Nobody

هیچ‌کس

  • نویسنده : میثا محمدی
  • مترجم :
  • تعداد بازدید: 1

فیلمنامه‌نویس: دریک کولستاد، کارگردان: ایلیا نایشور، تهیه‌کننده: دیوید لیچ، مدیر فیلم‌برداری: پائول پوگورزلسکی، تدوین: ویلیام یه، موسیقی: دیوید باکلی، بازیگران: باب اودنکرک، کانی نیلسن، کریستوفر لوید، رزا، ژانر: درام/ اکشن/ جنایی، محصول 2021 آمریکا، 92 دقیقه، بودجه: 16 میلیون دلار، درآمد فروش: 56.7 میلیون دلار، پخش از یونیورسال پیکچرز

خلاصه داستان:‌ هاچ مردی با زندگی معمولی است که به عنوان حسابدار در کارگاه ساخت فلزات پدرزنش کار می‌کند. او همراه پسر نوجوانش، بلیک، و دخترش، سمی، و همسرش در حومه شهر زندگی آرامی دارد. او هر روز با اتوبوس به سر کار می‌رود و همان کارهای همیشگی تکراری را می‌کند و به خانه برمی‌گردد. یک شب دو دزد وارد خانه او می‌شوند و بلیک با یکی از دزدها درگیر می‌شود، اما ‌هاچ که تمایلی به مداخله ندارد، اجازه می‌دهد دزدها چند دلاری را که روی میز است، بردارند و از خانه بیرون بروند.

روز بعد ‌هاچ از دفترش با یک رادیو مخفی با برادر ناتنی‌اش تماس می‌گیرد و می‌گوید که با این رفتارش در برابر سارقان باعث شده دیگران او را یک شکست‌خورده ببینند. او توضیح می‌دهد که سارقان بسیار ناامید و ترسیده بودند و حتی اسلحه‌ای که داشتند، خالی بوده است.

سمی نمی‌تواند دست‌بند گربه‌ای‌اش را پیدا ‌کند و از پدرش می‌پرسد که آیا سارقان دست‌بند او را هم دزدیده‌اند یا نه. ‌هاچ که خشمی در وجودش دارد، سراغ آن دو سارق می‌رود، اما بعد از این‌که می‌فهمد آن‌ها نوزادی بیمار دارند، خانه آن‌ها را ترک می‌کند. در راه برگشت به خانه در اتوبوس چند جوان سعی در مزاحمت برای دختر جوانی دارند که‌ هاچ مداخله می‌کند، و به این بهانه خشم درونی خودش را آرام می‌کند. ‌هاچ به خانه برمی‌گردد و تصمیم می‌گیرد به جبران چند سال اخیر دوباره رابطه گرمی با خانواده‌اش برقرار کند.

روز بعد ‌هاچ خبردار می‌شود که یکی از مردانی که او تا سرحد مرگ کتک زده بود، درواقع برادر کوچک‌تر یولیان کوزنتسوف، مافیای بدنام روسی است، که وظیفه محافظت از اوبشک، پول‌های مافیا برای دوران بازنشستگی، را نیز برعهده دارد. یولیان کمر به قتل ‌هاچ می‌بندد. یولیان گروهی از بهترین افرادش را به خانه‌ هاچ می‌فرسد. ‌هاچ متوجه حضور آن‌ها در بیرون خانه‌اش می‌شود و همسر و فرزندانش را به زیرزمین می‌فرستد. ‌هاچ با آن افراد مسلح درگیر می‌شود و همه را ناکوت می‌کند. ‌هاچ خانواده‌اش را به جای امنی می‌فرستد و سپس خانه را، درحالی‌که افراد یولیان داخلش هستند، به آتش می‌کشد.

مشخص می‌شود که‌ هاچ در گذشته نه یک حسابدار در دوران جنگ، که مأمور ویژه‌ای بوده که افراد ناسالم را به دستور سازمان پاک‌سازی می‌کرده است. ‌هاچ در یکی از مأموریت‌هایش به یکی از این افراد رحم می‌کند و او نیز قول می‌دهد دیگر کار خلافی انجام ندهد. یک سال بعد ‌هاچ به سراغ آن مرد می‌رود و می‌بیند که او طبق قولی که داده بود، زندگی سالمی در پیش گرفته است و با شادی کنار خانواده‌اش زندگی می‌کند. ‌هاچ نیز چنین زندگی‌ای می‌خواهد و درنتیجه کارش را کنار می‌گذارد.

یولیان همه افرادش را برای دستگیری و کشتن‌ هاچ بسیج می‌کند. ‌هاچ نیز به کارگاه پدرزنش می‌رود و آن را می‌خرد و از آن‌ها می‌خواهد بلافاصله آن‌جا را ترک کنند. ‌هاچ دست به کار می‌شود و آن‌جا را مجهز به سلاح می‌کند. سپس به انبار یولیان می‌رود و پول‌های اوبشک را به آتش می‌کشد. در یک تعقیب و گریز، ‌هاچ افراد یولیان را به سمت کارگاه هدایت می‌کند و در آن‌جا با پدر و برادر ناتنی‌اش روبه‌رو می‌شود که برای محافظت از او به آن‌جا آمده‌اند. با کمک سلاح‌هایی که در کارگاه کار گذاشته شده‌اند، همه افراد یولیان را می‌کشند و درنهایت ‌هاچ با بمبی یولیان را نیز می‌کشد. کمی بعد ‌هاچ دستگیر می‌شود. در اتاق بازجویی از‌ هاچ پرسیده می‌شود که او کیست، اما ‌هاچ می‌گوید هیچ‌کس. دو بازجو تماسی دریافت می‌کنند و ‌هاچ آزاد می‌شود.

سه ماه بعد ‌هاچ مشغول بازدید خانه جدیدی برای خریدن است که تماسی با او گرفته می‌شود و معلوم می‌شود که خدمت او هنوز به پایان نرسیده است.

مرجع مقاله