سینمای دینی

سینمای عاشورایی 60 ابرروایت (23)

  • نویسنده : نصرت‌الله تابش
  • مترجم :
  • تعداد بازدید: 207

در شماره گذشته بحث مقدماتی درباره الزامات و مشکلات مربوط به نمایش چهره­ معصومین (صلوات‌الله علیهم اجمعین) در سینما و تئاتر را آغاز کردیم و به بعضی از نظرات موافق و مخالف اشاره اجمالی داشتیم که حال به تفضیل آن می­پردازیم.

 یکی از فیلم­ هایی که به بحث درباره نمایش چهره معصومین(ع) دامن زد و بالاخره به توقیف فیلم نیز منجر شد، فیلم رستاخیز ساخته احمدرضا درویش است که در آن به جز چهره­ امام‌حسین(ع) بقیه­ اولیای کربلا از جمله حضرت ابوالفضل العباس(ع) و حضرت علی‌اکبر(ع) و حضرت قاسم(ع) به نمایش درآمد. سازندگان آن فیلم اقدام خود را مستند به فتوای حضرت آیت‌الله سیستانی اعلام کردند و بیان کردند که ایشان در فتوایشان در پاسخ به این پرسش «صورت‌گری و صحنه ­سازی از زندگانی محمد(ص) با دیگر پیامبران گذشته یا معصومین(ع) یا هر راز و رمز مقدس تاریخی و نشان دادن آن­ها بر پرده سینما یا صفحه تلویزیون یا تئاتر و غیره جایز است؟» فرموده‌اند: اگر اصل حرمت و بزرگداشت آنان رعایت شود و شخصیت مقدس آنان را در اذهان مردم خدشه­ دار نکند، مانعی ندارد. هم‌چنین ایشان در پاسخ به سؤال دیگری با این مضمون که آیا بازیگران می ­توانند در نمایش نقش شخصیت­ های مقدسی همچون حضرت زینب(س) و حضرت عباس(ع) را بازی کنند؟ گفته­ اند: اگر مشتمل بر هتک یا محرمی دیگر باشد، جایز نیست. (به نقل از ایلنا)

 در سریال مختارنامه نیز وقتی برخی از مراجع محترم مطلع شدند که قرار است چهره­ حضرت ابوالفضل العباس(ع) نشان داده شود، به‌شدت با آن مخالفت کردند، که موجب حذف سکانس ­های مربوط به نبرد حضرت عباس(ع) از سریال مختارنامه شد. هر چند بعدها در فضای مجازی قسمت­ های حذف‌شده این سریال به نمایش درآمد. بنابراین ابتدا باید نگاهی به فتاوای مراجع معظم تقلید در این زمینه بیندازیم.

امام خمینی(ره) درباره تعزیه در پاسخ به پرسش‌گری که گفته است پس از انقلاب عده­ ای نمایش تعزیه را حرام می ­دانند، درحالی‌که در گذشته چنین نبوده است، فرموده ­اند: شبیه­ خوانی اگر مشتمل بر حرام نباشد و موجب وهن مذهب نشود، اشکال ندارد، ولی بهتر است به جای آن، مجالس روضه‌خوانی برپا کنند. (به نقل از پرتال امام خمینی (ره))

در پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری در این‌باره چنین آمده است:

«سؤال: در برخی مناطق، به‌خصوص روستاها مراسم شبیه‌خوانی برگزار می­ شود که گاهی اثر مثبتی در نفوس مردم دارد. برگزاری این مراسم چه حکمی دارد؟

جواب: اگر مراسم شبیه­ خوانی مستلزم و مشتمل بر امور دروغ و باطل نباشد و با توجه به مقتضیات زمان باعث وهن مذهب نباشد، اشکال ندارد، ولی در عین حال بهتر است مجالس وعظ و ارشاد و ذکر مصایب حسینی و مرثیه‌خوانی بر پا شود.»

 همان‌طور که ملاحظه می ­کنید، فتوای مقام معظم رهبری مطابق با فتوای امام خمینی(ره) و آیت‌الله سیستانی است. در این فتاوا روی دو نکته تأکید شده است. اولاً تعزیه نباید با مسلمات تاریخی و سیره معصومین(ع) مغایرت داشته باشد. ثانیاً نباید موجبات وهن چهره معصومین(ع) و مذهب را فراهم سازد.

