ژست‌های ضد انسانی

رابطه کنش و کشمکش در بافت پیرنگ فیلمنامه «مردی بدون سایه»

  • نویسنده : فاطمه فریدن
  • مترجم :
  • تعداد بازدید: 219

ارتباط اصلی کشمکش به عنوان یکی از فاکتورهای مهم در شکل‌گیری پیرنگ نسبت به کنش (زنجیره پیوسته وقایع) این‌گونه تعریف می‌شود که کنش به طور طبیعی نشئت‌گرفته از خواسته شخصیت‌هاست و برخلاف آن کشمکش همچون مانعی عظیم در مسیر زندگی کاراکترها قرار می‌گیرد. بنابراین، جایگاه بنیادین کنش و کشمکش قطعاً در پایه‌ریزی اولیه پیرنگ نقشی اساسی ایفا می‌کند.
در جهت تبیین بهتر این قضیه، چنان‌چه ما کنش را بر اساس تعاریف تئوریکِ متداول در نگارش فیلمنامه به دو بخش «کنشِ پیرنگ» و «کنشِ شخصیت‌پردازی» تقسیم کنیم، کنش شکل‌یافته در فیلمنامه مردی بدون سایه بیشتر مرتبط با گزینه دوم است. از آن‌جا که کنشِ شخصیت به عنوان یکی از ارکان اساسی در ساختار داستان ارتباط تنگاتنگی با فعالیت‌های پیرنگ نداشته و صرفاً مبتنی بر کردار شخصیِ فرد در مواجهه با شرایط بحرانی است، به این ترتیب، هر کاراکتر فارغ از اتفاقاتی که در جریان اصلی روایت (پیرنگ) رخ می‌دهد، شخصاً قادر به تولید کنش‌های منحصربه‌فرد یا فزاینده خواهد بود.  
موازی با این جریان، مرحله‌ای به نام کشمکش قرار دارد که واکنشی هیجانی است در مقابل کنشِ پیرنگ و عموماً به دو صورت درونی و بیرونی ظهور می‌یابد. به عنوان نمونه، کنشِ ماهان کوشیار (علی مصفا) نسبت به نوسان‌های رفتاری همسرش سایه (لیلا حاتمی) که در آغاز صورتی از کشمکش‌های درونی و غیرفیزیکی (فرد با خودش) گرفته، به‌تدریج زمینه¬ساز ایجاد کنشی بیرونی و درعین حال نامعقول می‌گردد.
کشمکش و درگیری فیزیکی ماهان با سایه در حقیقت حاصل جمع‌بندی ناقص و طرز فکر غیرمنطقی این مرد بوده که طی مدت زمانی اندک، شک و تردیدی دائمی را به جانش می‌اندازد و مانند سایه‌ای او را همراهی می‌کند. این رفتار خودآزاردهنده را که غالباً با ستیزی درونی همراه شده، می‌توان همانند آینه‌ای مقابل روی مرد دیگری تصور کرد که همسرش را به علت سوءظن‌های فراوان به قتل رسانده و ماهان نیز با ساختن فیلمی مستند از آنان عامل فاش شدن نام آن زن و موجب تخریب آبروی خانواده‌اش در شبکه‌های مجازی و رسانه‌های مختلف شده است.
نمونه واضح دیگر از نوع آزار و کشمکش‌های درونی، کاراکتر فواد (امیر آقایی) است که به علت ارتباطی پنهانی با زنی دیگر مرتکب عملی غیرانسانی می‌شود. اگرچه ازدواج موقت او با یک زن ظاهراً وجهه شرعی و قانونی می¬گیرد، اما فواد آگاهانه و به واسطه کنشی خودخواسته به عذاب روحی و کشمکش‌های درونی همسرش (نسیم ادبی) که مبتلا به بیماری ام‌اس شده، دامن زده است. سکانس گفت‌وگوی این دو کاراکتر در حیاط خانه فواد مصداقی است بر این نکته که همسرش از مدت‌ها پیش به روابط مختلف فواد پی برده، اما به علت وضعیت خاص جسمانی‌اش، حربه‌ای برای انتقام از فواد در دست نداشته است.
