده از مين وارد مي‌شود. رابطه‌اي عميق ميان او و خلبان يك هواپيماي شناسايي شكل مي‌گيرد و خلبان تصميم مي‌گيرد تا كودك را پس از تعمير هواپيمايش با خود به شهر ببرد؛ اما انفجار ميني موجب كشته شدن كودك مي‌شود.

حميد امجد فيلمنامه‌نويس شازده كوچولو در خصوص نحوه اقتباسش از اين اثر به سايت خبري سيما فيلم گفت: «اقتباس من، يك اقتباس معاصر است و حوادث در دنياي آشناي امروز ما مي‌گذرد.»

او در ادامه با اشاره به تحقيقاتي پيرامون شكل‌گيري اين فيلمنامه افزود: «به مناطق مختلف كشور سفر كردم و براي شناخت و رسيدن به يك فضاي بومي، تحقيقاتي را در برخي مناطق انجام دادم.»

گفتني است، امسال مصادف با شصتمين سال انتشار شازده كوچولو است. اين كتاب تاكنون به 160 گويش و زبان و همچنين در 80 ميليون نسخه منتشر شده است.

آنتوان دو سنت اگزوپري نويسنده شازده كوچولو در سال 1900 ميلادي در شهر ليون فرانسه به دنيا آمد. او خلبان ارتش فرانسه بود و در سال 1944 در جريان مأموريتي كه بر فراز خاك فرانسه انجام مي‌داد، ناپديد شد.

حميد امجد درحال حاضر مشغول نگارش فيلمنامه شازده كوچولو است و براي كارگرداني نخستين فيلم بلند سينمايي‌اش با نام «بي‌شير و شكر» - براساس نمايشنامه‌ خود در سال 83- پروانه ساخت دريافت كرده است.

امجد قصد دارد شازده كوچولو را متناسب با حال و هواي ايراني و در يكي از مناطق خاص ايران تهيه و توليد كند.

روايت‌ متفاوت گوهري از زندان‌هاي حزب بعث

محمدرضا گوهري نگارش فيلمنامه «قفسي براي پرواز» را با روايتي‌ متفاوت از زندان‌هاي حزب بعث در مجموعه «قفسي براي پرواز» در مركز سيما فيلم آغاز كرد.

به گزارش سايت خبري سيما فيلم، اين سريال كه به موضوع اسارت 9 ساله رزمندگان ايراني در زندان‌هاي حزب بعث مي‌پردازد، از ميدان‌هاي دفاع مقدس ايران تا اردوگاه‌هاي عراق در سال‌هاي جنگ تحميلي را به تصوير مي‌كشد و به قول نويسنده فيلمنامه آن، بيشتر وقايع آن در خاك عراق اتفاق مي‌افتد.

گوهري كه طي دو هفته گذشته مشغول نگارش قسمت‌هاي اوليه اين مجموعه 26 قسمتي بوده است، در خصوص مراحل نگارش «قفسي براي پرواز» گفت: «تحقيق كل اين كار را از يك سال پيش آغاز كرديم كه تحقيقات آن در دو حوزه ميداني و كتابخانه‌اي هشت ماه به طول انجاميد. در حوزه ميداني با آزادگان مصاحبه كرديم و در بخش كتابخانه‌اي به جمع آوري منابع مكتوبي كه مربوط به خاطرات آنها و منابع محدود اينترنتي مي‌شد، پرداختيم. كل مطالب را كه حدود 2000 صفحه مي‌شد، در قالب 17 جلد تنظيم كرديم كه بر اساس آن، طرح اوليه طي يك ماه و نيم نوشته شد و نگارش خلاصه سكانس‌ها نيز حدود سه ماه به طول انجاميد.»

