پیوند خارق‌العاده هنر و تکنولوژی

جریان سیال روایت در  فیلمنامه انیمیشن «جریان»

  • نویسنده : اردوان وزیری
  • مترجم :
  • تعداد بازدید: 399

انیمیشن جریان(Flow-2024)  ساخته گینتس زیلبالودیس فیلم‌ساز اهل کشور لیتوانی دستاوردی برجسته در ساخت آثار انیمیشن است که روایتی عمیق را با یک سبک بصری منحصربه‌فرد و خلاقانه ترکیب می‌کند. این انیمیشن حاصل پیوند شگفت‌انگیز هنر و تکنولوژی در بالاترین سطح ممکن در خلق یک جهان یکپارچه است. جهانی یک‌دست و هم‌سان که به مدد بهره‌گیری از تکنولوژی کامپیوتری تک‌تک اجزای آن هم‌چون سازهای متنوع و متعدد یک ارکستر بزرگ در هم‌نوایی با هم داستان را جلو می‌برند. جریان که به‌طور کامل با استفاده از نرم‌افزار  Blenderساخته شده از تکنیک‌های پیشرفته CGI برای خلق دنیایی زنده و پرجزئیات، از جنگل‌های سرسبز تا رودخانه‌های خروشان و آسمان‌های وسیع، به شکلی هنرمندانه و واقع‌گرایانه بهره گرفته است. طراحی محیط‌های چشم‌نواز، رنگ‌های درخشان، نورپردازی طبیعی و حرکت‌های روان آب حس واقع‌گرایی و جادویی بودن را هم‌زمان به مخاطب منتقل می‌کنند.

این انیمیشن روایت‌گر داستان یک گربه تنها است که در پی وقوع یک سیل مهیب و عظیم خانه‌‌ متروکی که در آن زندگی می‌کند از دست می‌دهد. گربه برای نجات خود به یک قایق بادبانی پناه می‌برد و با یک سگ، یک کاپیبارا و یک لمور هم‌سفر می‌شود. در ادامه داستان این جمع ناهمگون با حیوانات دیگری مواجه می‌شوند و در کنار هم ماجراجویی‌ها و حوادث غریبی را پشت سر می‌گذارند که اساس داستان فیلم را شکل می‌دهند. گربه به عنوان قهرمان اصلی با وجود تفاوت‌ها و تنش‌های اولیه، با سایر حیوانات هم‌کاری می‌کند تا در دنیایی که به‌شدت تغییر کرده زنده بماند.

