Rebecca

ربه‌کا

  • نویسنده : میثا محمدی
  • مترجم :
  • تعداد بازدید: 93

فیلمنامه‌نویسان: جین گلدمن، جو شارپنل، آنا واترهوس، بر اساس کتاب دافنه دوموریه، کارگردان: بن ولتلی، تهیه‌کننده: تیم بیوان، تدوین: جاناتان آموس، مدیر فیلم‌برداری: لائوری رز، موسیقی: کلینت مانسل، بازیگران: لیلی جیمز، آرمی همر، کریستین اسکات توماس، ژانر: درام/ معمایی/ احساسی، محصول 2020 آمریکا، 121 دقیقه، پخش از نت‌فلیکس

خلاصه داستان: دختر جوان 20 ساله صاف و ساده گمنامی که به عنوان ندیمه با خانم ون‌هاپر، خانم ثروتمند آمریکایی، در تعطیلات در مونکارلو همراه شده است، با ماکسیم دووینتر، انگلیسی ثروتمند، آشنا می‌شود. پس از دو هفته و پیشنهاد ازدواج از طرف ماکسیم با او ازدواج می‌کند و به ماه عسل می‌روند و سپس ساکن املاک زیبای مندلی می‌شوند.

دانورز، خانم خانه، زنی شوم و بدطینت است که عمیقاً به ربه‌کا، بانوی سابق خانه که حدود یک سال پیش در حادثه قایق‌رانی درگذشته است، ارادت دارد. او به طور مستمر سعی در تضعیف روحیه خانم دووینتر دارد و خیلی غیر مستقیم به او می‌فهماند که هرگز به جذابیت و زیبایی و مدنیت ربه‌کا نخواهد رسید. هر زمان که خانم دووینتر قصد تغییراتی در مندلی را دارد، خانم دانورز مطرح می‌کند که اگر ربه‌کا بود، کار را چطور انجام می‌داد و به او القا می‌کند که او دانش و توانایی لازم برای اداره املاک به این مهمی را ندارد. خانم دووینتر تحت تأثیر رفتارهای خانم دانورز و اطرافیان که احترام زیادی برای ربه‌کا قائل بودند، کم‌کم منزوی می‌شود.

خانم دووینتر متقاعد می‌شود که ماکسیم در ازدواج با او شتاب‌زده عمل کرده و هنوز عاشق ربه‌کای به‌ظاهر تمام و کمال است. در مراسم لباس سالانه ماندرلی خانم دانورز با نیتی بد خانم دووینتر را متقاعد می‌کند تا لباسی را که ربه‌کا چند روز قبل از مرگش پوشیده بود، بپوشد. البته به خانم دووینتر این موضوع را نمی‌گوید. وقتی خانم دووینتر با آن لباس مقابل ماکسیم ظاهر می‌شود، ماکسیم عصبانی می‌شود و به او دستور می‌دهد لباسش را عوض کند.

کمی بعد از مراسم خانم دانورز نفرتش را نسبت به خانم دووینتر آشکار می‌کند و او را تشویق به پریدن از پنجره می‌کند. خانم دووینتر که کاملاً درهم‌شکسته است، در لحظه آخر با دیدن کشتی غرق‌شده از خودکشی منصرف می‌شود. یک غواص در حال بررسی بدنه کشتی درهم‌شکسته است که با قایق ربه‌کا و جسد تجزیه‌شده او روبه‌رو می‌شود.

این اتفاق باعث می‌شود ماکسیم به خانم دووینتر اعتراف کند که ازدواج او و ربه‌کا ساختگی بوده و ربه‌کا زنی بی‌رحم و خودخواه بود که همه اطرافیان را با تظاهر به این‌که زنی کامل و همسری نمونه است، فریب داده بود. ربه‌کا در شب مرگش به ماکسیم گفته بود که از مرد دیگری حامله است و می‌خواهد بچه‌اش را به عنوان بچه ماکسیم بزرگ کند. ماکسیم نیز با عصبانیت به قلب او شلیک می‌کند و سپس جسد او را به قایق منتقل کرده و آن را در دریا غرق می‌کند.

با بررسی قایق ربه‌کا مشخص می‌شود که آن قایق به‌عمد غرق شده است. دادرسی حکم به خودکشی می‌دهد، اما پسرعموی ربه‌کا، جک فاول، که سعی در اخاذی از ماکسیم دارد، ادعا می‌کند مدرکی دارد که ربه‌کا خودکشی نکرده است، چراکه شب حادثه برای او نامه‌ای فرستاده بود. مشخص می‌شود که ربه‌کا کمی قبل از مرگش با پزشکی در لندن قرار ملاقات داشته است تا وضعیت حاملگی او را بررسی کند. اما پزشک به او می‌گوید که سرطان دارد و ظرف چند ماه خواهد مرد. از طرفی، به دلیل مشکلِ رحم توانایی بارداری را ندارد. ماکسیم به این نتیجه می‌رسد که ربه‌کا با تصور این‌که می‌داند چند ماه بیشتر زنده نیست، او را فریب داده تا همسرش را بکشد. خانم دانورز می‌گوید که ربه‌کا گفته بود از هیچ‌چیز به اندازه مرگ تدریجی نمی‌ترسد.

ماکسیم که دور از خانه است، احساس می‌کند اتفاق بدی در راه است و اصرار دارد تا شبانه به ماندرلی برگردد. بااین‌حال قبل از این‌که به عمارت برسد، از دور دود و خاکستر معلق در هوا را می‌بیند و متوجه می‌شود که آتش‌سوزی اتفاق افتاده است. خانم دانورز خود را به دریا می‌اندازد و خودکشی می‌کند، اما پیش از آن خانم دووینتر را نفرین می‌کند که هرگز خوش‌بخت نخواهد شد. خانم دووینتر که خود را در جنگ برای عشق مصمم می‌داند، به همراه ماکسیم در جست‌وجوی خانه رویایی‌اش راهی می‌شوند.

مرجع مقاله