مراجعه به فتوای حضرات مراجع معظم نشان می ­دهد که اکثراً معتقدند اگر دو شرط مذکور مراعات شود، نمایش چهره معصومین(ع) اشکالی ندارد. اما در این میان مراجعی هم هستند که مطلقاً این امر را حرام می‌دانند. به یکی از پرسش­ هایی که در سایت پرسمان دانشگاهیان مطرح شده است و جواب آن توجه فرمایید. این پرسش درباره تعزیه و مشروعیت آن در اسلام است. «استدعا دارم لیستی از نظرات فقهی علمای عصر صفوی به بعد را در خصوص تعزیه و شبیه­ خوانی برای من ارسال کنید.»  این سایت در پاسخ به این درخواست پس از ارائه اطلاعاتی عمومی درباره تعزیه و تاریخچه شکل­ گیری آن و تأیید عدم مغایرت شکل‌های گوناگون عزاداری با عقاید مذهبی به شرط عدم تحریف و وهن مقدسات، نظرات تعدادی از مراجع بزرگوار پس از صفویه تا کنون را چنین فهرست کرده است.

1. آیت‌الله میرزا محمد نائینی در فتوای خود ضمن تأیید شبیه­ خوانی، این قید را بیان نمود که شعائر مزبور باید از هرگونه امور ناپسند که شایسته چنین شعائری نیست، پاک شود.

(در این خصوص ر. ک: کتاب بکاء الحسینی، سیدحسین طباطبایی، صفحه 482 502)

2. آیت‌الله سیدمحسن حکیم، ضمن تأیید فتوای میرزای نائینی می ­افزاید: بعضی مناقشاتی که می­ شود، ناشی از منضم گشتن برخی چیزها و کارهایی است که چه بسا با عزاداری و سوگواری برای سید شهدا مغایرت دارد. (فتاوای سلف درباره عزاداری و شبیه‌خوانی، فصلنامه هنر، پاییز 1362، ص 297)

3. در رساله ذخیره العباد آیت‌الله زین‌العابدین مازندرانی با حواشی آیت‌الله میرزا محمدتقی شیرازی، آیت‌الله محمدکاظم یزدی و آیت‌الله سیداسماعیل صدر، شبیه‌خوانی به عنوان اعمالی ممدوح معرفی شده. مادامی که مشتمل بر حرامی چون غنا و مانند آن نباشد. و در این نوشتار بیان مصایب به زبان حال امام در صورتی جایز است که با شئونات آن بزرگواران تناسب داشته باشد. (الدعا الحسینه، شیخ محمدعلی نخجوانی، ص26 و 131)

4. آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی در بخشی از نظر خویش درباره تعزیه می ­فرماید:

«گمان ندارم کسی منکر خوبی آن باشد، مادامی که برخی از محرمات شرعی را در بر نداشته باشد، مانند استعمال لهو و غیر آن‌ها.» (همان)

5. علامه محمد سیدمحسن امین تأکید می ­کند که در عزاداری ها باید از سیره عملی ائمه(ع) پیروی کرد و اگر آن بزرگوارن تصریحی در این امور نکرده ­اند، باید از شیوه­ منطقی و عاقلانه متابعت نمود. (التنزیه لاعمال الشبیه، تألیف‌شده به سال 1347 ق (1307 ش) که در سال 1322 شمسی به همت جلال آل‌احمد با عنوان عزاداری­ های نامشروع ترجمه و انتشار یافت.)

6. آیت‌الله سیدعبدالحسین شرف‌الدین عاملی خاطرنشان می­ کند: اگر رویدادهای ملال‌انگیز اهل بیت(ع) به صورت نمایش برگزار شود، اثر خوبی بر دل ما خواهد گذاشت، ولی این برنامه باید از روی اصول صحیح به اجرا درآید. (المجالس الفاخره فی ماتم العشره الطاهره، سیدعبدالحسین شرف‌الدین، مقدمه)

7. آیت‌الله کاشف الغطاء نیز سوگواری به شکل شبیه‌خوانی را در صورتی که درست بر پا شود، درست می‌دانست، ولی در ادامه افزوده است: «سعی کنید عزاداری را از کارهایی که با خون و عزا جور درنمی ­آید، جدا کنید. زیرا عزاداری برای زنده نگه داشتن فلسفه قیام امام حسین(ع) است، نه برای قصه‌گویی و وقت‌گذرانی. بکوشید مراسم سوگواری را بدون نقطه ضعف برگزار کنید و مردم را به یاد خدا بیندازید و ایمان آن‌ها را زیاد کنید.» (کاشف الغطاء، سوره خشم، محمدرضا سماک امانی، ص 72)