از سوی دیگر، حضور هم‌زمان آن زن ناشناس که با فواد رابطه‌ای مخفی برقرار کرده، به هنگام خروج از فرودگاه و از نگاه ماهان که صرفاً او را در تاریکی شب و از فاصله‌ای بسیار دور مشاهده کرده و به دلیل شباهت ظاهری آن زن به همسرش، سِیلی از سوءتفاهم‌ها را به افکار خود رانده است، بدیهی‌ترین راه‌کار می‌شود برای جدال فیزیکی و از میان بردن سایه. از این جهت، ماهان کاراکتری است که بر اثر درک نادرست از یک قضیه و ناکام ماندن در گشایش گره‌های ذهنیِ و بی‌شمار، تصویر و تصورات وارونه‌ای را در ذهن خویش انباشته می‌کند.
نخستین پیامدی که اغلب از چنین تفکراتی حاصل می‌شود، نگاه وسواس‌گونه و تردیدبرانگیز هر انسان نسبت به رخدادهای پیرامون خویش است که در ادامه به ازدیاد تصویرسازی‌های غیرعقلی و منشعب از بی‌منطقی می‌پیوندد. برای تشریح بیشتر این قضیه می‌توانیم از سکانسی یاد کنیم که ماهان در گوشه‌ای خلوت از جمع مهمانی شبانه با دختری به نام خورشید- که پیش از این نقش زنِ مقتول فیلمش را بر عهده داشته- گفت‌وگو می‌کند و دست آخر نیز هویت واقعی دختر را تشخیص نمی‌دهد. معنای ضمنی از تداعی ذهنیِ ماهان در آن لحظات را می‌توان کنشی حساسیت¬زا نسبت به موضوع فیلم مستندش تلقی کرد که البته در این فیلمنامه به شکلی اغراق‌شده صورتی عینی می‌یابد و درنهایت نیز گریبان زندگی ماهان را می‌گیرد.
یکی دیگر از نمونه‌هایی که به تشدیدِ تشکیک در اذهان کاراکترهای این فیلمنامه و هم‌چنین به توهم و فضای تعلیق‌آفرین در گونه ملودرام‌های ایرانی مدد می‌رساند، کاربرد یک نشانه یا موتیف کلیشه‌ای است که به مرور عامل درگیری روحی و سپس کشمکش‌های درونی شخصیت‌ها می‌شود. به این ترتیب که در صحنه‌هایی از نیمه ابتدایی فیلم، بخشیدن یک هدیه از طرف فواد بهانه‌ای می‌شود برای خیال‌بافی‌های پیاپی و بروز افکار منفی ماهان که در این حالت قدرت فکر کردن را از او سلب می‌کند. درحالی‌که این شیشه عطر هدیه‌ای بوده که فواد به عنوان رئیس و در روز زن به همه کارکنان خانم در شرکت اهدا کرده است. علاوه بر آن، تلاطم‌های روحی ماهان که محصول خودزنی‌های بی‌ثمر و شدت یافتن چالش‌های همیشگی او بوده، به انضمام خرده عوامل دیگر از جمله بی‌کار شدن ناگهانی‌اش به سبب انتشار غیرقانونی فیلم مستند، به عنوان ابزاری پراهمیت در بسط و گسترش کشمکش‌های مستمر سهیم می‌شوند.
ظهور کشمکش در این نوع صورت‌بندی غالباً تا مرحله پیش از تولید و انتشار به صورت نیرویی بالقوه و اثرگذار بر سطح کنش در جریان باقی می‌ماند و در مراحل آتی و به وسیله مشاجره یا حمله‌های فیزیکی (کشمکش فرد با دیگران) به تولید تنش‌های پیاپی پیرامون کاراکترها می‌انجامد. تفسیر ابتدایی از چنین وضعیتی به ما گوشزد می‌کند که هسته کشمکش‌های از این قبیل همواره باید مولد جریان‌هایی شود که کنش‌های نهفته در پیرنگ را پوشش می‌دهند. این مورد مهم از نگاه