Tolkien

تولکین

  • نویسنده : میثا محمدی
  • مترجم :
  • تعداد بازدید: 86

فیلمنامه‌نویسان: دیوید گلیسون، استفن برسفورد، کارگردان: دمه کاروکسکی، تهیه‌کننده: پیتر چرنین، تدوین: هذی یلونین، مدیر فیلم‌برداری: لاس فرانک، موسیقی: توماس نیومن، بازیگران: نیکولاس هولت، لیلی کولینز، کلم مینی، درک جیکوب، ژانر: زندگی‌نامه/ درام، محصول 2019 آمریکا، 112 دقیقه، بودجه: 20 میلیون دلار، درآمد فروش: 7.8 میلیون دلار، پخش از والت دیزنی استودیوز و موشن پیکچرز
خلاصه داستان: تولکین و برادرش همراه مادرشان در یک آپارتمان کوچک در بیرمنگام زندگی می‌کنند و با مشکلات مالی روبه‌رو هستند و در این میان کشیش محلی تنها کسی است که به آن‌ها کمک‌هایی می‌کند. مادر آن‌ها زنی حامی و پرمهر است که سعی دارد با داستان‌های تخیلی که برای دو پسرش تعریف می‌کند، اوقات خوشی را برای آن‌ها بسازد. مادر مریض است و یک روز که تولکین از مدرسه به خانه بازمی‌گردد، می‌بیند بدن مادرش روی صندلی به یک طرف خم شده است و وقتی او را لمس می‌کند، متوجه می‌شود مادرش فوت کرده است. کشیش سراغ بچه‌ها می‌آید و سعی می‌کند در یک خانه امن یا یتیم‌خانه جایی برای آن دو پیدا کند.
زنی ثروتمند و مهربان در شهر پیدا می‌شود که از تولکین و برادرش حمایت کند و آن‌ها به یک خانه فرستاده می‌شوند تا به تحصیلاتشان هم ادامه دهند. در آن‌جا تولکین با ادیث برات آشنا می‌شود که او نیز به عنوان فرزندخوانده در همان خانه زندگی می‌کند و شیفته موسیقی است. آن دو به خاطر حس مشترکشان در عشق به موسیقی دوست‌های نزدیکی می‌شوند و در کنسرت‌های محلی و برنامه‌های موسیقی شرکت می‌کنند.
تولکین زمانی که به مدرسه فرستاده شد، با گروهی سه نفره دوست می‌شود و با وجود آن‌ها انگیزه بیشتری پیدا می‌کند. رفاقت آن‌ها سال‌ها ادامه پیدا می‌کند. در این میان تولکین به رابطه‌اش با ادیث نیز ادامه می‌دهد و عاشق او می‌شود. کشیش که حامی تولکین است، از رابطه این دو باخبر می‌شود و به تولکین خاطرنشان می‌کند که ادیث کاتولیک نیست. او مدتی بعد به تولکین می‌گوید از آن‌جایی ‌که بعد از مرگ مادرش او قیم تولکین است، اجازه نمی‌دهد تا زمانی که تولکین به سن 21 سالگی نرسیده، با ادیث باشد. این خبر خوبی برای تولکین نیست و او نمی‌خواهد کمک‌های مالی کشیش را برای ادامه تحصیل از دست بدهد.
با شروع جنگ جهانی اول چهار دوست در ارتش ثبت‌نام می‌کنند. در طول جنگ دو نفر از دوستان تولکین می‌میرند و یکی هم معلول و موجی می‌شود و بعد از جنگ کاملاً ازکارافتاده می‌شود. تولکین نیز که به‌شدت مجروح شده است، به بیمارستانی در انگلستان منتقل می‌شود و چندین هفته در بی‌هوشی به سر می‌برد. تولکین وقتی به هوش می‌آید، می‌بیند که ادیث وفادارانه روزهاست که بالای سر او بوده و تمام مدتی که او در بیمارستان بوده، ادیث حتی یک لحظه هم او را ترک نکرده است. تولکین که به‌شدت تحت تأثیر این وفاداری قرار گرفته است، از ادیث درخواست ازدواج می‌کند. این زوج با هم به سنین پیری می‌رسند، درحالی‌که تولکین در همان دانشگاهی که خودش درس خوانده بود، استاد دانشگاه است.

مرجع مقاله