8. آیت‌الله میرزا محمد شاه‌آبادی استاد عرفان امام خمینی(ره) وقتی مشاهده کردند در صحن امام‌زاده حمزه(ع) مراسم تعزیه ­خوانی با تحریفات و مضامین موهن برگزار می ­شود، مانع اجرای آن گردید و مجلس مذکور را به کانون وعظ و خطابه تبدیل نمود. (روایت فضیلت، غلامرضا قلی زواره، مجله پاسدار اسلام، ش، 60، ص4)

9. آیت‌الله بروجردی نیز وقتی ملاحظه نمود شبیه‌خوانی ­ها در قم وضع نگران‌کننده ­ای دارند و توأم با بدعت و تحریف اجرا می­ شوند، دست‌اندرکاران تعزیه را فراخواند و به آنان تأکید نمود شبیه‌خوانی با این شکل حرام است و باید اصلاح گردد، یا از برگزاری آن‌ها با این روند مخرب اجتناب شود، و اجازه نمی ­دادند عزاداری­ های آفت‌زده اجرا شود. (حماسه حسینی، شهید مطهری، ج 1، ص 185).

سایت پرسمان دانشگاهیان در ادامه به بیان فتاوای حضرات امام خمینی، مقام معظم رهبری، مکارم شیرازی و میرزا جواد تبریزی پرداخته که محتوای همه آن‌ها در موافقت مشروط به عدم تحریف واقعه و عدم وهن مقدسات مشترک است.

نکته­ قابل تأمل که در یکی از فتاوا وجود داشت، تعیین معیار نه‌تنها برای نمایش تعزیه، بلکه برای بیان زبان حال شخصیت­ های معصوم(ع) نیز بود. زبان حال سخن امام نیست، اما به مقتضای شعر بیان می­ شود. مراجع محترم نشان داده ­اند که حتی در این زمینه نیز بیان زبان حال باید منطبق بر موازین شرعی و سیره و شخصیت حضرات معصومین(ع) باشد.

بنابراین اکثریت قریب به اتفاق فقهای اسلام پس از صفویه، نمایش چهره معصومین (صلوات‌الله علیهم اجمعین) و بازی در نقش ایشان را مشروط به دو شرط عدم تحریف حقایق مسلم تاریخی و انطباق با شأن و شخصیت ایشان مجاز دانسته ­اند. در مورد عدم تحریف حقایق بدیهی است که کارشناسان تاریخ اسلام و عاشورا می ­توانند صحت و سقم حوادث بیان‌شده در آثار هنری را ارزیابی کنند. اما در مورد موهن بودن اثر، به‌خصوص وقتی که با اثری فاخر و واقعاً هنرمندانه روبه‌رو هستیم، قاعدتا باید علاوه بر توجه به عرف عام این پرسش مطرح است که آیا باید به عرف خاص هنرمندان و نظریه‌پردازان هنر مراجعه کرد. در این‌باره دوباره اندکی دقیق ­تر سخن خواهیم گفت.

 

دلایل مخالفت با نمایش چهره معصومین(ع) از نظر برخی روان‌شناسان اجتماعی

مخالفت با نمایش چهره شخصیت­ های مقدس منحصر به فقهای عظام در صورت تحریف و توهین نیست، بلکه این مخالفت جنبه ­ای اجتماعی و شاید روان‌شناسی اجتماعی نیز دارد. عده­ای معتقدند اگر هنرمندی در نقش افراد مقدس بازی ­کند و پس از آن به ایفای نقش­ه ای منفی بپردازد، باعث خدشه ­دار شدن چهره شخصیت مقدس خواهد بود. یا هنرپیشه ­ای که در نقش­ های مبتذل بازی کرده و ایفاگر نقش‌های منفی بوده است، در صورت اجرای نقش مقدسین نیز باعث وهن ایشان خواهد شد. در سینمای جهان، به‌خصوص سینمای اروپا و آمریکا، این مسئله مصادیق بسیاری دارد.

بنابراین می ­توان دلایل اجتماعی و روان‌شناختی مخالفان نمایش چهره­‌های مقدسین را این‌گونه صورت­ بندی کرد.

1. تصویر بازیگری که برای مثال در نقش حضرت عباس(ع) در ذهن مخاطب تثبیت می­ شود، عرفی می­ شود که مطابق با واقع نبوده و تماشاچی هر وقت به یاد حضرت عباس(ع) می ­افتد، آن چهره برایش تداعی می‌شود.

