داستان ناگفته

درباره «شرور» که اقتباس در اقتباسی از جادوگر شهر اُز است

  • نویسنده : CREATIVE SCREENWRITING
  • مترجم : تکتم نوبخت
  • تعداد بازدید: 458

شرور «داستان ناگفته» از جادوگر شهر اُز را به تصویر می‌کشد که در آن نحوه رویارویی گلیندا (به عنوان جادوگر خوب و نماینده خیر) و الفابا ( به عنوان جادوگ شرور و نماینده شر) در مرکز داستان قرار دارد و  مضامینی چون خیر و شر، قدرت‌طلبی و پادآرمانشهری را با نگاه تازه‌ای به مقوله شرارت بازسازی می‌کند. سنیتا آریوو در این فیلم در نقش الفابا تروپ و آریانا گرانده در نقش گالیندا آپلند به ایفای نقش می‌پردازند جاناتان بیلی، ایتان اسلیتر، پیتر دنکلیج از دیگر بازیگران این فیلم هستند. موسیقی شرور در خدمت ترانه است که بخش‌های مهمی از داستان را در نقاط عطف همراهی می کند و درنهایت در اقتباس از نسخه صحنه روح نمایشی را در خود حفظ کرده است.

ویکتور فلمینگ و کینگ ویدور با در ۱۹۳۹ با ساختن جادوگر شهر اُز اثری جاودانه را در تاریخ سینما رقم زدند. فیلمی درخشان و شگفت‌انگیز که در حافظه جمعی مخاطبان سینما ثبت شد. هشتادوپنج سال پس از آن‌که ویکتور فلمینگ با اقتباس سینمایی خیره‌کننده‌اش از رمان فرانک ال بام این فیلم را ساخت و به عنوان یکی ماندگارترین موزیکال‌های تاریخ سینما ثبت شد هم‌چنان به عنوان یک منبع اقتباس شناخته می‌شود که می‌تواند اثری چون شرور را خلق کند و با وجود این‌که در تمام این سال‌ها آثار سینمایی زیادی بر مبنای داستان کلاسیک جادوگر شهر اُز ال بام ساخته شدند و داستان‌های تازه‌ای نوشته و فیلم‌های جدیدی ساخته شدند، اما هیچ‌کدام جدی قلم‌داد نمی‌شد تا این‌که درنهایت تأثیرگذاری این فیلم در طول زمان منجر به خلق «شرور زندگی و زمان جادوگر بدجنس غرب» توسط گریگوری مگوایر در سال۱۹۹۵ شد.

در سال۲۰۰۳ رمان  گریگوری مگوایر که نگاهی نو به شخصیت‌ها و فضای رمان جادوگر شهر اُز داشت در قالب یک تئاتر موزیکال برای اجرا روی صحنه رفت. این نمایش در طی سال‌ها الهام‌بخش بسیاری از کارگردانان تئاتر شد تا اجراهایی از آن را در شیکاگو، لندن، لس‌آنجلس و سانفرانسیسکو به روی صحنه ببرند. این نمایش نامزد ده جایزه تونی شد و سه جایزه را هم کسب کرد و حالا شرور بر اساس این موزیکال جایزه تونی بار دیگر ما را به سرزمین اُز می برد تا پیش‌درآمدی برای رمان کلاسیک فرانک ال بام و فیلم جادوگر شهر اُز ویکتور فلمینگ باشد. در سال ۲۰۰۹ نویسنده رمان «شرور: زندگی و زمان‌های جادوگر بدجنس غرب» گریگوری مگوایر اعلام کرد که امتیاز رمان خود را برای ساخت یک مینی‌سریال فروخته است و بعد از آن تصمیم بر این گرفته شد از رمان مگوایر یک فیلم سینمایی به جای مینی‌سریال اقتباس شود و در نتیجه کارگردان‌های زیادی اعلام حضور کردند که درنهایت پروژه ساخت متوقف شد و به نتیجه‌ای نرسید. این‌که در سال۲۰۲۴ با کارگردانی جان ‌ام چو و انتخاب وینی هولزمن و دانا فاکس به نام نویسنده پروژه مجددا راه افتاد و مشخص شد که مراحل فیلم‌برداری در استودیوی تازه‌تأسیس اسکای الستری در لندن انجام شد.

 فیلم شرور به کارگردانی جان ام چو که پیش از این با فیلم آسیایی‌های خرپول و در ارتفاعات شناخته می‌شد بر اساس موزیکالی که پیش از این توسط هولزمن برای صحنه نوشته شد، ساخته شده. جان ام چو که در زمان افتتاحیه این موزیکال در تئاتر کوران سانفرانسیسکو حضور داشت تحت‌ تأثیر این موزیکال قرار گرفت از وینی هولزمن که با اقتباس از رمان گریگوری مگوایر نمایش صحنه‌ای شرور را طراحی کرده بود، خواست که به عنوان فیلمنامه‌نویس در اقتباس سینمایی این نمایش همکاری کند. جذابیت شرور نسبت به اجرای صحنه‌ای آن در این است که مخاطب خود را کاملا با فضاهای داستانی آشنا و در جهان‌های متفاوتی غرق می‌کند. از مانچیکن گرفته تا دانشگاه شیز و شهر زمرد. سینما محدودیت‌های صحنه‌ای را ندارد و دست کارگردان برای بازسازی فضاها برای بازسازی چنین فضاهایی بازتر است.