سفر آن‌ها در یک دنیای پسا‌آخرالزمانی که به دلیل نامعلومی زیر آب رفته محور روایت را شکل می‌دهد. داستان این انیمیشن به‌رغم سادگی ظاهری در نگاه اول، مفاهیم ژرف و گسترده‌ای راجع ‌به خودشناسی، روابط اجتماعی، تلاش برای بقا و دوستی و هم‌یاری و هم‌کاری برای فائق آمدن بر مشکلات و مصائب جمعی را مطرح می‌کند. کاوش فیلم در این مضامین از طریق توجه دقیق و موشکافانه نسبت به جزئیات شخصیت‌ها(حیوانات) و روابط بین آن‌ها و طراحی محیطی شگفت‌انگیز یک تجربه سینمایی دل‌چسب و کم‌نظیر به وجود می‌آورد که هم تفکربرانگیز و هم از نظر بصری خیره‌کننده است. جریان در یک رویکرد حیرت‌انگیز بدون استفاده از دیالوگ و تنها با اتکا به تصاویر، موسیقی و صداهای محیطی شخصیت‌های اصلی(حیوانات) را معرفی می‌کند و داستان را پیش می‌برد. شیوه روایت کلید منحصربه‌فرد و عامل اصلی تاثیرگذاری این انیمشین محسوب می‌شود که روش‌های بدیع و تازه‌ای مثل روایت بی‌کلام و نمادها را به کار می‌گیرد. رنگ‌ها، نورپردازی و طراحی صحنه به شکلی هوش‌مندانه در تاروپود داستان تنیده شده‌اند تا روایت‌گر احساسات و وضعیت‌های مختلف شخصیت‌ها باشند. به عنوان مثال رنگ‌های سرد و خاکستری نشان‌دهنده تنهایی و ناامیدی هستند درحالی‌که رنگ‌های گرم‌تر می‌توانند منادی امید و دوستی باشند. از همین طریق است که با پیش‌روی داستان تماشاگر با شخصیت‌ها و دنیای آن‌ها آشنا می‌شود. این شیوه به بیننده فرصت می‌دهد با احساسات و تغییرات شخصیت‌ها(حیوانات) هم‌دلی کرده و به عمق داستان و مفاهیم آن پی ببرد. از طرفی موسیقی و صداهای محیطی نیز به شکل برجسته‌ای در روایت داستان نقش دارند.  موسیقی متن نه تنها به ایجاد جو و حس‌وحال داستان بلکه به انتقال حالات شخصیت‌ها(حیوانات) در مقاطع مختلف داستان کمک می‌کند. صداهای محیطی مانند صدای باران، باد، و حرکت حیوانات، حس واقع‌گرایی و زنده بودن داستان را تقویت می‌کند. تغییرات محیطی نشان‌دهنده گذر زمان و به تبع آن نمایان‌گر تغییر و تحول شخصیت‌ها است.

این استفاده هوشمندانه از فضا و زمان به تماشاگر اجازه می‌دهد تا با دنیای داستان بیشتر آشنا شود و تحول شخصیت‌ها را به خوبی درک کند. تکنولوژی و نرم‌افزار به کار گرفته شده در ساخت این انیمیشن واقع‌گرایی را با نوعی کیفیت رویایی ترکیب و تصاویری به یک نسبت «واقعی» و «رویایی» خلق می‌کند. پالت رنگی فیلم که بسته به موقعیت داستان تغییر می‌کند در کنار سایر مشخصات تکنیکی فیلم نقش عمده‌ای در انتقال اتمسفر هر صحنه ایفا می‌کند. به عنوان نمونه استفاده از تُن‌های رنگی بی‌روح و نورپردازی ملایم در صحنه‌های ابتدایی منتقل‌کننده حس تنهایی و انزوای گربه هستند. اما با پیش‌رفت روایت و همراهی گربه با حیوانات دیگر رنگ‌ها اندکی زنده‌تر می‌شوند تا نمادی از امید و نجات باشند. توجه به تمام جزئیات صحنه، از زنگ زدگی روی قایق بادبانی گرفته تا حرکات ظریف آب، مناظر سیل زده، پوشش گیاهی یا دسته بزرگی از گوزن‌های رم کرده و در حال فرار سطحی از واقع‌گرایی خارق‌العاده و باورپذیر را به این جهان پسا‌آخرالزمانی می‌افزایند. هر صحنه و هر حرکت شخصیت‌ها به دقت طراحی شده تا به داستان و پیام‌های آن عمق بیشتری ببخشد. این شیوه روایت بیننده را قادر می‌کند به شکلی بی‌واسطه با داستان و روند وقوع رویدادها ارتباط برقرار کند. علیرغم فقدان دیالوگ که برگ برنده فیلم و عامل اصلی جذابیت آن به شمار می‌رود انیمیشن جریان مخاطب را عمیقاً درگیر داستان و شخصیت‌هایش می‌کند و تجربه حسی-بصری یگانه‌ای فراهم می‌سازد. توانایی فیلم در برانگیختن توجه و احساسات تماشاگر در دنبال کردن فعالانه داستان حاصل به کارگیری تصاویر بدیعِ بدون دیالوگ و درنتیجه گواهی آشکار از قدرت شیوه روایی فیلم است.

