دوباره زندگی

  • نویسنده : سعيد نيکورزم
  • مترجم :
  • تعداد بازدید: 85

فيلمنامه‌نويسان: مجید اسماعیلی، امیرمحمد عبدی
کارگردان: رضا فهیمی
بازیگران: گلاب آدینه، شمس لنگرودی
ژانر: درام خانوادگی
داستان
فیلمنامه دوباره زندگی درباره پیرمردی به نام اصلان و پیرزنی به نام ریحانه است. فیلم از جایی آغاز می‌شود که پیرمرد به صورت خودخواسته می‌خواهد به آسایشگاه سالمندان برود. او تلاش می‌کند همسر خود، ریحانه، را متقاعد کند که پیرتر از آن‌اند که بخواهند امورات زندگی را اداره کنند. هم‌چنین اصلان متوجه آلزایمر و فراموش‌کاری ریحانه شده است. به‌خصوص وقتی لیست ریحانه را مبنی بر این‌که مایحتاج را در کدام کابینت گذاشته است، می‌بیند، مطمئن می‌شود آن‌ها برای امورات خود ناگزیر باید به خانه سالمندان بروند. ریحانه ابتدا مخالفت می‌کند، اما بعد از این‌که در راه برگشت از خرید خانه خود را گم می‌کند، متقاعد می‌شود. آن‌ها خانه را مرتب کرده و همه چیز را برای رفتن به خانه سالمندان آماده می‌کنند. در همین زمان ناگهان یک تلفن آن‌ها را از تصمیمشان بازمی‌دارد. پشت خط تنها فرزندشان امیر است که بعد از چند سال دوری قصد دارد به خانه برگردد. با این خبر ریحانه و اصلان از خوشحالی ماجرای خانه سالمندان را فراموش کرده و همه چیز را برای آمدن فرزندشان فراهم می‌کنند. در همین اوضاع خبر می‌رسد امیر دیر می‌رسد. تأخیر زیاد امیر ریحانه و اصلان را نگران می‌کند. سرانجام خبر می‌رسد امیر به همراه همسرش تصادف کرده و در دم درگذشته است. تنها بازمانده آن تصادف نوزاد چند ماهه¬ای است که اکنون تنها قیم او مادربزرگ و پدربزرگش‌ هستند. ورق برمی‌گردد و مجلس سور و شادمانی تبدیل به مجلس عزا می‌شود. اصلان و ریحانه بعد از عزاداری تصمیم می‌گیرند به خانه سالمندان بروند، اما حادثه‌ای منجر به بازگشت آن‌ها به زندگی می‌شود. یک نوزاد که تنها بازمانده تصادف مرگ‌بار و تنها یادگار امیر است، موجب دل‌خوشی پیرمرد و پیرزن می‌شود. آن‌ها تصمیم می‌گیرند قیومیت بچه را قبول و او را بزرگ کنند. البته در ابتدا اصلان مخالفت می‌کند و ماجرای خانه سالمندان را دوباره مطرح می‌کند، اما حالا که ریحانه با بچه اُنس گرفته، دیگر حاضر نیست تن به خواسته اصلان دهد. کمی بعد مهر بچه به دل اصلان هم افتاده و آن‌ها تصمیم می‌گیرند زندگی را دوباره از سر بگیرند. در واقع دست روزگار آن‌ها را وامی‌دارد دوباره در کنار هم زندگی کنند.
خوبی‌های فیلمنامه
فیلمنامه دوباره زندگی داستان خود را ساده و بی‌تکلف تعریف می‌کند و در این بین وقت ما را با صحنه‌های زائدی که خارج از کنش اصلی فیلمنامه باشد، نمی‌گیرد. در حقیقت دوباره زندگی یک داستان مینی‌مال است که با حداقل مصالح دراماتیک ساخته شده است. در واقع تمام رویداد‌های فیلمنامه در راستای کنش اصلی فیلمنامه اتفاق می‌افتد که با خروج هر یک از این صحنه وحدت دراماتیک اثر به هم می‌ریزد. یکی دیگر از خوبی‌های فیلمنامه شخصیت‌پردازی آن است. شخصیت اصلان و ریحانه آن‌قدر جذاب است که بتواند حس سمپاتی را در ما برانگیزد. هم‌چنین شخصیت‌‌ها دارای انگیزه کافی برای تصمیم‌‌ها و انتخاب‌های خود هستند. می‌توان گفت نویسنده توانسته از منظر روان‌شناسی به شخصیت‌‌ها نزدیک شود و مخاطب را درگیر مسائلی کند که برای ریحانه و اصلان پیش آمده است.  
شخصیت‌پردازی
شاید دلیل واقعی موفقیت فیلم مربوط به شخصیت‌های آن باشد. در این بین بازی گلاب آدینه و شمس لنگرودی به فرایند شخصیت‌پردازی کمک کرده است. ما می‌توانیم شخصیت‌‌ها را ببینیم و بشنویم و در یک کلمه با آن‌ها هم‌ذات‌پنداری کنیم.
صحنه ضعیف
به‌سختی می‌توان صحنه ضعیفی در فیلم دوباره زندگی پیدا کرد. اما شاید صحنه چراغانی کردن خانه به منظور ورود پسرشان امیر تا حدودی با اغراق همراه شده است. چنان‌چه آن همه تشریفات برای بازگشت پسرشان تا حدی آلوده به مبالغه است.
درون‌مایه
دوباره زندگی همان‌طور که از اسمش برمی‌آید، درباره امید و زندگی دوباره است. اصلان و ریحانه ـ که حالا پیری به سراغشان آمده ـ هر دو به خاطر مرگ فرزندشان غمگین و افسرده هستند. از سوی دیگر، از آن‌جایی که ریحانه دچار اختلال حواس شده و پیرمرد قادر به اداره امورات زندگی نیست، تصمیم می‌گیرند به طور خودخواسته به خانه سالمندان بروند. اما یک اتفاق، یعنی ورود یک نوزاد به عنوان نوه و تنها بازمانده آن تصادف، نقطه امیدی می‌شود تا اصلان و ریحانه دوباره زندگی را آغاز کنند. 

مرجع مقاله