شرور که به عنوان اسپین آفی برای جادوگر شهر اُز در نظر گرفته شده است درواقع حاصل چند اقتباس است. این فیلم بر اساس کتاب گریگوری مگوایر با عنوان «زندگی و زمان جادوگر شهر اُز» و هم‌چنین نمایش موزیکال در 2003 به همین نام اثر وینی هولزمن که به یک موزیکال بسیار موفق در برادوی تبدیل شد، ساخته شده. از طرفی منبع اقتباس گریگوری مگوایر برای نوشتن این رمان، فیلم ویکتور فلمینگ جادوگر شهر اُز  بوده که آن فیلم هم نتیجه اقتباس از رمان کلاسیک فرانک ال بام است. و حالا جادوی شیطانی جادوگر شهر اُز با شرور  بعد از یک قرن بعد از نوشتن رمان فرانک ال بام در سال 2024 به عنوان یک فیلم دو قسمتی ادامه پیدا می‌کند. قسمت دوم این فیلم برای اکران در نوامبر ۲۰۲۵ برنامه‌ریزی شده است.

شرور سفر هیجان‌انگیز و پرپستی‌بلندی گلیندا آپلند (آریانا گرانده) و الفابا تروپ (سینیتا اریوو) را به عنوان دو دانشجوی تازه‌وارد دانشگاه شیز به تصویر می‌کشد. دو نفری که هرگز نمی‌شود تصور کرد به عنوان دو دوست در کنار هم قرار بگیرند چون بسیار با هم متفاوتند. آلفابا قدرتی دارد که او را از بقیه دختران هم سن‌وسالش جدا می‌کند. قدرت او در موقع خشم آشکار می‌شود و هیچ کنترلی روی آن ندارد و هم‌چنین او هیچ درکی از این‌که چطور این قدرت کار می‌کند ندارد. او همیشه می‌خواسته که کس دیگری باشد و از رنگ سبزش نیز بیزار است و تمام زندگی‌اش را برای این موضوع جنگیده. او هم ظاهر متفاوت و ترسناکی دارد و هم جادوی او در موقع خشم همه را به وحشت می‌اندازد به همین خاطر می‌خواهد که همیشه تنها بماند. گلیندا به‌طور مشابه نمی‌تواند قدرتی را که به‌واسطه محبوبیت و زیبایی‌اش دارد به خوبی کنترل کند. آن دو با هم پیوندی ایجاد می‌کنند که هر دو را به قدرت و شناخت بهتر خود می‌رساند. تا این‌که در نقطه عطف داستان یک اتفاق مسیر این دو را از یکدیگر جدا می‌کند. و این رویداد ملاقات با جادوگر شهر اُز در یک سوم پایانی فیلم است. در این‌جاست که این دو دوست از هم جدا می‌شوند و قسمت اول به پایان می‌رسد. بعدها و در قسمت دوم این دو دوست برای تحقق سرنوشت خود به عنوان جادوگر خوب شرق (گلیندا) و جادوگر شرور غرب (الفابا) با هم متحد می‌شوند.

شخصیت‌های اُز

شخصیت‌های اصلی جادوگر شهر اُز توسط ال فرانک بام در سال۱۹۰۰ در کتاب جاودانه‌اش به نام جادوگر شهر اوز خلق شدند. در سال۱۹۹۵ گریگوری مگوایر این شخصیت‌ها را در دنیای «قبل از دوروتی» (جودی گارلند) و با تأثیر از فیلم جادوگر شهر اُز ویکتور فلمینگ بازآفرینی کرد. در این رمان که به عنوان پیش‌درآمدی بر فیلم فلمینگ در نظر گرفته می‌شود داستان به پیش از ماجراهای دوروتی و کانزاس برمی‌گردد و دو شخصیت مرکزی داستان حالا الفابا و گلیندا هستند و درواقع «داستان ناگفته» بقیه جادوگران را بررسی می‌کند. گریگوری شخصیت‌های شهر اوز را بار دیگر در این کتاب به تصویر می‌کشد.

همان اندازه که داستان جادوگر شهر اُز در ۱۹۳۹ در اوایل قرن بیستم در یک رابطه گفتمانی با جهان پیرامونش بود به همان اندازه در یک قرن بعد شرور با جهان امروزی خود در ارتباط است. حیوانات هوشمند شهر اُز در این فیلم بدل به معلمانی شده‌اند که در دانشگاه درس می‌دهند و حالا بابت هر مشکل و ناهنجاری اجتماعی مقصر شناخته می‌شوند. در فضای شیطانی این داستان حیوانات به معنای واقعی کلمه و به صورت استعاری صدای خود را از دست می‌دهند. حرف زدن برای آن‌ها ممنوع می‌شود از حضور در دانشگاه و میان مردم منع می‌شوند. یک رهبر کاریزماتیک اُز (جف گلد بلوم) نیز هست که پیروان خود و مردم شهر را با هراس و نفرت‌پراکنی نسبت به دوستان خود به جای گفتن حقیقت‌ها فریب می‌دهد. تا از این راه بتواند به مقاصد خود برسد و بر مردم حکومت کند. این‌ها همان دلیلی است که این فیلم را از جادوگر شهر اُز فلمینگ و از داستان ال فرانک بام جدا می‌کند و این‌که چرا با عنوان «داستان ناگفته» از جادوگر شهر اُز معرفی می‌شود. فیلم با به تصویر کشیدن سویه‌های اجتماعی و سیاسی به زبانی کنایه‌ای نشان می‌دهد که چرخه قدرت چگونه شکل می‌گیرد و عوام‌فریبی چگونه نقش مهمی در شکل‌گیری قدرت دارد. از این منظر این اثر هشداردهنده و دل‌خراش است. دیگر خیلی شبیه کانزاس نیست. به نظر می‌رسد نمادی از فاشیسم نوظهور در زیرلایه‌های متن وجود دارد که غیرقابل‌انکار است.

 

منبع: CREATIVE SCREENWRITING

مرجع مقاله