نظریه‌پردازانِ درام نیز به گونه‌ای توصیف می¬شود که اذعان کند کشمکش باید «سنتزی باشد حاصل از تزِ شخصیت اول و آنتی تزِ مخالفان او»؛ یعنی تقابل کاراکترها و مجموعه رفتارهایشان رویاروی یکدیگر عمداً باید عواملی را برای بروز کشمکش‌های محرک و فرارونده در روند تکاملی پیرنگ فراهم کنند. هم‌چنین، در تعاریفی که غالباً از کنش ارائه می‌شود، کنش‌های مربوط به کاراکترها باید درنهایت به تعلیق و تنش بینجامد. اما کنشِ شخصیت‌پردازی همان‌گونه که پیش از این نیز بیان شد، غالباً فعالیت‌هایی موازی با پیرنگ است که شخصیت بر اساس خلق‌وخو، سلایق و آمال و امیال خود در فیلمنامه انجام می‌دهد. مهم‌ترین بخش آن نیز بر حسب آرای نظریه‌سازان با مفهومی به نام «تضاد» تکامل می‌یابد که عموماً نمایشی است از رفتار کاراکتر در تضاد با کنش‌های متفاوتی که انجام می‌دهد. نمونه بارز آن در این فیلمنامه، کاراکتر ماهان است که با توجه به رفتارهای انسانی و عکس‌العمل‌هایی که نسبت به خشونت علیه زنان نشان می‌دهد، کمتر کسی انتظار اِعمال خشونت و خون‌ریزی از سوی او را دارد. اما همین کاراکتر به وقت لزوم و در اقدامی هیجانی دست به کشتن یک زن می‌زند. بنابراین، پیامد اصلی کنش ماهان در سکانس بازگشت سایه از سفر به خانه و جدل فیزیکی با ماهان که سرانجام منجر به نابودی این زن می‌شود، به‌خوبی مشخص شده و مؤید همین نکته است. ترسیم چنین تضادی در نحوه اعمال و رفتار ماهان که محصول عمده اوهام او از رابطه خیالی سایه و فواد بوده، مخاطب را طی تماشای فیلم، با انبوهی از تناقضات شخصیتی این کاراکتر مواجه می‌کند. در این دیدگاه، نگاه آزاداندیش و منطقی ماهان از سویی به ما نشان می‌دهد که یک مرد نباید نسبت به همسرش تا این اندازه مشکوک باشد و ساختن فیلم مستند نیز بیانیه‌ای در راستای ابراز همین عقیده است. اما از سوی دیگر، وقتی که ماهان خود در شرایطی نظیر داستان واقعی فیلمش قرار می‌گیرد، تصمیمی غیرعاقلانه و مشابه با عمل مردی که همسرش را به قتل رسانده، اتخاذ می‌کند.
مجموعه کنش و واکنش‌های ذهنی ماهان که بخشی از آن حاصل علاقه‌ای وافر نسبت به سایه بوده، نه‌تنها موجب نابودی یک فرد، که سبب متلاشی شدن یک مجموعه می‌شود. از جمله این موارد، نمایشی است که ماهان برای از میان رفتن ردپای خودش از ماجرا و منحرف شدن ذهن مأموران پلیس در خانه و محل کار فواد به راه می‌اندازد و با بی‌گناه جلوه دادنِ خود، هم‌زمان مرگ سایه را نیز نمی‌پذیرد. ماهان بر اثر فشارهای روحی فراوان طی مدت زمانی معین، شکست‌های مداوم و مأیوس شدن از وضعیت فعلیِ زیستنِ خویش در جهانی فاقد حامی و نجات‌دهنده درواقع به عملی غیرانسانی دست می‌زند. این در حالی است که او در رویارویی با معضلات اجتماعی همواره شعار انسانی بودن سر می‌دهد.

*برخی تعاریف تخصصی برگرفته و تحلیلی است از دو کتاب تئاتر قانون‌گذاری (فصل کشمکش) و فرهنگ فیلمنامه

مرجع مقاله