Ready or not

حاضری یا نه

  • نویسنده : میثا محمدی
  • مترجم :
  • تعداد بازدید: 99



فیلمنامه‌نویسان: گای بوسیک، آر. کریستوفر مورفی، کارگردانان: مت بتینیلی- اولپین، تیلر ژیلت، تهیه‌کننده: تریپ وینسون، تدوین: ترل گیبسون، مدیر فیلم‌برداری: برت جات کیویجز، موسیقی: برایان تیلر، بازیگران: سامارا ویوینگ، آدام برودی، مارک او برین، هنری سزرنی، ژانر: کمدی/ معمایی/ ترسناک، محصول 2019 آمریکا، 95 دقیقه، بودجه: 6 میلیون دلار، درآمد فروش: 31.9میلیون دلار، پخش از والت دیزنی استودیوز و موشن پیکچرز
خلاصه داستان: الکس لی دوماس و برادرش دنیل از خانواده متمول لی دوماس شاهد مرگ مردی به نام چارلز هستند که به‌تازگی با عمه‌شان هلن ازدواج کرده است. ۳۰ سال بعد خانواده لی دوماس در شب عروسی و حضور عضو جدید خانواده آماده شروع بازی سنتی و خانوادگی‌شان می‌شوند. الکس که همیشه از خانواده دوری می‌کرده، به‌تازگی با گریس در امارت لی دوماس ازدواج کرده است.
نیمه‌شب گریس نیز به بازی خانواده ملحق می‌شود و از او می‌خواهند از جعبه چوبی کارت بکشد و کاری را که روی کارت نوشته شده است، انجام دهد. حاضرین در این بازی، الکس، دنیل، پدرشان تونی، مادرشان بکی، چریتی همسر دنیل، امیلی خواهر معتاد الکس، فیچ برادلی همسر امیلی و هلن خواهر بزرگ‌تر تونی هستند. تونی توضیح می‌دهد که پدربزرگشان ویکتور لی دوماس با مردی به نام آقای لی بیل قراری بسته است که در سرنوشت این خانواده بسیار تاثیرگذار است.
گریس کارتی از جعبه بیرون می‌کشد که روی آن نوشته شده است «قایم باشک» و گریس متوجه می‌شود که بازی ساده‌ای در پیش است. گریس بیرون می‌رود و جایی در املاک لی دوماس پنهان می‌شود و الکس و دیگر اعضای خانواده مجهز به تسلیحات قدیمی می‌شوند تا گریس را شکار کنند.
الکس سعی می‌کند پیش از خانواده‌اش گریس را پیدا کند و آن دو می‌بینند که امیلی خیلی اتفاقی باعث مرگ یک خدمتکار می‌شود. الکس به گریس خبر می‌دهد که قایم باشک تنها کارتی است که از آن جعبه بیرون می‌آید تا خانواده لی دوماس فورا کمر به قتل گریس ببندند. خانوده لی دوماس معتقدند اگر تا سپیده‌دم نتوانند گریس را بکشند، همه آن‌ها طبق توافقی که ویکتور لی دوماس با آقای لی بیل، شیطان، بسته است، خواهند مرد. الکس برخلاف سنت خانوادگی‌شان به گریس قول می‌دهد به فرار او کمک کند. الکس به گریس می‌گوید در آشپزخانه در خروجی را پیدا کند و خودش به اتاق مخفی خانه می‌رود.
درحالی‌که گریس به دنبال راه خروج است، دومین خدمتکار نیز تصادفی کشته می‌شود و دنیل که الکس را دوست دارد و از ماهیت خانواده‌اش متنفر است، به گریس اجازه می‌دهد فرار کند. الکس دوربین‌های امنیتی املاک را از کار می‌اندازد و قفل درهای خانه را باز می‌کند. الکس لو می‌رود و خانواده‌اش او را دستگیر می‌کنند.
سومین خدمتکار نیز تصادفی به دست امیلی کشته می‌شود. استیونز به خانواده خبر می‌دهد که گریس خانه را ترک کرده است، اما قول می‌دهد او را دستگیر کند. گریس در حال فرار است که جورجی، پسر امیلی، به او شلیک می‌کند و دست گریس زخمی می‌شود. استیونس با اتومبیل گریس را تعقیب می‌کند و درحالی‌که سعی دارد گریس را ببندد، گریس فرار می‌کند.
گریس سوار اتومبیل می‌شود و با پشتیبانی شرکت اتومبیل تماس می‌گیرد و به او گفته می‌شود از آن اتومبیل گزارش دزدی داده شده است و آن‌ها اتومبیل را از کار انداخته‌اند و همین معطلی سبب می‌شود استیونس به گریس برسد و او را دستگیر کند. درحالی‌که استیونس او را با اتومبیل برمی‌گرداند، گریس با شلوغ‌کاری سبب تصادف می‌شود و استیونس را می‌کشد. اما دنیل که می‌داند تونی او را زیر نظر دارد، گریس را بی‌هوش می‌کند و او را دستگیر می‌کند. خانواده لی دوماس آماده می‌شوند گریس را با مراسم شیطانی قربانی کنند. بعد از این‌که خانواده از یک جام نوشیدنی می‌نوشند، همه آن‌ها غیر از دنیل شروع به بالا آوردن می‌کنند. او نوشیدنی را مسموم کرده و معتقد است خانواده‌اش مستحق مرگ هستند.
در این میان الکس فرار می‌کند. دنیل نیز گریس را آزاد می‌کند و آن دو سعی در فرار از خانه دارند که چریتی از پشت به دنیل شلیک می‌کند و او را می‌کشد. بعد از این‌که خانه به اتش کشیده می‌شود، گریس با بکی درگیر می‌شود و مجبور می‌شود با ضربات پی‌درپی با یک جعبه او را بکشد. الکس می‌رسد و فکر می‌کند گریس هم بکی و هم دنیل را کشته است و گریس را به خاطر خانواده‌اش می‌گیرد تا او را قربانی کنند.
وقتی خانواده لی دوماس سعی دارند گریس را بکشند، گریس در تقلا برای آزدی است و هلن می‌گوید که سپیده‌دم شده است. به نظر می‌رسد هیچ اتفاقی برای خانواده نیفتاده است تا این‌که هلن سعی می‌کند قوانین را زیر پا بگذارد و بعد از سپیده‌دم گریس را بکشد. اعضای خانواده لی دوماس یک به یک غیر از گریس منفجر می‌شوند. الکس درمانده به گریس التماس می‌کند که او را ببخشد، گریس نیز می‌گوید که می‌خواهد از او طلاق بگیرد و حلقه‌اش را پرت می‌کند درست پیش از این‌که الکس منفجر شود.
درحالی‌که خانه در آتش می‌سوزد، گریس برای لحظه‌ای روح آقای لی بیل را می‌بیند که روی صندلی نشسته است و رهایی او را تصدیق می‌کند. صبح می‌شود و گریس روی پله‌های عمارت نشسته است، درحالی‌که خانه پشت سرش نابود شده است.

مرجع مقاله