قسم

  • نویسنده : سعید نیکورزم
  • مترجم :
  • تعداد بازدید: 71

فيلمنامه‌نويس و کارگردان: محسن تنابنده
تهیه‌کنندگان: الهام غفوری، جلیل شعبانی
بازیگران: مهناز افشار، سعید آقاخانی، حسن پورشیرازی، مهران احمدی، گیتی معینی، حسین ملکی، سامان ارسطو
ژانر: معمایی ـ جاده‌ای

داستان
راضیه (مهناز افشار) که تصور می‌کند خواهرش به دست شوهرخواهرش بهمن کشته شده، قصد دارد با اتکا به قانون قسامه انتقام خون خواهرش را بگیرد. بر طبق این قانون اگر شواهد و مدارک در صدور حکم قصاص برای قاضی محرز نباشد، تنها در صورتی قرار مجرمیت صادر می‌شود که ۵۰ تن از اقوام نسبی خانواده مقتول در دادگاه حاضر شوند و به گناه‌کار بودن متهم قسم بخورند.  اکنون راضیه که به دنبال حکم قصاص برای بهمن (مهران احمدی)، شوهرخواهرش، است، حدود ۴۰ تن از اقوام خود را جمع کرده و با اتوبوس برادرشوهرش، جلیل، راهی مشهد می‌شوند تا در مراسم قسامه شرکت کنند. در بین راه ما متوجه می‌شویم که برخی از اقوام راضیه در ارتباط با پرونده تردید دارند و برخی دیگر اصرار بر رضایت و گرفتن دیه دارند. در همین حین اتومبیل خسرو (سعید آقاخانی)، همسر راضیه، سر می‌رسد و اتوبوس را متوقف می‌کند. او قصد دارد اقوام را منصرف یا حداقل به گرفتن دیه راضی کند. خسرو- دوست و مباشر بهمن در گاوداری-  راضی به قصاص نیست و قصد دارد هرطور شده، راضیه را منصرف کند. بااین‌حال راضیه به هیچ قیمتی حاضر نیست کوتاه بیاید. در بین راه خسرو از ماشین پیاده می‌شود و در پی یک جر و بحث مشکوک با برادرش جلیل (حسن پورشیرازی) آن‌ها را ترک می‌کند. اتوبوس دوباره به راه افتاده، اما در بین راه از سوی پلیس متوقف می‌شود. پلیس در جست‌وجوی خسرو است و مدعی است که او یک نفر را با ماشین زیر گرفته است. این خبر راضیه و اقوام او را شوکه می‌کند. با پی‌گیری‌های راضیه از وکیل پرونده او متوجه می‌شود شخصی که خسرو با او تصادف کرده، نجمه، کارگر افغانی گاوداری، است که پیش‌تر علیه بهمن شهادت داده بود. وکیل پرونده در تماس با راضیه به او اطلاع می‌دهد که نجمه شهادت خود را پس گرفته است. اکنون پرسشی که برای راضیه پیش آمده، این است که چه ارتباطی میان نجمه و خسرو وجود دارد و این‌که چرا نجمه شهادت خود را پس گرفته؟ بالاخره بعد از کش‌وقوس‌های فراوان یکی از اقوام راضیه از اتوبوس پیاده و برای کسب اطلاع از وضعیت نجمه راهی بیمارستان می‌شود. اتوبوس دوباره به راه می‌افتد. کمی جلوتر اتومبیلی که بهمن یکی از سرنشینان آن است، به اتوبوس می‌رسد و دستور به توقف می‌دهد. بهمن بسیار عصبانی است و به دنبال خسرو می‌گردد. جلیل که گویی از چیزی خبر دارد، اتوبوس را متوقف نمی‌کند. اما بهمن با جسمی سخت به شیشه اتوبوس می‌کوبد. همین مسئله باعث انحراف اتوبوس و سقوط آن به درون حوضی در کنار جاده می‌شود. خوش‌بختانه عمق حوض زیاد نیست و با این‌که آب وارد ماشین می‌شود، اما سرنشینان را در بر نمی‌گیرد. در این هنگام جلیل که