کاشف جادوی پنهان در حقیقت بی‌رحم!

نویسندگان بزرگ تاریخ سینما وس اندرسون (شماره 198)

  • نویسنده : امیررضا تجویدی

در طول تاریخ سینما، یکی از مهم‌ترین مجادلاتی که همواره هم در میان بدنه سینماگران و هم نظریه‌پردازان مهم حوزه‌های هنری محض و هم‌چنین میان‌رشته‌ای در جریان بوده است، پاسخ‌های متفاوت ایشان به این سؤال بوده که کدام‌یک مهم‌تر است؟ رسیدن به یک بازتاب- بازنمایی بی‌کم‌وکاست اما دراماتیک و هنرمندانه از واقعیت پیرامونی و مسائل و مصایب متعاقب آن – حال این واقعیت، واقعیت اجتماعی یا زیست شهری باشد و خواه مختصات جهان سیاست یا واکاوی تاریخ، آن‌چنان‌که مدنظر هواخواهان سینمای رئال یا ناتورالیستی است- یا ارائه تصویری خیال‌انگیز و نزدیک به جادوی خیال از جهان‌هایی شخصی و وسیع که اگرچه مشکلات جهان واقع در آن محلی از اعراب ندارد، اما وسعت تخیل و جادوی تصوری که در آن ذهن مخاطب را به بازی می‌گیرد، خود به خلق جهانی جدید با منطق و اصول درونی آن ختم می‌شود؛ درست به همان منوال که امثال ملی‌یس آرزوی تحقق آن را داشتند. به عبارت دیگر، آن‌چه در این عمر حال دیگر دراز تاریخ سینما در جریان بوده، عموماً دامن زدن به این کشمکش اساسی بوده که ذات حقیقی سینما و داستان‌گویی از خلال آن بیشتر طالب نمایش جهان واقع است یا برعکس، باید از جادوی این جهان توأمان تصویری و صوتی، برای خلق جهان‌هایی سراسر تخیلی و تصویرهایی حیرت‌آور بهره جست؟ در بحبوحه این کشمکش ازلی- ابدی در میان داعیه‌داران هنر- صنعت- رسانه سینما اما گروه دیگری نیز قد علم کردند که معتقد بوده و هستند که سینما می‌تواند با حرکت در مرز باریک میان واقعیت و خیال، اهداف غایی هر دو جبهه مذکور را در حد اعلایش امکان‌پذیر سازد و از این طریق، دست به خلق جنسی از بازنمایی یا بازتاب واقعیت پیرامونی بزند که اگرچه می‌توان ردپای تحقق مسئله مرکزی و کاتالیزورهای داستانی‌اش را جایی در جهان واقع و با تکیه بر منطق بیرونی درام جست‌وجو کرد، اما شیوه تصویرسازی از آن واقعیت و پروبال دادن به سیر تحول شخصیت‌ها و نمایش اوج و فرود کشمکش‌ها و بحران‌ها در آن، کاملاً با فرایند تخیل و شهود مخاطب وارد بازی و تبادل می‌شود و از این طریق، ما با جنسی از سینمای داستان‌گو مواجه خواهیم بود که راه...