سیناپس

روی صخره‌ها (On the rocks)

  • نویسنده : میثا محمدی
  • مترجم :
  • تعداد بازدید: 487

 

فیلمنامه‌نویس و کارگردان: سوفیا کاپولا، تهیه‌کننده: سوفیا کاپولا، تدوین: سارا فلک، مدیر فیلم‌برداری: فیلیپ لی سورد، موسیقی: فونیکس، بازیگران: بیل مورای، راشیدا جونز، مارلون وایانس، ژانر: ماجرایی/ کمدی/ درام، محصول 2020 آمریکا، 96 دقیقه، درآمد فروش: 990979 دلار، پخش از ‌ای 24

خلاصه داستان: لورا و دن زوج جوانی هستند که همراه دو دختر کوچکشان، مایا و تئو، در منهتن زندگی می‌کنند. لورا رمان‌نویسی است که در نوشتن آخرین اثرش با مشکل روبه‌رو شده است و کار خوب پیش نمی‌رود. دن نیز به‌تازگی استارت‌آپ موفقی را همراه همکارش، فیونا، به راه انداخته است و مشغله زیادی دارد و عملاً تمام مسئولیت‌های خانه و دخترها به گردن لورا افتاده است. دن به سفرهای کاری زیادی می‌رود و یک روز بعد از بازگشت از سفر لورا چمدان او را باز می‌کند و با یک کیف آرایش زنانه روبه‌رو می‌شود. دن توضیح می‌دهد که کیف متعلق به فیونا است که نتوانسته آن را در کیفش جا بدهد و درنتیجه آن را در چمدان او گذاشته بود.

لورا درباره رفتارهای اخیر دن حس خوبی ندارد و موضوع را با پدرش، فلیکس، که یک دلال آثار هنری نیمه‌بازنشسته است، در میان می‌گذارد و او نیز عنوان می‌کند که ممکن است دن رابطه پنهانی داشته باشد و لورا باید او را زیر نظر بگیرد و موبایل او را چک کند، چراکه از نظر او همه مردها ذاتاً قابلیت خیانت را دارند.

دن باید به یک سفر کاری دیگر برود و از این‌که نمی‌تواند تولد لورا در کنارش باشد، معذرت‌خواهی می‌کند. شب تولد لورا، دن با یک تماس تصویری او را غافل‌گیر می‌کند و از بچه‌ها می‌خواهد تا هدیه لورا را به او بدهند که یک دستگاه غذاساز چندکاره است. لورا با دیدنش خیلی خوشحال نمی‌شود، اما دن می‌گوید هدیه دیگری نیز برای او دارد که هنوز آماده نیست.

لورا موبایل دن را چک می‌کند، اما با چیزی روبه‌رو نمی‌شود. لورا نمی‌خواهد قبول کند که دن به او خیانت می‌کند، اما پدرش او را مجاب می‌کند که باید او را تعقیب کنند، چراکه او متوجه شده است دن خریدی از مغازه کارتیه داشته است. دن یک قرار شام دارد و لورا و فلیکس نیز مقابل رستوران کشیک او را می‌کشند. بعد از شام دن همراه همکارانش از رستوران بیرون می‌آید و با لورا تماس می‌گیرد و خبر می‌دهد که کارش تا دیروقت طول می‌کشد و همراه فیونا سوار بر تاکسی می‌شود. فلیکس و لورا به تعقیب تاکسی می‌پردازند، اما به خاطر سرعت زیاد و رد کردن چراغ قرمز پلیس آن‌ها را متوقف می‌کند.

مسافرت بعدی دن به مکزیک است و فلیکس نیز لورا را مجبور می‌کند به مکزیک بروند. شب آن‌ها پنهانی از پشت درخت‌ها کشیک اتاق دن را می‌کشند و فیونا را می‌بینند. همان لحظه دن با لورا تماس می‌گیرد که دلش برای او و بچه‌ها تنگ شده است و توانسته زودتر بلیت پیدا کند و در راه برگشت به خانه است و فیونا نیز همراه دوستانش از اتاق بیرون می‌آید و تصور می‌کند لورا برای غافل‌گیر کردن دن به آن‌جا آمده است.

لورا به خانه برمی‌گردد و با دن صحبت می‌کند و دن نیز به خاطر تمام کم‌کاری‌هایی که به خاطر مشغله کاری در قبال خانواده‌اش داشته، از لورا معذرت‌خواهی می‌کند و می‌گوید که عاشق لورا است و تمام زحمات او را می‌بیند. دن یک شب لورا را به رستوران می‌برد و ساعت کارتیه با حکاکی ویژه را که سفارش داده بود، به عنوان هدیه تولد به لورا می‌دهد.

مرجع مقاله