Once upon a time in Hollywood

روزی روزگاری در‌ هالیوود

  • نویسنده : میثا محمدی
  • مترجم :
  • تعداد بازدید: 271

فیلمنامه‌نویس و کارگردان: کوئنتین تارانتینو، تهیه‌کننده: دیوید هیمن، تدوین: فرد راسکین، مدیر فیلم‌برداری: رابرت ریچاردسون، بازیگران: لئوناردو دی‌کاپریو، برد پیت، مارگوت روبی، کورت راسل، ژانر: کمدی/ درام، محصول 2019 آمریکا و انگلستان، 159 دقیقه، بودجه: 95-100 میلیون دلار، پخش از سونی پیکچرز ریلیزینگ
خلاصه داستان: ریک دالتون که کار بازیگری را در تلویزیون سیاه‌وسفید آغاز کرده بود و سریال وسترن معروف او از اواخر دهه ۵۰ تا اویل دهه ۶۰ از تلویزیون پخش می‌شد، دوران کاری‌اش رو به افول گذاشته شده است. دالتون درگیر الکل شده و کلیف بوت، بدل همیشگی ریک در فیلم‌ها و دوست صمیمی‌اش در این شرایط سخت کنار اوست. ریک گلایه می‌کند که حرفه کاری او رو به پایان است. کلیف، برعکس دالتون، زمانی ارتشی بوده است و در یک تریلر متروک در نزدیکی ون نایز در شادی و رضایت کامل زندگی می‌کند. شایعاتی هست مبنی بر این‌که کلیف همسرش را به قتل رسانده و فرار کرده است. با گذشت روزها، کلیف در هنرهای رزمی صحنه فیلم‌برداری سریال «زنبور سبز» کار می‌گیرد. کمی بعد، ریک در سریال «لنسر» نقش بدمن را می‌گیرد و درباره بازی با دختر هشت ساله‌ای که نقش مکمل را دارد، وارد بحث فلسفلی می‌شود.
شارون تت همراه همسرش رومن پولانسکی خانه‌ای در کنار خانه ریک در بورلی هیلز کرایه می‌کنند. در مهمانی عمارت پلی بوی استیو مک‌کویین با ماما کاس به مهمانی می‌آید. مک‌کویین با ریک صحبت می‌کند و پشت سر شارون، رومن و دوستشان جی سبرینگ، آرایشگری که هنوز عاشق شارون است، حرف می‌زند و به گفته مک‌کویین او زمانش را با خانواده پولانسکی می‌گذراند و منتظر است رومن این ازدواج را به هم بزند.
بعد از اجرای برجسته ریک در «لنسر» او از سوی مایک شوآرتز، مدیر انتخاب بازیگران، دعوت می‌شود برای فیلم‌برداری فیلم وسترنی در رم بازی کند. او از آینده بازی در این دست فیلم‌ها ناامید است و از نظر او وسترن اسپاگتی در پایین‌ترین سطح سرگرمی‌کنندگی در این دست فیلم‌هاست. او کلیف را نیز با خود به ایتالیا می‌برد و شش ماه در آن‌جا می‌ماند و در فیلم‌های دیگری نیز بازی می‌کند و درنهایت با همسری ایتالیایی برمی‌گردد. با برگشت به‌ هالیوود کلیف دختری را به مزرعه احشام اسکورت می‌کند و متوجه می‌شود او یکی از اعضای خانواده منسون است که در میان محلی‌ها به سرقت و کمین نشستن بدنام هستند و آن مزرعه خانه امن چارلز منسون، تبه‌کار معروف آمریکایی، است.
کلیف و ریک به مزرعه برمی‌گردند و به صحنه جرمی می‌روند که ارتش مونث منسون تت و چند نفر دیگر را به قصد قتل آن‌ها ربوده بودند. ریک و کلیف و بروس لی با خانواده منسون درگیر می‌شوند و تت نجات پیدا می‌کند، اما کلیف می‌میرد. بعد از این جریانات ریک متوجه می‌شود این حرفه دیگر جایی برای جاه‌طلبی او ندارد و دوران او در این عرصه به پایان رسیده است.

مرجع مقاله