2. بازیگر نقش حضرت عباس(ع) ممکن است به بازی در نقش­ های منفی بپردازد، یا در زندگی شخصی ­اش مرتکب خطایی شود که همه آن‌ها موجبات وهن حضرت را فراهم می‌کند.

3. برخی نیز گفته­ اند که عرفی‌سازی چهره مقدسین به تصویر اسطوره ­ای آن‌ها که منبع اعتقاد مردم به کامل و بی ­نقص بودن ایشان است، لطمه می­زند.

4. حتی اگر شخصیت ­هایی مثل حضرت علی‌اکبر(ع) در ردیف ۱۴ معصوم (صلوات‌الله علیهم اجمعین) نیامده است، اما با توجه به شباهت بسیار ایشان با حضرت پیامبر اعظم(ص) گویی چهره ایشان به نمایش درآمده است.

در ادامه به استدلال هنرمندان و دلایل ایشان بر ضروری بودن نمایش چهره معصومین(ص) و با توجه به مخالفت­ های مطرح‌شده نیز خواهیم پرداخت.

 

دلایل مخالفت با نمایش چهره معصومین(ع) از منظر هنرهای دراماتیک

در صفحات قبل اشاراتی اجمالی به دشواری‌های مهم اقتباس از وقایع مذهبی اشاراتی داشتیم. از جمله مشکلات مربوط به شناخت و طراحی شخصیت مقدس از سوی فیلمنامه‌نویس، مشکلات مربوط به بازیگری در این نقش و مشکلات مربوط به کارگردانی این‌گونه از آثار. یکی از کسانی که به این پرسش‌ها آن هم در قالب یک اثر دراماتیک و جذاب پرداخته، بهرام بیضایی در نمایشنامه مجلس ضربت زدن است. مجلس ضربت زدن یک نمایش در نمایش است. نمایشنامه­‌نویسی، سفارشی را پذیرفته است تا نمایشنامه ­ای درباره حضرت علی(ع) بنویسد. اما با محدودیت‌های بسیاری روبه‌روست که مهم‌ترین آن عدم امکان نمایش شخصیت اصلی ماجرا، یعنی خود حضرت علی(ع) است. به عبارت دیگر، چنین مجوزی به او داده نشده است. نمایشنامه‌ای که او می‌نویسد با پیمان سه نفر از خوارج باقی‌مانده از جنگ نهروان از جمله ابن‌ملجم آغاز می­ شود. آن‌ها قصد دارند علی(ع) (نماد عدالت)، معاویه (نماد ظلم) و عمروعاص (نماد تزویر) را ترور کنند تا به زعم خویش جامعه اسلامی را از اختلاف برهانند. نمایشنامه به‌تدریج در حال نوشته شدن است که بخش اعظم آن به رابطه قطام، دختر یکی از خوارج که در جنگ نهروان پدر و برادرش را از دست داده است، با ابن‌ملجم اختصاص دارد.

«نویسنده: آن‌ها سه تن­اند که می­ میرند؛ یکی برای ظلمش، یکی برای مکرش و یکی برای عدالتش... من قراره نمایشنامه­ مهمی بنویسم؛ راجع به شخصیت خیلی مهمی که نمی­شه به نمایش درآورد، و تصویر ستایش‌آمیزی بدم از برگزیده­ای که نباید ازش تصویری داد شما می ­فهمین؟ نه؟ درسته. من هم نمی­ فهمم... کسی که تصویری ندارد، نمایشنامه ­ای هم ندارد!» ... اولیا را نمی ­شود نشان داد، چون خوب‌اند! [به کارگردان] تو می ­فهمی: واقعاً نمی­ فهمم! خب، این‌طوری ناچار فقط می­ شد اشقیا رو نشون داد، تازه اون هم منهای» شقاوتشون البته برای جلوگیری از بدآموزی و اما نتیجه؟ وقتی بدی بدها رو ازشون بگیری، خوب می­ شن و دیگه معلوم نیست چرا نفی­شون می­ کنیم... این وسط تعیین کنید تکلیف نویسنده را!

نویسنده می ­پرسد بهتر نیست نمایشنامه به پیروزی عدالت بها دهد؟ چون زیبایی وابسته به آن است؟ نگارنده به این نکته مهم، یعنی خلق زیبایی به واسطه حضور عنصر عدالت در اثر، در مقالات گذشته به طور تفصیلی پرداخته و نشان داده است که حتی اگر عدالت پیروز نشد، باید حقانیت یک فضیلت دیگر به اثبات برسد تا اثر به زیبایی برسد. نویسنده درون نمایش نیز با این دغدغه روبه‌روست.

