اگر اسکات فرانک داستانی را باارزش میداند، به احتمال زیاد حق با اوست. این فیلمنامهنویس که دو بار نامزد جایزه اسکار شده و تجربه نوشتن فیلمنامه لوگان و ساخت سریال گامبی وزیر را برای نتفلیکس دارد، بار دیگر با این سرویس استریم آنلاین همکاری کرده تا رمانهای جنایی دانمارکی «دپارتمان کیو»نوشته یوسی آدلار-اولسن را به یک سریال تبدیل کند. اما الهامبخش سریال، صرفا این رمانها نبودهاند. فرانک در مصاحبهای توضیح میدهد که ساخت دپارتمان کیو به دلیل علاقه او به نحوه ساخت سریالهایی جنایی انگلیسی محقق شد.
این مصاحبه دقیقا در روزی که سریال در نتفلیکس منتشر شد، انجام شد و اسکات دیویس، نویسنده بریتانیایی از اسکات فرانک پرسید که چی باعث شد او بخواهد رمانهای یوسی آدلار-اولسن را در قالب یک سریال اقتباس کند؟
اسکات فرانک پاسخ داد: «من عاشق نحوه ساخت سریال شما بریتانیاییها هستم. با خودم فکر کردم که من نوآر نوردیک(Nordic noir) را دوست دارم، از کتابها و سریالهایش لذت میبرم. کمکم متوجه شدم که در این ژانر چه اتفاقی میافتد. به عنوان مثال در سریالهای دره شاد و برادچرچ یا حتی نمونه قدیمیتر مظنون، همه آنها داستانی عمیق و شخصیتهایی پیچیدهای دارند.»
حتی با آشنایی سطحی با پروژههای قبلی اسکات فرانک میتوان فهمید که این نویسنده و کارگردان علاقه بسیاری به شخصیتهای پیچیده دارد؛ چه بث هارمون با بازی آنیا تیلور جوی در سریال گامبی وزیر باشد چه ایکس من در فیلم لوگان (جیمز منگولد،۲۰۱۷) .
فرانک ادامه داد: «منظور من فقط مسائل غمانگیز نیست، این کاراکترها جالب هستند و همهشان شخصیتهای خاکستری به حساب میآیند. بعضی اوقات با مشکلات خودشان سروکله میزنند و معمولا در این سریالها یک حس شوخطبعی نیز وجود دارد. و من با خودم فکر کردم که من عاشق اینجور سریالها هستم و خوشحال میشوم که یک روز پروژهای همانند آنها خلق کنم چون از دیدنشان لذت میبرم. فکر کردم که برای خلق سریال سبک بینقصی خواهد بود.»
فرانک درحالی این را میگوید که متیو گود، ستاره سریال دپارتمان کیو ، به خاطر شخصیتهای جدی و با ابهتش مشهور است. انتخاب بازیگر همیشه عنصری حیاتی در روند تولید است و فرانک در مورد انتخاب متیو گود برای این نقش، نظرات خودش را داشت. گود اولین انتخاب اسکات برای نقش شخصیت مهم در دپارتمان کیو بود، چرا که پیش از این باهم در فیلم مراقب (۲۰۰۷) همکاری کرده بودند؛ مراقب نخستین تجربه کارگردانی اسکات فرانک است. با وجودی که متیو گود بارها نقش شخصیتهای «شیک» را در پروژههای گوناگون بازی کرده بود، فرانک به انعطاف، جذابیت و شدت عمل او پی برده بود و میدانست که متیو میتواند بازی مورد نیاز او را ارائه بدهد. علاوه بر متیو گود، فرانک از کل «گروه بازیگران فوقالعاده» تمجید کرد، ترکیبی از بازیگران باتجربه و چهرههای جدید جذاب که میتوانند بدون گفتن حتی یک کلمه، داستانی را روایت کنند.
انتخابهای فنی نیز نقش مهمی در روایت فرانک دارند. او توضیح داد که استفاده عامدانه از نسبت متفاوت تصاویر در بخشی از سریال، تصمیمی دراماتیک بود که برای غوطهور کردن مخاطب در دنیای منزوی یک شخصیت خاص طراحی شده بود. علاوهبراین، ساختار روایی غیرخطی در قسمت اول دپارتمان کیو، یک تصمیم داستانی بود که با هدف ایجاد لحظه مهم وتأثیرگذار و حس گمراهی بینندگان طراحی شده بود.
اسکات درباره میزان شوخطبعی که در داستان وجود دارد، و روند نوشتن سکانسها و دیالوگهای طنز توضیح داد: «گاهی اوقات یک بازیگر زن و مرد را میبینی و میخواهی بیشتر برایشان دیالوگ و سکانس بنویسی. دردپارتمان کیو، چون ما داستان و دیالوگها را همزمان با فیلمبرداری مینوشتیم،که تا حدی برای من متفاوت بود،پس فرصتی برای گفتن این جمله برایم باقی میگذاشت که با خودم بگویم، من میدانم که اینجا بر اساس این بازیگر یا آن بازیگر چه کار خواهم کرد،. اما در بیشتر موارد، همه چیز آنطور که من از پیش طراحی کرده بودم جلو رفت. چند مورد وجود داشت که من بازیگری را برگرداندم، چون فکر میکردم خیلی خوب هستند. صحنهای با کریستی اتکینز( با بازی الن برنمن) در اواخر سریال وجود دارد، وقتی که آنها در زندان به ملاقاتش میروند. من واقعاً میخواستم بنرمن را برگردانم چون او خیلی خوب بود...»
فرانک با نگاهی رو به آینده، نسبت به فصلهای بعدی دپارتمان کیو خوشبین است و ابراز امیدواری میکند که این سریال برای پنج یا شش فصل ادامه یابد و او کتابهای دیگر مجموعه داستان جوسی آدلر اولسن را اقتباس کند. بر همین اساس فرانک توضیح داد: «ادامه دادن تولید سریال کاری بود که میخواستیم انجام دهیم و امیدواریم به تولید ادامه بدهیم. یکی از نکات فصل اول این بود که با حضور همه شخصیتها تمامش میکنیم.
در ابتدا همه کاراکترها در انزوا هستند و زندگی رقتانگیز خودشان را دارند و در پایان، همه با هم در آن زیرزمین کوچک و کثیف قرار میگیرند.»
آیا اسکات فرانک برای فصل دوم یا سوم سریال چارچوب و ایدهای دارد و همانند فصل نخست میخواهد یک پرونده راکد را برگزیند و هر فصل نه اپیزود داشته باشد؟ فرانک عقیده دارد که همه چیز بستگی به کتابها دارد: «کتاب دوم این مجموعه خیلی خوب است، بنابراین ایده خیلی خوبی برای فصل دوم دارم. داستان درباره هم یک پرونده راکد دیگر است و هم یک پرونده در حال بررسی که در حال حاضر هم در حال بررسی آن هستند. بنابراین، من کتاب دوم را انتخاب میکنم. نمیدانم که لزوماً نه قسمت بنویسم. شاید دفعه بعد فقط شش قسمت بنویسم. خواهیم دید. اما میدانم که میخواهم در ادامه چه کار کنم. داستان را در ذهن دارم.»
منبع: پاپورس، کولایدر