دستپاچه شده، اعتراف می‌کند که خسرو در قسمت بار مخفی شده و در معرض خفگی است. راضیه به کمک دیگر افراد تلاش می‌کنند خسرو را از قسمت بار خارج کنند، اما کلید گم ‌شده و درنهایت خسرو می‌میرد. در انتها و در سکانس آخر فیلم با اعتراف نجمه متوجه می‌شویم قاتل واقعی خسرو است. در واقع خسرو قصد تعرض به راضیه را داشته که نجمه سر می‌رسد و خسرو با جسمی سخت به سر او می‌کوبد. همین ضربه ساعتی بعد منجر به فوت راضیه می‌شود.
سکانس برگزیده
فیلمنامه قسم چند سکانس خوب دارد. اما می‌توان گفت سکانس برگزیده همان صحنه سقوط اتوبوس به داخل حوض در نقطه اوج فیلمنامه است. در این سکانس است که مخاطب با فهمیدن این مسئله که خسرو در قسمت بار مخفی شده، غافل‌گیر می‌شود. تلاش برای نجات خسرو ـ که در حال غرق شدن است ـ از سوی همسرش راضیه و دیگران صحنه‌ای پرتعلیق را برای مخاطب به وجود می‌آورد.   
خوبی‌های فیلمنامه
شاید مهم‌ترین حسن فیلمنامه قسم سوژه و موقعیت دراماتیک جذابی است که نویسنده روی آن دست گذاشته. ما با معمایی مبهم درباره یک قتل روبه‌رو هستیم که درنهایت تنها به واسطه قسامه می‌تواند به سرانجام برسد. این سوژه در قالب فیلمی جاده‌ای درباره افرادی که قرار است صرفاً با قسم خوردن برای زندگی یک انسان تعیین تکلیف کنند، منجر به موقعیت اولیه خوبی شده است. هرچند این موقعیت به‌درستی بسط پیدا نکرده است. یکی دیگر از محاسن فیلمنامه دیالوگ‌نویسی آن است. در این بین ما شاهد دیالوگ‌های طنازانه‌ای از سوی شخصیت‌ها هستیم که هر از گاهی فیلمی را که تمام ماجرای آن در یک اتوبوس می‌گذرد، از یکنواختی درمی‌آورد.
ضعف‌های فیلمنامه
فیلمنامه قسم ضعف‌های زیادی دارد. فیلمنامه علی¬رغم این‌که در آغاز ریتم تندی دارد، اما در ادامه گه‌گاه از ریتم می¬افتد و به‌اصطلاح در عرض پیش می‌رود و شاهد یک‌سری از خرده‌پیرنگ‌های فرعی هستیم که عملاً تأثیری در داستان فیلمنامه ندارد. ضعف دیگر فیلمنامه مربوط به شخصیت‌پردازی است. چنان‌چه می‌توان گفت به غیر از شخصیت اصلی بقیه شخصیت‌ها در حد تیپ باقی می‌مانند و کنش¬گری آن‌ها تأثیری در روند پیشرفت داستان و نتیجه آن ندارد.
درون‌مایه
قسم همچون بسیاری از آثار سینمای ایران به مسئله قصاص می‌پردازد. اما قصد ندارد خود موضوع قصاص را به چالش بکشد. بلکه نویسنده قصد دارد با به چالش کشیدن حکم فقهی قسامه به مسئله «قضاوت» بپردازد. نویسنده انسان‌هایی را تصویر می‌کند که قرار است در مورد جان یک انسان تصمیم‌گیری کنند، اما هیچ‌کدام در نیت خود پاک و صادق نیستند. راضیه که پر از خشم و کینه است و دچار قضاوت زودهنگام شده. سایر شخصیت‌ها در تصمیم خود تردید دارند، اما صرفاً از روی مصلحت و حتی سودجویی درخواست راضیه را پذیرفته¬اند. آن‌ها قرار است در محکمه در مورد یک مسئله مهم قسم بخورند، درحالی‌که در طول فیلم ما می‌بینیم که برخی از آن‌ها به‌راحتی قسم دروغ می‌خورند. آیا به‌راستی این افراد شایسته قضاوت هستند؟

مرجع مقاله