فیلمنامهنویسان: میکل آنجلو آنتونیونی، الیو بارتولینی، تونیو گوئرا
کارگردان: میکل آنجلو آنتونیونی
مدیر فیلمبرداری: آلدو اسکاواردا
تدوین: ارالدو دا روما
موسیقی: جیوانی فوسکو
بازیگران: گابریل فرزتی (ساندرو)، مونیکا ویتی (کلودیا)، لی ماساری (آنا)، دومینیکه بلانچار(جیلیا)
تهیهکننده: آماتو پناسیلیکو
محصول ایتالیا 1960، 144 دقیقه
1. خارجی- منزل آنا- روز
آنا دختر 25ساله با موهای تیره، با شتاب از حیاط یک ساختمان اشرافی خارج میشود. مسیر سنگفرش را طی میکند که به جادهای خاکی ختم میشود. با عجله قدم برمیدارد و کمی کلافه است. ناگهان پدرش را میبیند، مردی سالخورده، خوشپوش و جدی که کنار خودرو مشکی انگلیسی ایستاده و مشغول صحبت با رانندهاش است.
آنا (با لحنی کنایهآمیز): بابا! اینجایی؟ من اون بالا دنبالت میگشتم.
سکوت. پدرش عمداً نادیدهاش میگیرد. آنا با دقت به او نگاه میکند و میخواهد حالوهوای پدرش را تشخیص دهد. سرانجام پدر به سوی او رو برمیگرداند.
پدر: فکر کردم الان کنارم باشی.
آنا این حرف پدرش را نادیده میگیرد.
آنا: هنوز نرفتم.
پدرش نگاهی طعنهآمیز به او میاندازد. گویی قصد دارد او را معطل کند.
پدر: دیگه مد نیست که اسم قایق رو روی کلاه ملوانی بنویسن؟
آنا: نه، دیگه مد نیست.
سکوت. در همین لحظه، خودرویی آن سوی خیابان توقف میکند. کلودیا، دختری بلوند و 24ساله، دوست آنا، از آن پیاده میشود و در پسزمینه میماند.
پدر: چند روز اونجا میمونی؟
آنا: چهار، پنج روز.