پروازی جسورانه اما بی‌نتیجه

تفاوت ایده پردازی در فیلم داستانی بلند و کوتاه با نگاهی به فیلمنامه «کارت پرواز»

  • نویسنده : مهسا علینقیان
  • مترجم :
  • تعداد بازدید: 98

در این یادداشت می¬کوشیم به این پرسش پاسخ دهیم که آیا ایده فیلمنامه کارت پرواز در بسط و گسترش خود، برای ظرف زمانی یک فیلم بلند توانسته موفق عمل کند و آیا این ایده مناسب یک پیرنگ بلند است یا خیر؟
سه خطی داستان کارت پرواز از این قرار است: ندا زنی تنهاست که برای رفع مشکل مالی مقداری مواد مخدر می¬بلعد تا آن را ترانزیت کند (حادثه محرک)، اما در فرودگاه مواد مخدر در بدنش نشت می¬کند و حالش را دگرگون می¬کند، درنتیجه منصور، همکار او، به خاطر ترس از لو رفتن مانع سفر او می¬شود (عطف اول)، تلاش آن‌ها برای یافتن راه چاره¬ای آغاز می¬شود/ مراجعه به پزشک، تزریق آمپول، بدتر شدن حال ندا، رفتن به بیمارستان، ترس از دستگیری و ترک بیمارستان (کشمکش). تلاش‌ها بی‌فایده می¬ماند و ندا می¬میرد (پایان). رابرت مک‌کی درباره طراحی پرده¬های یک پیرنگ چنین می¬گوید: «ارسطو در کتاب فن شعر به این نتیجه می¬رسد که میان اندازه داستان- زمان لازم برای خواندن یا اجرای آن- و تعداد نقاط عطف عمده¬ای که برای نقل آن ضروری است، رابطه¬ای وجود دارد: هرچه اثر طولانی¬تر باشد، نقاط عطف بیشتری نیاز دارد. با تبعیت از این اصل ارسطویی می¬توان گفت داستان را می¬توان در یک پرده نقل کرد؛ رشته¬ای از صحنه¬ها که مجموعاً چند سکانس را به وجود می¬آورند و به یک نقطه عطف عمده منتهی می¬شوند و داستان به پایان می¬رسد. اما در این صورت داستان باید کوتاه باشد. این در واقع همان داستان کوتاه منثور، نمایشنامه تک پرده¬ای یا فیلم دانشجویی یا تجربی است که احتمالاً زمانی بین پنج تا ۱۲ دقیقه دارند. چنان‌که در سه خطی داستان ذکر شد، فیلمنامه کارت پرواز با یک موضوع جذاب مرکزی (ترانزیت مواد مخدر با بلع) آغاز می¬شود و عملاً در نقطه عطف اول (نشت مواد مخدر درون معده شخصیت و انصراف او از سفر) پایان می¬یابد. تلاش فیلمنامه‌نویس برای ایجاد کشمکش در پرده دوم به دلیل ضعف در طراحی نقاط عطف متنوع به فرازی بدون فرود می¬ماند.
نویسندگان این فیلمنامه کوشیده¬اند با اضافه کردن سکانس¬هایی اضافی، ضعف در طراحی نقاط عطف را جبران کنند. برای نمونه زن با ایمانی که در کنار مسجد می¬کوشد به ندا کمک کند، هیچ تأثیری در روند فیلمنامه نمی¬گذارد و فیلمنامه را تا حد فیلم‌های تلویزیونی آموزشی پایین می¬آورد. نمونه دیگر آن‌جاست که ندا به خاطر آن‌که می¬داند چیزی به پایان عمرش باقی نمانده، به دیدن پسر خردسالش می¬رود تا از دور او را نگاه کند و حمله بی‌رحمانه شوهر سابقش برای بردن بردیا (پسر خردسال)، با این‌که بدبختی ندا را بیش از پیش آشکار می¬کند، باز هم تأثیری در روند فیلمنامه و بهبود یا وخیم کردن وضعیت اولیه ندارد.
محمد گذرآبادی نیز در کتاب فرهنگ فیلمنامه مؤلفه¬های فیلمنامه کوتاه را این‌گونه بیان می¬کند:
¬¬    _ فیلم کوتاه معمولاً از پیرنگ فرعی استفاده نمی¬کند.
و اشکال عدم توفیق در بسط فیلمنامه کارت پرواز نیز همین است؛ هیچ پیرنگ فرعی در پلات وجود ندارد. معدود تلاش¬هایی هم که شده، مانند موقعیتی که منصور نزد یکی از دوستان خود می¬رود تا او راه چاره¬ای جلوی رویشان بگذارد، باز هم حضور این شخصیت، داستانی را با خود نمی¬آورد و تبدیل به یک پیرنگ فرعی نمی¬شود.
_ فیلمنامه کوتاه طرحی کلی از شخصیت¬ها ارائه می¬دهد، بدون ترسیم جزئیات و ظرایف آن‌ها.
در فیلمنامه مذکور با دو شخصیت همراه می¬شویم. یکی ندا که فیلم با او شروع می¬شود؛ مادری مهربان که تن به خوردن مواد مخدر می¬دهد و شناخت ما از این شخصیت تا نیمه¬های پایانی فیلم در همین سطح باقی می¬ماند. و در نیمه پایانی فیلم هم که انگیزه¬ وی برای تن دادن به این کار که نگه داشتن فرزندش نزد خود است، آشکار می¬شود، باز هم چیزی دست داستان را نمی¬گیرد. حتی هدف از قرار دادن این انگیزه برای ندا نیز با عقل جور درنمی¬آید، زیرا بردیا، پسر او، زیر سه سال است و به‌هرحال بنا بر قانون باید نزد مادرش زندگی کند. به هر صورت فیلمنامه‌نویس وارد جزئیات زندگی شخصیت اصلی نمی¬شود و در طول زمان 90 دقیقه طرحی کلی از او و زندگی‌اش برای ما آشکار می¬کند. شخصیت دیگر، منصور، نیز به همین صورت برای مخاطب معرفی می¬شود. او برعکس ندا مدتی است کار ترانزیت مواد مخدر را شروع کرده و حالا انگیزه وی از انتخاب این شغل، رفتن پیش معشوقه¬اش به خارج از کشور است. ما با این کاراکتر نیز در همین اندازه آشنا می¬شویم و هیچ اطلاعات دیگری از او به دست نمی¬آوریم تا انگیزه¬ای برای دنبال کردن داستان او داشته باشیم.
از دیگر مؤلفه¬های فیلمنامه کوتاه تمرکز روی شخصیت¬های کم، مکان¬های محدود و دوره زمانی کوتاه است که فیلمنامه کارت پرواز تقریباً هر سه این ویژگی¬ها را داراست. این بدان معنا نیست که در فیلمنامه بلند هیچ‌یک از این ویژگی¬ها یافت نمی¬شود، بلکه ممکن است تمامی این مختصات را بتوانیم در یک فیلمنامه بلند نیز ببینیم. فیلم¬های لاک، گناه‌کار و کارآگاه مثال¬های نقض این موضوع هستند که تمام مدت فیلم را با یکی دو کاراکتر، در یک زمان محدود و در یک لوکیشن سپری می¬کنیم. اما این دست آثار با استفاده از پیرنگ فرعی، نزدیک شدن به لایه¬های درونی شخصیت¬ها، طراحی نقاط عطف و نقطه اوج مستحکم و... مخاطب را تا پایان با خود همراه می¬کنند.
حال به ابتدای یادداشت می¬رسیم. در پاسخ به پرسش اول که آیا ایده اولیه فیلمنامه کارت پرواز مناسب برای یک فیلم بلند 90 دقیقه¬ای است یا خیر، می¬توان گفت: بله! هر ایده¬ای می¬تواند تبدیل به یک فیلمنامه بلند شود، به شرط آن‌که طراحی پرده¬ها در ساختار شاه¬پیرنگ درست باشد و نزدیک شدن به درونیات شخصیت¬ها و به سلوک رسیدنشان در ساختار خرده‌پیرنگ به‌درستی چیده شده باشد. فیلمنامه کارت پرواز هیچ‌یک از این موارد را برآورده نمی¬سازد و ایده خود را در اندازه یک فیلم کوتاه باقی می-گذارد.

مرجع مقاله