او كه اتمام مرحله نهايي نگارش فيلمنامه را به اوايل تابستان سال آينده موكول مي‌كند، درخصوص كارهايي كه تا كنون درباره آزادگان شده است، خاطر نشان مي‌كند: «درباره آزادگان فيلم زيادي ساخته نشده؛ يك يا دو سريال و چند فيلم سينمايي كه كلاً هم از نظر كيفيت و هم كميت قابل قبول نبوده‌اند. البته بيشتر بحث ما بر سر كميت است. در فيلم‌ها بيشتر آن چه ساخته شده حول محور فرار بوده است. خب، فرار موضوع مهمي در داستان اردوگاه‌هاي ما نبوده است. به عبارتي ديگر شايد در نمونه‌هاي خارجي اين طور بوده باشد اما اينجا نه، با توجه به اين موارد، ما نمي‌توانستيم در نگارش با الگوي فيلم‌هاي اردوگاهي كه معمولاً در دنيا شناخته مي‌شود، پيش برويم، چون مسئله اردوگاه‌هاي عراق به لحاظ فضا كاملاً متفاوت است و ما سعي كرديم به نوعي با واقع‌نگاري، به آن چه واقعاً اتفاق افتاده، نزديك شويم و در نهايت قصه‌هايي را بنويسيم كه خيلي متكي به تخيل ما نباشد و در كار نشان دهيم كه آزادگان ما چه سختي‌هايي متحمل شده‌اند و يا به چه بالندگي‌هايي رسيده‌اند.»

اين فيلمنامه‌نويس كه فعاليت حرفه‌اي خود را از سال 71 با نگارش فيلمنامه زير آتش پس از فارغ التحصيلي از دانشكده سينما و تئاتر آغاز كرده، در خصوص نوع نگارش فيلمنامه «قفسي براي پرواز» يادآور مي‌شود كه در طرح اوليه اين سريال سعي شده است با افزودن ماجراهاي فرعي دركنار خط اصلي داستان و رعايت سلايق مخاطب در ارائه جذابيت‌هاي مورد توجه، روايت كاملاً متفاوتي با آن چه كه تا كنون كار شده است ارائه شود.

بدين ترتيب بايد منتظر اتفاقات تازه‌اي از داستان‌هاي اردوگاهي در سال آينده باشيم تا مسير سبزي را پيش رويمان بگذارد.

نيمه گم‌شده، خيلي دور، خيلي نزديك، يك تكه نان، اقليما، تلخ عين عسل، در ميان ابرها و مهماندار از جمله فيلمنامه‌هاي محمدرضا گوهري هستند.

 

«شهرك غرب» با فيلمنامه مجيد مجيدي

فيلم كوتاه داستاني شهرك غرب ساخته هانيه مجيدي و از توليدات جديد «مركز گسترش سينماي مستند و تجربي»، پس از پشت سرگذاشتن آخرين مراحل فني توليد، آماده نمايش عمومي شد.

به گزارش مركز گسترش سينماي مستند و تجربي، شهرك غرب به نويسندگي مجيد مجيدي روايتي داستاني از زندگي پيرمردي افغاني است كه براي عيادت از دختر مريضش، به تهران سفر مي‌كند. او كه حامل پيام‌هايي از خانواده‌ است، در كلان‌شهر تهران با موقعيت جديدي روبه‌رو مي‌گردد و ...

عوامل توليد فيلم كوتاه شهرك غرب به اين شرح هستند: كارگردان:‌ هانيه مجيدي، نويسنده: مجيد مجيدي، تصويربردار: هاشم مرادي، صدابردار: آرش برومند، تدوينگر: سهراب خسروي، صداگذاري و ميكس: محمدرضا دلپاك، تهيه‌كننده: مركز گسترش سينماي مستند و تجربي.

 

«حماسه ‌‌ايرانيان ‌در‌ جنگ ‌چالدران» فيلمنامه شد

حسين ترابي نگارش فيلمنامه «ايران سربلند» را به سفارش بنياد سينمايي فارابي در پروژه سينماي فاخر، بر اساس حماسه ايرانيان در جنگ چالدران به پايان رسانده است.

به گزارش سيما فيلم، فيلمنامه «ايران سربلند» براساس زندگي شاه‌اسماعيل صفوي و تاريخ و فرهنگ ايران در قالب يك اثر سينمايي به رشته تحرير در آمده است.

ترابي با اشاره به نگارش فيلمنامه «ايران سربلند» گفت: «اين فيلمنامه به سفارش بنياد سينمايي فارابي تحت عنوان توليد آثار «سينماي فاخر» كه مرتبط با هويت ملي باشد، نوشته شده است.»

