The Man Who Sold His Skin

مردی که پوستش را فروخت

  • نویسنده : میثا محمدی
  • مترجم :
  • تعداد بازدید: 0

فیلمنامه‌نویس: کوثر بن هنیه، الهام‌گرفته از کار هنرمند: ویم دلووی، کارگردان: کوثر بن هنیه، تهیه‌کننده: حبیب عطیه، تدوین: ماری- هلن دوزو، مدیر فیلم‌برداری: کریستوفر آون، بازیگران: یحیی محیانی، دی لیان، کوئن دی بوو، مونیکا بلوچی، ژانر: درام، محصول 2020 فرانسه، تونس، آلمان و...، 104 دقیقه

خلاصه داستان: سام علی جوانی اهل سوریه و عاشق عبیر است، اما به خاطر سوءتفاهمی به زندان می‌افتد و بعد فرار از زندان به لبنان پناهنده شده و در یک مرغ‌داری مشغول به کار می‌شود. اوضاع سوریه به هم می‌ریزد و درگیر جنگ داخلی می‌شود. عبیر که از سام بی‌خبر است، به‌ اجبار خانواده‌اش با زیاد، مردی که در سفارت بلژیک کار می‌کند، ازدواج کرده و به بلژیک مهاجرت می‌کند. سام در شبکه‌های اجتماعی عبیر را پیدا می‌کند و دوباره با او ارتباط برقرار می‌کند.

سام با هنرمند معروفی به نام جفری گودفروی آشنا می‌شود و پیشنهاد عجیبی از او می‌گیرد. جفری می‌خواهد روی پشت سام تصویر ویزای شنگن را خال‌کوبی کند و او را در نمایشگاه‌های کشورهای مختلف به عنوان یک اثر هنری زنده اعتراضی نسبت به محدودیت مرزهای جغرافیایی به نمایش بگذارد. سام قبول می‌کند و در عوض می‌خواهد برای او ویزای بلژیک گرفته شود و سهمی از درآمد نمایشگاه‌ها را داشته باشد. خال‌کوبی انجام می‌شود و سام تحت نظارت ثریا وارد بلژیک می‌شود. سام با عبیر تماس می‌گیرد و به او خبر می‌دهد که رسیده است. اما کمی بعد همسر عبیر با سام تماس تصویری می‌گیرد و معلوم می‌شود که از ارتباط عبیر و سام باخبر شده است.

سام در یکی از نمایشگاه‌ها اجرا دارد که عبیر و زیاد نیز در محل حاضر می‌شوند. زیاد بعد از بحث لفظی با سام با او درگیر می‌شود و به یکی از نقاشی‌های نمایشگاه آسیب می‌زند. مدیر نمایشگاه از زیاد شکایت می‌کند. عبیر پیش سام می‌آید و از جانب زیاد از او خواهش می‌کند تا با مدیر نمایشگاه صحبت کند تا از شکایتش صرف‌نظر کند. سام نیز به خاطر عبیر مدیر نمایشگاه را تهدید می‌کند که اگر از شکایتش صرف‌نظر نکند، به جنبش پناهندگان سوریه‌ای که این نمایش او را سوءاستفاده از پناهندگان می‌داند، ملحق خواهد شد. مدیر نیز به‌ناچار از شکایتش می‌گذرد.

اجرا در نمایشگاه‌های مختلف و رفتارهای نادرستی که جامعه با او به عنوان یک سوریه‌ای دارد، برای سام قابل تحمل نیست. در یک مزایده آثار هنری زمانی که خال‌کوبی سام به مزایده گذاشته شده است، او از سن پایین می‌آید و با بیرون آوردن هندزفری و فشردنش وانمود می‌کند که قصد عملیات انتحاری دارد و جمعیت حاضر در سالن وحشت‌زده سالن را خالی می‌کنند. سام راهی زندان می‌شود. عبیر به عنوان مترجم همراه وکیل سام به زندان می‌آید و به او می‌گوید که از زیاد جدا شده است. سام در دادگاه تبرئه می‌شود، اما قاضی به او می‌گوید که مدت زمان ویزای او تمام شده و چون آن را تمدید نکرده است، باید کشور را ظرف 24 ساعت ترک کند.

سام با کمک جفری از کشور خارج می‌شود و به سوریه می‌رود تا به شهر خودش که حال دیگر در دست داعش نیست، برود. مدتی بعد از رفتن سام، ویدیویی به دست ثریا می‌رسد که در آن ویدیو می‌بیند که سام به دست داعش اعدام می‌شود و بعد هم خبر می‌رسد که پوست خال‌کوبی‌شده او را قاچاقچیان به اروپا قاچاق کرده‌اند و سر از موزه درآورده است.

اما با تماس تصویری سام با جفری معلوم می‌شود که تمام این‌ها نقشه آن دو بوده و آن پوست خال‌کوبی‌شده نیز پیش از رفتن سام به وسیله تکنولوژی ساخت پوست مصنوعی و با استفاده از دی‌ان‌اِی سام ساخته شده است. سام به جفری می‌گوید که قصد دارد خال‌کوبی‌ کمرش را لیزر کند و از این به بعد مثل یک انسان معمولی زندگی کند.

مرجع مقاله