روایت فیلم براساس یک روند سیال طراحی شده که در سطح بیرونی و درونی مدام در حال جنبش و تکاپو است. استفاده از نماهای پیوسته و طولانی و بدون کات و هم‌چنین حرکت دائمی دوربین، موتور محرکه روایت پرانرژی فیلم که یک دم از جنب‌وجوش و تلاطم بازنمی‌ایستد تأمین می‌کند. جریان بی‌وقفه وقایع و حوادث و ضرب‌آهنگ سریع فیلم از یک طرح مونتاژی هماهنگ با سیر وقایع داستان نشئت می‌گیرد که در بده‌بستان با جزئیات قصه روایت را پیش می‌برد. شیوه طراحی انیمیشن، چه در جهان‌سازی و به ویژه در خلق حیوانات یکی دیگر از جنبه های برجسته جریان است. برخلاف شیوه‌های معمول و فانتزی ساخت حیوانات در انیمیشن‌ها، ویژگی‌ها و مشخصات تمام شخصیت‌های این فیلم دقیقا منطبق با واقعیت طراحی و اجرا شده است. به عنوان مثال گربه سیاه محتاط و تا حدی محیل یا سگ‌های پرانرژی‌ و لمور بازیگوش و کنجکاو فیلم عینا شبیه حیوانات واقعی هستند. هر شخصیت با ویژگی‌های منحصربه‌فرد خود، بخشی از داستان را پیش می‌برد. توجه به این جزئیات در خلق انیمیشن حیوانات لایه‌های بیش‌تری به روایت اضافه می‌کند و از طریق واقع‌نمایی دقیق رفتار آن‌ها برقراری ارتباط با این حیوانات را بسیار آسان‌تر و منطقی‌تر جلوه می‌دهد. گربه به عنوان شخصیت اصلی، با حرکات و حالات چهره‌اش احساسات عمیقی مانند ترس، تنهایی، امید و شجاعت را به مخاطب منتقل می‌کند. حیوانات دیگر نیز هرکدام نماد ویژگی‌های خاصی هستند، مانند وفاداری (سگ زرد)، صلح‌طلبی (کاپیبارا) و بازیگوشی (لمور). سبک بصری فیلم صرفا تمهیدی برای پیش‌برد روایت نیست بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از داستان محسوب می‌شود. غیبت انسان در این دنیا باعث می‌شود داستان بر روی انعطاف‌پذیری موجوداتی که در طبیعت زندگی می‌کنند متمرکز بماند و تلاش و تقلای آنان برای بقا در شرایط سخت و دشوار را به تصویر بکشد. به عبارت دیگر داستان فیلم نشان می‌دهد که تغییر بخشی اجتناب‌ناپذیر از زندگی به طور اعم و زیست در طبیعت به طور اخص محسوب می‌شود و سازگاری با شرایط جدید برای بقا ضروری است. گربه و دیگر حیوانات باید یاد بگیرند که با محیط جدید و با یکدیگر کنار بیایند و از طریق هم‌کاری و هم‌فکری و کمک به هم از این شرایط دشوار خلاصی یابند.  فیلم به2طور غیرمستقیم به موضوع تغییرات اقلیمی و تأثیر آن بر زندگی حیوانات و انسان‌ها می‌پردازد؛ چنان‌که سیل بزرگ و ویران‌گر نمادی از تغییرات شدید محیطی ناشی از فعالیت‌های انسانی است و داستان فیلم در لایه‌های زیرین خود لزوم هم‌بستگی همه موجودات زنده در مواجهه با بحران‌های جهانی را مطرح می‌کند. انیمیشن جریان یک اتفاق تازه و دل‌پذیر در سینما است که پیوند عمیقی بین هنر و تکنولوژی برقرار می‌کند و از این طریق داستان جذابی از هم‌یاری و هم‌کاری و دوستی و تلاش و امید برای رسیدن به فردایی بهتر و روشن‌تر را روایت می‌کند.

مرجع مقاله