نویسنده: آن‌ها سه تن ­اند که می ­میرند؛ یکی برای ظلمش! یکی برای مکرش! و یکی برای عدالتش! [همه گیج و خاموش دمی به او می­ نگرند.] ولی نه در عمل ظالم و مکار جان به در بردند، تنها سومی بود که فرقش شکافت! عدالت می ­میرد، و ظلم و مکر می­ ماند! [سر بر می ­دارد] این شروع خوبی نیست، یا بهترین شروع است؟

اگر بخواهم به تمام جزئیات زیبایی‌شناختی و محتوایی این اثر بپردازم، باید صفحات بسیاری را به آن اختصاص دهم. ناگزیر به تلخیص پرسش‌های مطرح‌شده در این اثر نمایشی درباره مشکلات نشان دادن چهره معصومین (صلوات‌الله علیهم اجمعین) می ­پردازم. بخش مهمی از این مشکلات با عناصر زیبایی‌شناختی نمایش در ارتباط هستند و بخشی نیز به مشکلات اجتماعی و تحلیل و تفسیرهای متفاوت مربوط‌اند. خلاصه آن‌ها به شرح زیر است:

۱. نشان ندادن شخصیت اصلی نمایش و حذف او و هم‌چنین حذف بسیاری از پلیدی‌های ضدقهرمان ماجرا. اولاً به شکل­ گیری درام ضربه می­زند و ثانیاً باعث تطهیر اشقیا می ­شود و همذات‌پنداری مخاطب را به سوی آنان متمایل می ­کند.

۲. امکان تحلیل شخصیت اصلی که معصوم است، بسیار دشوار است و درنتیجه علاوه بر نویسنده و کارگردان، بازیگر نیز برای فهم او و نمایش دادنش دچار مشکل می­شود. در واقع این پرسش مطرح می­شود که چه کسی می­تواند علی(ع) را بفهمد تا بتواند نقش او را بازی کند؟ اصولاً آیا ضرورت دارد بازیگرِ نقش اولیا خود نیز صاحب همان فضیلت­ها باشد؟ چگونه می­توان بازی آنتونی کویین در نقش جناب حمزه را از یاد برد؟

۳. یکی دیگر از مشکلات، اختلافاتی است که در نقل­های تاریخی نسبت به این‌گونه از ماجراها وجود دارد. به عبارت دیگر می‌توان پرسید به کدام روایت می‌توان اعتماد کرد؟

۴. چگونه می‌توان به امروزی کردن نگاه به قهرمانی پرداخت که 1400 سال پیش می­زیسته است که یکی از ضرورت­های چنین نگاه معاصری امکان نقد قهرمان است؟

۵. در مجموع نویسنده درون نمایش به این نتیجه رسیده است که این مشکلات به حذف شخصیت مقدس از زندگی امروزی بشریت شده و این ظلم مضاعف علاوه بر تحریف شخصیت اوست. شخصیتی که آن‌قدر قدسی می­شود که قابل تبعیت نیست، یا آن‌چنان زمینی و تحریف شده که حقیقتش آشکار نمی­شود.

نویسنده [متن در دستش است] من کجا هستم؟ حقیقت من کجاست؟ روزگاری ساکن شهری بودم و اینک قرن‌ها سرگشته بیابان خضر الیاسم! شما من را از من گرفتید. خیالات خود را به من چسباندید. خون از شمشیرم چکاندید و سرهای دشمنان را به تیغ ذوالفقارم بریدید! قلعه‌گیر و خندق‌گذار و معجزه‌سازم کردید! شاه مردان و شیر خدا گفتید! از زمینم به چهارم آسمان بردید به خدایی رساندید! پدر خاک و خون خدا خواندید! درِ شهر علمم خواندید و از آن به درون نرفتید! شما با من چه کردید!

این سخنان به نظر نگارنده نقد مسلمانی به نفع اسلام است که قبلاً نیز به هنری که به نقد مسلمانی برای دفاع از اسلام خلق شده است، اشاراتی داشته­ام. در شماره آینده این بحث را پی‌گیری خواهیم کرد. ان‌شاء‌الله   

                       

عزت زیاد

سردبیر

مرجع مقاله