او در ادامه، درخصوص داستان اين فيلمنامه افزود: «ايران سربلند» مربوط به دوره صفويه و درباره زندگي سرسلسله صفويه يعني شاه‌عباس اسماعيلي است.» ترابي زندگي سرسلسله صفويه را از بچگي تا سنين بزرگسالي‌اش و جنگ چالدران كه اوج داستان به شمار مي‌رود، در قالب يك فيلمنامه سينمايي نوشته است.

فيلمنامه‌نويس «ايران سربلند» با اشاره به ساخت و توليد اين اثر سينمايي گفت: «پس از پايان نگارش فيلمنامه، آن را تحويل فارابي داده‌ام و در خصوص زمان توليد و كارگردان اين پروژه، اطلاعي ندارم.»

گفتني است، او چندي قبل فيلمنامه «نردبامي برآسمان» را براي مركز سيما فيلم نوشته بود. اين مجموعه تلويزيوني به كارگرداني محمدحسين لطيفي، اكنون در مرحله پيش‌توليد است و احتمالاً از اواخر دي ماه در شهرك سينمايي غزالي، تصويربرداري آن آغاز خواهد شد.

از ديگر فعاليت‌هاي حسين ترابي در زمينه فيلمنامه، نگارش فيلمنامه طنز «مدائن سبعه» است. اين طنز سينمايي كه تحقيقاتش تمام شده، اكنون مرحله نگارش را طي مي‌كند.

مشهد مقدس، براي آزادي، بازرگان از نخست‌وزيري تا استعفا، ايران، فردوسي و مردم اصفهان از ديگر آثاري هستند كه حسين ترابي آنها را در گونه سينماي مستند مقابل دوربين برده است.

فضلي «با سرعت تاختن» را مي‌نويسد

بايرام فضلي كه باز هم سيب داري؟ او هنوز اكران نشده، مشغول نوشتن فيلمنامه ِ«با سرعت تاختن» براي توليد در بهار سال آينده است.

اين فيلم‌بردار سينماي ايران درباره پروژه تازه خود گفت: «هم اكنون مشغول نوشتن فيلمنامه «با سرعت تاختن» هستم كه فيلمي در ژانر حادثه است. به همراه مهرداد فريد تهيه‌كننده فيلم در حال مذاكره براي يافتن سرمايه‌گذار هستيم و در صورت مهيا شدن شرايط، بهار 78 كار را كليد مي‌زنيم.»

او ادامه داد: «اين فيلم در ژانر حادثه‌اي ساخته خواهد شد و به همين دليل بايد از جلوه‌هاي ويژه خاص براي توليد آن استفاده كرد. با توجه به احاطه من بر اين حوزه سعي مي‌كنم كار فيلم‌برداري پروژه «با سرعت تاختن» را شخصاً بر عهده بگيرم. اما اگر فيلم‌برداري ديگر با مهارت بيشتر اين كار را انجام بدهد، من هم بيشتر وقت خود را صرف كارگرداني مي‌كنم.»

فضلي كه فيلم‌برداري فيلم «مانگديم» نخستين فيلم بلند حسين محجوب را بر عهده دارد، در اين باره گفت: «كار فيلم‌برداري اين فيلم همچنان متوقف است كه بخشي از اين موضوع به مشكلات تهيه‌كننده برمي‌گردد. البته به تازگي اعلام كردند ممكن است يك ماه ديگر كار شروع شود. به هر حال اميدوارم مشكلات اين فيلم نيز به زودي برطرف بشود.»

اين فيلم‌بردار سينما امسال با سه فيلم همخانه، انتهاي زمين و تنها دو بار زندگي مي‌كنيم در جشنواره فيلم فجر حضور خواهد داشت. باز هم سيب داري؟ نخستين تجربه فيلم‌سازي فضلي داستان مردي است كه به همراه زني جوان سفري پرماجرا را آغاز مي‌كند. ذبيح افشار، ليلا موسوي، علي يعقوبي، احمدرضا اكبري، مريم بوباني و احمد نقده از بازيگران اين فيلم هستند.

