Toy story4

داستان اسباب‌بازی 4

  • نویسنده : میثا محمدی
  • مترجم :
  • تعداد بازدید: 112

فیلمنامه‌نویسان: استفانی فالسوم، اندرو استنتون، کارگردان: جاش کولی، تهیه‌کننده: جوناس ریورا، تدوین: اکسل گیدس، مدیر فیلم‌برداری: پاتریک لین، موسیقی: رندی نیومن، صداپیشگان: جان لاستر، راشیدا جونز، ویل مک کورمک، جاش کولی، والری لاپوینت، ژانر: انیمیشن/ کمدی/ ماجرایی، محصول2019 آمریکا، 100 دقیقه، بودجه: 200 میلیون دلار، درآمد فروش: 671.5 میلیون دلار، پخش از والت دیزنی پیکچرز استودیوز و موشن پیکچرز
خلاصه داستان: اندی هنوز کوچک است و با اسباب‌بازی‌هایش بازی می‌کند. مولی، خواهر کوچک‌تر اندی، خانم بو پیپ و گوسفندهایش را دور می‌اندازد و وودی سعی می‌کند خانم بوپیپ را متقاعد به ماندن کند، اما او می‌گوید بخشی از اسباب‌بازی بودن این است که قبول کنی روزی کنار گذاشته می‌شوی. وودی به این فکر می‌افتد که با بو پیپ برود، اما می‌بیند اندی هنوز به او نیاز دارد، بنابراین با بو پیپ خداحافظی می‌کند.
دو سال بعد از این‌که اندی جوان اسباب‌بازی‌هایش را به بانی می‌بخشد، وودی و دیگر اسباب‌بازی‌های در زندگی‌شان شاد و خوشحال هستند. وودی نگران از این‌که بانی در محیط مهدکوچک راحت نباشد، پنهانی وارد کوله او می‌شود. هم‌کلاسی‌های بانی کاردستی او را مسخره می‌کنند و آن را می‌شکنند و او به گریه می‌افتد. وودی بخش‌های شکسته کاردستی را از سطل آشغال جمع می‌کند و آن قاشق پلاستیکی را دوباره سرهم می‌کند. بونی کاردستی‌اش را به خانه می‌برد و نام او را فورکی می‌گذارد. فورکی در کوله‌پشتی بانی جان می‌گیرد و وودی را شوکه می‌کند. در خانه بانی، فورکی دچار بحران وجود داشتن می‌شود و معتقد است او ساخته شده تا دور انداخته شود، نه این‌که یک اسباب‌بازی باشد. درحالی‌که فورکی اسباب‌بازی مورد علاقه بانی می‌شود، وودی مدام مواظب است فورکی خودش را دور نیندازد.
در مسافرت جاده‌ای خانواده بانی، فورکی خودش را از پنجره بیرون می‌اندازد و وودی نیز به دنبالش می‌رود. سرانجام وودی موفق می‌شود فورکی را متقاعد کند که او یک دورانداختنی است که بانی دوستش دارد. فورکی و وودی راهی پارکی می‌شوند که خانواده بانی در آن‌جا می‌مانند. وودی در یک مغازه عتیقه‌فروشی متوجه چراغ بو می‌شود و داخل مغازه می‌رود و دنبال بو می‌گردد. او و فورکی با عروسکی به نام گابی گابی روبه‌رو می‌شوند که جعبه صدا ندارد و ادعا می‌کند می‌تواند آن‌ها را به بو پیپ برساند، اما کمی بعد معلوم می‌شود تنها هدف او گرفتن جعبه صدای وودی بوده، چراکه مال خودش شکسته است و تا زمانی که خراب است، هیچ بچه‌ای او را نمی‌خرد. وودی با فورکی فرار می‌کند، اما از هم جدا می‌افتند. وودی فرار می‌کند، اما فورکی گیر می‌افتد. در زمین بازی وودی با بو پیپ و گوسفندهایش بیلی، گوت، گروف روبه‌رو می‌شود. حال بو پیپ به عنوان یک عروسک گم‌شده زندگی آزادی دارد و قبول می‌کند در نجات فورکی به وودی کمک کند تا آن را به بانی برگرداند.
در این میان باز به دنبال وودی می‌گردد و سرانجام به وودی و بو پیپ می‌رسد. اما علی‌رغم تلاش همه اسباب‌بازی‌های آن‌ها موفق به نجات فورکی نمی‌شوند و بو پیپ نیز حاضر نیست جان گروهش را دوباره به خطر بیندازد. وودی دوباره با گابی گابی رودررو می‌شود و او به وودی می‌گوید زمانی متعلق به ‌هارمونی، دختر صاحب مغازه، بوده است. وودی در قبال گرفتن فورکی جعبه صدایش را به او می‌دهد.
وودی و فورکی پنهانی وارد کوله‌پشتی بانی که در مغازه جا گذاشته است، می‌شوند و وقتی که بانی برای گرفتن آن برمی‌گردد، وودی می‌بیند ‌هارمونی گابی را پس می‌زند. وودی از فورکی می‌خواهد تنها برود و به باز بگوید کنار چرخ و فلک منتظر او باشد. وودی سراغ گابی می‌رود و از او دعوت می‌کند اسباب‌بازی بانی بشود. بو پیپ و دوستانش برای کمک برمی‌گردند و به طرف کارناوال می‌روند. در آن شلوغی‌های کارناوال گابی وقتی دختربچه گم‌شده گریانی را می‌بیند، تصمیم می‌گیرد عروسک او بشود و دخترک نیز عروسک را برمی‌دارد و به نگهبانی پارک می‌رود و آن‌ها او را نزد والدینش می‌برند. باز که می‌بیند وودی ناراحت است، به او اطمینان می‌دهد بانی بدون او نیز خوب خواهد بود و وودی تصمیم می‌گیرد با بو پیپ بماند.
وودی، بو، گیگل، دوک، داکی و بانی با کارناوال همراه می‌شوند و به بچه‌ها کمک می‌کنند اسباب‌بازی ببرند. بانی نیز در اولین روز کلاس اولش یک کاردستی جدید با چاقوی پلاستیکی می‌سازد و فورکی با اشتیاق خودش را به او معرفی می‌کند.

مرجع مقاله