Still water

استیل واتر

  • نویسنده : میثا محمدی
  • مترجم :
  • تعداد بازدید: 1

فیلمنامه‌نویسان: تام مک‌کارتی، مارکوس هینچی، کارگردان: تام مک‌کارتی، تهیه‌کننده: استیون گالین، مدیر فیلم‌برداری: ماسانابو تاکایاناگی، تدوین: تام مک آردل، موسیقی: مایچل دانا، بازیگران: مت دیمون، کامیل کاتین، ابیگل برسلین، لیلو سیاوود، ژانر: درام/ جنایی/ تریلر، محصول 2021 آمریکا، 140 دقیقه، بودجه: 20 میلیون دلار، درآمد فروش: 16.9 میلیون دلار، پخش از فوکوس فیچرز

خلاصه داستان: استیل واتر، اوکلاهما. بیل بیکر کارگر صنعت نفت، به مارسی در جنوب فرانسه می‌رود تا به ملاقات دخترش آلیسون در زندان برود. آلیسون پنج سال پیش به جرم قتل هم‌اتاقی‌اش، لنا، به 9 سال زندان محکوم شده است.

در طول اولین ملاقات بیل با آلیسون، او از پدرش می‌خواهد نامه‌ای را به وکیل مدافعش، خانم لی پارک بدهد. وکیل بعد از خواندن نامه که به زبان فرانسوی است، به بیل می‌گوید که آلیسون از استاد دانشگاهش درباره مردی شنیده که ادعا کرده بود قاتل لنا است. اما وکیل حاضر نیست پرونده را باز کند، چراکه این اطلاعات جدید فقط شایعه است. بیل به دروغ به آلیسون می‌گوید که خانم لی پارک دادخواست بازگشایی دوباره پرونده را به قاضی خواهد داد.

بیل در هتل محل اقامتش با ویرجین و مایا آشنا می‌شود. او از ویرجین می‌خواهد نامه آلیسون را برای او ترجمه کند. بیل به دیدن استادی که نامش در نامه ذکر شده بود، می‌رود و او شماره تلفن دختری را به او می‌دهد که ادعا کرده بود قاتل لنا را می‌شناسد. بیل و ویرجین به دیدن دختر می‌روند و او نام آکیم را وسط می‌کشد.

ویرجین و دوستش تمام عکس‌های اینستاگرام دختر را پرینت می‌گیرند و بیل عکس‌ها را برای آلیسون می‌برد تا آکیم را در عکس‌ها پیدا کند. بیل سعی می‌کند با عکسی که از آکیم دارد، او را پیدا کند. اما به دست دوست‌های آکیم کتک می‌خورد و آکیم نیز فرار می‌کند. بیل به ملاقات آلیسون می‌رود و اعتراف می‌کند که درباره بازگشایی دوباره پرونده به او دروغ گفته است و این‌که آکیم را پیدا کرده، ولی به پلیس نگفته است. آلیسون که عصبانی شده است، از پدرش می‌خواهد که دیگر به دیدن او نیاید.

چهار ماه گذشته است و بیل در ساختمانی که ویرجین زندگی می‌کند، خانه‌ای اجاره کرده و به عنوان کارگر ساختمانی کار می‌کند. یک شب بیل اتفاقی آکیم را همراه دوستانش می‌بیند. او آکیم را تعقیب می‌کند و در یک فرصت مناسب او را می‌دزدد و در زیرزمین خانه او را حبس می‌کند.

بیل به یک کارآگاه خصوصی پول می‌دهد تا نمونه دی‌ان‌اِی آکیم را با نمونه دی‌ان‌اِی ناشناسی که در صحنه جرم پیدا شده بود، برای آزمایش بفرستد. آکیم به بیل می‌گوید که آلیسون او را استخدام کرده بود تا لنا را بکشد و در ازای آن گردن‌بند طلایی را که روی آن نوشته شده بود استیل واتر، به او داده بود. بیل به بی‌گناهی آلیسون شک می‌کند. کارآگاه خصوصی از غیبت آکیم و این‌که او در زیرزمین بیل باشد، مشکوک می‌شود و از ویرجین سؤالاتی می‌پرسد، اما او از چیزی خبر ندارد. پلیس می‌آید و زیرزمین را بررسی می‌کند، اما آکیم آن‌جا نیست و پلیس از مایا نیز سؤالاتی می‌پرسد. بعد از رفتن پلیس‌ها ویرجین به بیل می‌گوید که این او بوده که آکیم را آزاد کرده است و از بیل می‌خواهد از آن‌جا برود، چراکه حق نداشته پای مایا را به این جریان بکشد.

لی پارک به بیل خبر می‌دهد که به خاطر مطابقت دی‌ان‌اِی آلیسون آزاد خواهد شد.

آلیسون و بیل به اوکلاهما برمی‌گردند و از آلیسون مثل یک قهرمان استقبال می‌شود. بیل درباره گردن‌بند از آلیسون می‌پرسد. آلیسون درهم می‌شکند و اعتراف می‌کند که این او بوده که از آکیم خواسته لنا را از او دور کند، اما به خاطر ضعفش در زبان فرانسه آن را درست مطرح نکرده و آکیم دچار سوءتفاهم شده است و او هیچ‌وقت نمی‌خواسته که لنا بمیرد.

مرجع مقاله