مهندس جعفري‌جلوه در مراسم اختتاميه سومين جشنواره فيلم كوثر:

جهت‌گيري به سوي كوثر، يعني بازگشت به فطرت و جست‌وجوي هويت به نقل از روابط عمومي معاونت سينمايي، محمدرضا جعفري‌جلوه در مراسم اختتاميه سومين جشنواره فيلم كوثر به ايراد سخن پرداخت.

بنابر اين گزارش، معاون امور سينمايي و سمعي و بصري وزارت ارشاد در اين مراسم ضمن قرائت سوره مباركه كوثر، اظهار داشت: «در ايام متبرك ذي‌الحجه‌الحرام هستيم، موسم حج و ما نيز فقيرانه و ملتمس در حج فقراييم. در جوار علي ابن موسي الرضا (ع) نشان و نماد فرهنگ فاطمي و مظهر كوثر نبوي در ايران عزيز. محفل باشكوهي از اهالي فرهنگ و هنر و سينماي اين سرزمين است مزين به پيام رياست محترم جمهوري در حريم و حرم رضوي و با لواي كوثر، معنايي به وسعت و گستره فطرت ناب و خدايي بشر.

فاطر كه كبريا بود، نوري از او جدا شد، شد فاطمه هويدا، مشتق ز داور است او» وي افزود: «جهت‌گيري به سوي كوثر ، يعني بازگشت به فطرت يعني جست‌وجوي هويت، يعني جست‌وجوي ريشه‌هايي كه از عمق جان مادرانمان اشراب مي‌شود. مادر كامل‌ترين نقش زن، كمال زن، ركن و اساس خانواده، كه اگر خانواده نبود، انسان از كجا مي‌آمد؟ و به كجا پناه مي‌برد؟»

جعفري‌جلوه در ادامه پيام خود گفت: «خانواده شريان طبيعي حيات مادي و معنوي ماست و اگر خانواده كار خود را بكند، همه چيز سامان مي‌يابد و سينماي ايران مفتخر است به فرهنگ خانواده مدار ايراني و اسلامي و سينمايي است در مجموع خانواده‌گرا و همين مزيت سينماي ماست در جهان ....»

وي در پايان گفت: «بياييم در جوار زاده كوثر و بر زير خيمه‌گاه فرهنگ فاطمي پيمان ببنديم براي استحكام و اعتلاي اين سينما در اين جمع فراگير و جامع سينماي ايران كه سينماي عفاف و نجابت نياز جهان است و براي احياي اخلاق و كرامت انسان خاصه زنان چشم‌ها به سينماي ايران است.»

 

با قرائت پيام رئيس‌جمهور و معرفي برگزيدگان، سومين جشنواره كوثر با سپردن پرچم دوره چهارم به كرماني‌ها پايان يافت

در مراسمي در مشهد، سومين جشنواره فيلم كوثر با معرفي برگزيدگان و سپردن پرچم جشنواره به كرماني‌ها و معرفي اين استان به عنوان برگزاركننده آينده به كار خود پايان داد.

به گزارش سايت وزارت ارشاد، سومين جشنواره فيلم كوثر كه از 20 آذرماه در مشهد آغاز به كار كرده بود، با معرفي برگزيدگان اين جشنواره در رشته‌هاي مختلف به كار خود پايان داد.

بنا بر اين گزارش، دراختتاميه اين جشنواره كه در سالن شهيد هاشمي‌نژاد شهرستان مشهد برگزار شد، معاون امور سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، معاون سياسي وزير كشور و رئيس ستاد آيه‌هاي ايثار و تلاش و سيف‌الله داد، محمدحسن پزشك و محمدمهدي حيدريان معاونت‌هاي سينمايي دوره‌هاي مختلف سينما از هشت فيلم‌ساز كه به جز انسيه شاه‌حسيني همه در مراسم حاضر بودند، تجليل كردند.

در اين مراسم پيام رئيس جمهور توسط جواد شمقدري مشاور هنري او قرائت شد.

