چاقی!

  • نویسنده : سعید نیکورزم
  • مترجم :
  • تعداد بازدید: 94

فیلمنامه‌نویس و کارگردان: راما قویدل
تهیه‌کننده: علیرضا جلالی، حمید آخوندی
بازیگران: علی مصفا، لادن مستوفی، حمید فرخ‌نژاد، مهسا کرامتی
ژانر: درام

داستان
امیر (علی مصفا) که به حرفه صداگذاری اشتغال دارد، با همسر خود بهار (لادن مستوفی) و دختر کوچکش گندم زندگی آرام و متعادلی دارند تا این‌که با حضور دوست فیلم‌ساز امیر یعنی رامین (حمید فرخ‌نژاد) و نامزدش نوشین (مهسا کرامتی) زندگی آن‌ها دست‌خوش تنش‌هایی می‌شود. داستان از این قرار است که رامین که مردی میان‌سال است، می‌خواهد با دختری جوان به نام نوشین ازدواج کند. او قصد دارد از صدای زیبای نوشین برای بخشی از نریشن کارش استفاده کند. امیر صداگذار فیلم رامین است، اما از قضا از نوشین بدش می‌آید و در برخوردهای اول با او میان آن‌ها تنش شکل می‌گیرد. اما بعد از این‌که ضبط صدای نوشین به پایان می‌رسد، امیر به‌ناگاه با شنیدن صدای نوشین به او علاقه‌‌ای پنهان پیدا می‌کند. امیر چند بار دیگر با نوشین ملاقات می‌کند و کم‌کم این حس علاقه در او تقویت می‌شود. از سوی دیگر، امیر به واسطه چاقی دچار بیماری حرکتی شده و پزشکش تأکید دارد که او باید هر چه سریع‌تر از وزن خود کم کند. امیر در باشگاه ثبت‌نام کرده و فعالیت‌های خود را برای کاهش وزن در کنار رژیم غذایی آغاز می‌کند. در ادامه شاهد تنش امیر با همسایه‌‌‌اش هستیم که این بحث و جدل چند سکانس دیگر ادامه پیدا می‌کند. رابطه پنهانی میان امیر و نوشین قوت می‌گیرد و امیر این مسئله را از همسر و دوستش رامین مخفی می‌کند. از سوی دیگر، علاقه نوشین به رامین رفته رفته کم‌رنگ‌تر می‌شود و همین مسئله رامین را تحت فشار قرار می‌دهد. امیر و نوشین چند بار با هم به صورت پنهانی قرار می‌گذارند. نوشین به امیر هدیه‌‌ای می‌دهد و با هم بیرون می‌روند. کم‌کم بهار به رفتار امیر مظنون می‌شود و با چک کردن تلفن همراهش متوجه می‌شود همسرش به او دروغ می‌گوید، اما برای حفظ خانواده‌‌‌اش و برای پیش‌گیری از تنش با همسرش در برابر این دروغ‌‌‌‌‌ها سکوت می‌کند. درنهایت ارتباط میان امیر و نوشین به هیچ نتیجه‌‌ای نمی‌رسد. ما می‌بینیم که نوشین سوار خودروی امیر می‌شود و تلویحاً از عدم پاسخ‌گویی امیر به عشقش گلایه می‌کند و درنهایت امیر با وجدان خود تنها می‌ماند. در پایان رامین دوباره به سراغ امیر می¬آید و برای همکاری مجدد برای فیلم جدیدش با هم گپ می‌زنند. 
نقاط ضعف فیلمنامه
فیلمنامه چاقی! از همان ابتدا بسیار کم‌جان و کم‌رمق آغاز می‌شود. حادثه محرک فیلمنامه که همان جرقه عشق میان امیر و نوشین است، بدون هیچ منطقی شکل می‌گیرد. معلوم نیست امیر که این همه از نوشین بدش می‌آمده، چگونه ناگهان عاشق او می‌شود. در این‌جا یک خلأ در شخصیت‌پردازی امیر به چشم می‌خورد. اما نکته این است که این حادثه محرک منجر به هیچ کشمکش نفس‌گیری در فیلمنامه نمی‌شود و عملاً گرهی شکل نمی‌گیرد که بخواهد مخاطب را با خود همراه کند. خیانت امیر به همسرش منجر به هیچ تنش چشم‌گیری میان او با همسرش و حتی رامین نمی‌شود. چون اصلاً آن‌ها متوجه این خیانت نمی‌شوند. درنتیجه هیچ ستیزی میان شخصیت‌های فیلم شکل نمی‌گیرد. هیچ آنتاگونیستی در فیلمنامه وجود ندارد و حتی ستیز شخصیت با خود نیز به دلیل عدم پرداخت شخصیت اصلی به هیچ جایی نمی‌رسد. شخصیت‌های فیلمنامه هیچ شناسنامه‌‌ای ندارند. تنها می‌دانیم امیر صداگذار و رامین فیلم‌ساز است، اما هیچ‌ چیز دیگری درباره آن‌ها دستگیرمان نمی‌شود. چون آن‌ها اصلاً دست به انتخاب نمی‌زنند که ما بخواهیم از خلال رفتار آن‌ها شخصیت آن‌ها را درک کنیم. هیچ کنشی در فیلمنامه وجود ندارد و عملاً به منطق علت و معلولی در فیلمنامه بهایی داده نشده است.
نکته دیگر این‌که مسائلی در فیلمنامه مطرح می‌شوند که هیچ کارکردی در فیلمنامه ندارند. مهم‌ترین مسئله، چاقی امیر است که عملاً هیچ کارکرد دراماتیک و حتی تماتیکی هم ندارد. مورد دیگر مشکل امیر با همسایه‌‌‌اش بر سر جای پارک ماشین است. این هم به هیچ جایی ختم نمی‌شود و اگر صحنه‌های مربوط به این سکانس را از فیلمنامه حذف کنیم، هیچ اتفاقی نمی‌افتد. به نظر می‌رسد داستان کم‌جان و لاغر اصلی چندان دست نویسنده را نگرفته و او تلاش کرده با وارد کردن معضلات بی‌ربط به داستان به طریقی زمان فیلم خود را پر کند.  
سکانس ضعیف فیلمنامه
تقریباً دوسوم سکانس‌های فیلمنامه ضعیف است، چراکه عملاً منطق علت و معلولی نمی‌تواند ضرورت دراماتیک آن‌ها را توجیه کند. سکانس‌های مربوط به قصه گفتن امیر برای دخترش چند بار تکرار می‌شود و مشخص نیست قرار است نویسنده به واسطه این سکانس‌‌‌‌‌ها چه چیزی را به ما بگوید. سکانس دعوای امیر با همسایه‌‌‌اش بر سر جای پارک ماشین نیز غیرموجه، تحميلي و اضافی است.
درون‌مایه
فیلمنامه چاقی! مضمون دوگانه‌‌ای دارد. از یک طرف ما با تم خیانت و یک درام خانوادگی روبه‌رو هستیم و از سوی دیگر، با موضوع مسئله چاقی امیر و بیماری‌‌ای که متعاقباً بر اثر این چاقی به سراغش آمده، روبه‌رو هستیم. اما هیچ‌یک از این مضامین تبدیل به مسئله و اصطلاحاً مضمون به درون‌مایه ختم نمی‌شوند. 

مرجع مقاله