در اين پيام آمده است: «اگر قرار است در آيينه فيلم، تصوير، سيما و سينما به معرفي زناني پرداخته شود كه در پي كمال، تعالي خويش و محيط اجتماعي‌اند، آشنايي با الگوي زنان عالم كه منشأ همه خيرات، كمالات، پاكي‌هاست مي‌تواند ما را در مسيري الهام‌بخش و مملو از زيبايي‌ها قرار دهد؛ مسيري كه پاياني ندارد.»

وي از هنرمندان متعهد و دلسوز كشور خواست تا در شناساندن زناني كه جسم و جان خود را در مسير اعتلاي بشر به پرورش نسلي فرهمند در نهاد خانواده بدون كمترين مزد و منت فدا كرده‌اند بكوشند.

وي زنان را جلوه رحمت، رأفت و لطافت دانست و در پيام خود اظهار داشت: «اگر نبود عشق و محبت مادرانه، معلوم نبود بشريت به چه سرنوشتي دچار مي‌شد.»

احمدي‌نژاد در اين پيام با اشاره به اين كه تعداد فيلم‌هاي نفيس و جذابي كه به موضوع خانواده پرداخته در حدي است كه نتوانسته برخي از خانواده‌هاي ايراني را با سينما مأنوس كند، تصريح كرد: «تلاش در اين جهت پر مشقت است اما هر چه سالن‌هاي سينما با نمايش چنين آثاري رونق يابد در اصلاح ناهنجاري‌ها و ترويج و ارتقاي ارزش‌هاي فرهنگي و اجتماعي مؤثرتر خواهند بود.»

معاون سياسي وزير كشور هم در اين جلسه با بيان اين كه سيما و سينما حتي از زنان امروز جامعه ما عقب‌تر است، گفت: «در جامعه ما زنان فداكار و ايثارگر زيادي هستند كه هرگوشه از زندكي آنان مي‌تواند براي ملت ما افتخار آفرين باشد.»

عليرضا افشار افزود: «از سويي ملت ما يكپارچه در برابر تهاجم غرب ايستاده و بخش عمده‌اي از اين ايستادگي بر دوش كارشناسان و صاحب نظران و هنرمندان است.»

در ادامه اين جلسه استاندار خراسان رضوي هم گفت: «حضور و رسالتي كه زن در تحكيم خانواده دارد، مهم است، اما به جوهره سياسي، اجتماعي زن كمتر پرداخته شده است.»

در مراسم پاياني اين جشنواره، در بخش سينمايي ميم مثل مادر بهترين فيلم شد.

جايزه بهترين بازيگري به گلشيفته فراهاني براي فيلم ميم مثل مادر و سه ديپلم افتخار به ترانه عليدوستي براي من ترانه 15 سال دارم، عاطفه رضوي براي سفر به چزابه و فاطمه‌معتمدآريا براي گيلانه اهدا شد.

همچنين جايزه بهترين فيلمنامه به رسول‌صدرعاملي و كامبوزيا پرتوي براي فيلم من ترانه 15 سال دارم، جايزه كارگرداني به زنده‌ياد رسول ملاقلي‌پور براي فيلم ميم مثل مادر و ديپلم افتخار به رخشان بني‌اعتماد و محسن‌عبدالوهاب براي فيلم گيلانه اهدا شد.

جايزه بهترين فيلم به منوچهر محمدي براي تهيه ميم مثل مادر و جايزه ويژه‌اي نيز به شهريار بحراني براي فيلم مريم مقدس رسيد. انجمن زنان هنرمند ستاد آيه‌هاي ايثار و تلاش تنديس و لوح مقاومت را به جمال شورجه كارگردان اهدا كرد.

در اين جشنواره همچنين از احمدرضا درويش، مجيد مجيدي، رخشان بني‌اعتماد، ابراهيم حاتمي‌كيا، پوران درخشنده، انسيه شاه‌حسيني، رسول صدرعاملي و مجتبي راعي براي توجه به زن در فيلم‌هايشان قدرداني شد.

در بخش مستند، وحيد زارع‌زاده براي فيلم خبرنگار جنگي برگزيده شد و ماجد نيسي‌ براي گيسوي آشفته من، صدف فروغي براي سارا در 10 دقيقه و محسن محقق براي ساخت شوك سوم، ليلا نادري نيز براي تحقيق و پژوهش فيلم تسخير و مرتضي پورصمدي براي فيلم‌برداري ميلكان ديپلم افتخار دريافت كردند.

در بخش فيلم كوتاه داستاني، علي بيات براي فيلم در آستانه و دو ديپلم افتخار به مرجان اشرفي‌زاده براي آن بالاكنار جاده و آيدا پناهنده براي روشنايي‌هاي شهر برگزيده شدند.

در بخش فيلمنامه كوتاه بخش ياس زرين ، مهدي محمدي وردآباد براي نگارش فيلمنامه ماه و ابر برگزيده شد و دو لوح تقدير به ناديا معقولي براي عاليه و سهيلا نجم براي فيلمنامه مادر. همچنين جايزه ويژه‌اي به زهره شعباني و پايا ودادي براي نگارش فيلمنامه هنوز دير است اهدا شد.

در بخش طرح سينمايي ياس زرين تيرداد سخايي براي نگارش طرح سينمايي بانوي سپيده‌دم ، محمدرضا رحماني براي تنديس و هادي كريمي و سعيد حاجي ميري براي مشتاق هزاره سوم جايزه گرفتند، همچنين جايزه ويژه اين بخش به پوران درخشنده و شعله شريعتي براي طرح سينمايي معبد رويا اهدا شد.

در بخش فيلم‌هاي 135 ثانيه‌اي، مرجان اشرفي‌زاده براي فيلم گهواره‌ات را تكان خواهد داد جايزه گرفت و شش جايزه به مجيد شتي براي شطرنج‌بازها، زهرا قديري براي زندگي، حسين عرب‌نژاد براي مادرانه، محسن رمضان‌زاده براي پوريا، بهاره رضايي براي بالابر و سعيد ذهني براي لالايي، همچنين جايزه ويژه‌اي به مريم بيگانه براي فيلم شقايق دختر خورشيد اهدا شد.

در اين بخش از پوران درخشنده، سعيد ابراهيمي‌فر، رضا سبحاني و حبيب‌اله بهمني تقدير شد. انجمن نويسندگان و منتقدان سينمايي ايران تنديس خود را در بخش مستند به ماجد نيسي براي فيلم گيسوي آشفته من و در بخش فيلم كوتاه داستاني به مهوش شيخ‌الاسلامي براي فيلم چهارشو اهدا كرد.

در بخش سينمايي ويديويي جايزه بازيگري به لادن طباطبايي براي فيلم بلند گريه كن اهدا شد، در بخش فيلمنامه جايزه به مسعود شاه‌محمدي براي فيلم تماس و يك ديپلم افتخار به صادق كرميار براي فيلمنامه زيارت داده شد، جايزه كارگرداني به مسعود تكاور براي فيلم حضور تعلق گرفت و جايزه بهترين فيلم به حضور به تهيه‌كنندگي محمدرضا شرف‌الدين داده شد.

 

فضلي «با سرعت تاختن» را مي‌نويسد

بايرام فضلي كه باز هم سيب داري؟ او هنوز اكران نشده، مشغول نوشتن فيلمنامه ِ«با سرعت تاختن» براي توليد در بهار سال آينده است.

 

فضلي «با سرعت تاختن» را مي‌نويسد

بايرام فضلي كه باز هم سيب داري؟ او هنوز اكران نشده، مشغول نوشتن فيلمنامه ِ«با سرعت تاختن» براي توليد در بهار سال آينده است.

 

فضلي «با سرعت تاختن» را مي‌نويسد

بايرام فضلي كه باز هم سيب داري؟ او هنوز اكران نشده، مشغول نوشتن فيلمنامه ِ«با سرعت تاختن» براي توليد در بهار سال آينده است.

 

فضلي «با سرعت تاختن» را مي‌نويسد

بايرام فضلي كه باز هم سيب داري؟ او هنوز اكران نشده، مشغول نوشتن فيلمنامه ِ«با سرعت تاختن» براي توليد در بهار سال آينده است.

 

 

 

اخبار سينماي ايران

اخبار سينماي جهان

کليه حقوق اين سايت متعلق به ماهنامه فيلم نگار مي باشد