آینده‌ای دور...

نگاهی به بسط و گسترش الگوی سفر قهرمان در فیلمنامه فیلم «تل‌ماسه»

  • نویسنده : عباس نصرالهی
  • مترجم :
  • تعداد بازدید: 0

دنی ویلنوو حالا دیگر کارگردان مورد علاقه کمپانی‌ها برای ساختن فیلم‌های جاه‌طلبانه و بیگ‌پروداکشن است. کارگردانی که دقیقاً اصول فیلم‌سازی استودیویی را می‌داند و راه و رسم استفاده از ابزار سینمایی و غیرسینمایی را برای جذب مخاطب به‌خوبی بلد است. در راه بازسازی یا ساختن ادامه برخی از آثار مهم تاریخ سینما و البته اقتباس‌های مجدد از برخی رمان‌های معروف، ویلنو یکی از اصلی‌ترین گزینه‌هاست و پس از ساخت چند اثر موفق، ازجمله ورود و بلید رانر 2049، این‌بار ظاهراً نوبت به اقتباس از یکی از معروف‌ترین داستان‌های علمی-تخیلی تاریخ از سوی کمپانی برادران وارنر به دست ویلنوو رسیده است. منبع اقتباس، رمان معروف فرانک هربرت به نام تل‌ماسه است که در سال 1965 به چاپ رسیده و پیش از این دیوید لینچ در سال 1984 فیلمی به همین نام را از این رمان اقتباس کرده و حالا در سال 2021، دنی ویلنوو به سراغ آن رفته و اتفاقاً نام فیلم را نیز تغییر نداده است.

اما تجربه پیش از این نشان داده که ویلنوو می‌تواند در عین حالی که به ساختارهای مرسوم فیلم‌سازی استودیویی و البته فیلمنامه‌نویسی در قالب موفق استودیویی مسلط و وفادار باشد، در همین حال نیز توانایی شرح و بسط این الگوها و ساختارهای مرسوم را به نفع خود و فیلمش، با توجه به نیاز مخاطب امروز دارد و جسارت او در راه اعمال تغییراتی گاهی کوچک و عموماً بزرگ در این ساختارها و البته وفادار ماندن به اصل ساختارها، مثال‌زدنی است. حالا اقتباس او از رمان هربرت، با توجه به ساختار کلی داستان و نیازی که چنین فیلمی با چنین فضایی دارد، فیلمنامه‌ای با تکیه بر الگوی سفر قهرمان شده که به نفع این فیلم شرح و بسط یافته است. فیلمنامه‌ای که جان اسپیتزر، اریک راث و دنی ویلنوو نوشته‌اند و فارغ از آن‌که تا چه ‌حد به منبع اقتباس وفادار است و تا چه‌ حد المان‌های اصلی آن داستان را استفاده کرده، فیلمنامه‌ای است با ساختار الگوی سفر قهرمان که در ادامه فاکتورهای آن را بررسی خواهم کرد.

 

  1. دنیای عادی

جوزف کمبل در کتاب قهرمان هزار چهره، آغاز یک سفر نمونه‌وار قهرمانی را این‌گونه توصیف می‌کند: «قهرمان خطر را به جان می‌خرد و از دنیای زندگی روزمره وارد منطقه شگفتی‌های فراطبیعی می‌شود...»

توصیف زندگی روزمره قهرمان در فیلمنامه تل‌ماسه، توصیفی چندان طولانی نیست، اما دارای نکاتی حائز اهمیت است که ادامه راه داستان را می‌سازد. قهرمان فیلمنامه مردی جوان (با بازی تیموتی شالامی) است که ظاهر او چندان به قهرمانان مرسوم فیلم‌های این‌چنینی شبیه نیست و معصومیت و سادگی از چهره‌اش می‌بارد. او پسر پادشاه است و در آن دنیای عجیب آینده، زندگی سطح بالایی را تجربه می‌کند. خودش در جایی از همان معرفی ابتدایی عنوان می‌کند که چندان علاقه‌ای به ادامه راه پدر و کسب عنوان نایب پادشاه را ندارد و به چیزهایی غیر از این فکر می‌کند. نمایش زندگی روزمره او، با توجه به جغرافیای خاص فیلم (زمان آینده) تحت تأثیر همه آن چیزهایی است که در اطرافش رخ می‌دهند و ظاهراً راه گریزی برای او از این اتفاقات وجود ندارد. گرچه در فیلمنامه، شیطنت‌ها و نشانه‌های کوچکی مبنی بر علاقه ذاتی او نسبت به جنگاوری و روحیه قهرمان بودن وجود دارد و ما نیز با آن‌‍‌ها در همان ابتدای فیلمنامه مواجه می‌شویم. از طرفی، در دنیای روزمره قهرمان‌ها، قهرمان باید مشکلات درونی و بیرونی‌ای داشته باشد و نسبت به حل آن‌ها اقدام کند. چیزی که در این فیلمنامه نیز وجود دارد، قهرمان جوان فیلم، کشمکش‌هایی درونی با خود برای مواجهه و مقابله با آن‌ چیزی است که در حال اجبار شدن به انجام آن است، و در عین حال با دنیای بیرونی نیز دچار کشمکش‌هایی است که برخی از آن‌ها مشکلات مربوط به پادشاهی و خانواده است و به ‌طور ناخودآگاه او نیز درگیر این موضوع خواهد بود. در همین مرحله است که مضمون قصه فیلمنامه نیز معرفی می‌شود. این‌که قصه درباره چیست و قهرمان باید به دنبال چه چیز/چیزهایی باشد.

دنیای عادی قهرمان تل‌ماسه، با توجه به جغرافیای فیلم، دنیایی غیرعادی و ماورایی است، اما برای خود او، دارای ثباتی نسبی و آماده شدن برای ورود به جریان اصلی قصه است.

 

  1. دعوت به ماجرا

دعوت به ماجرا، عموماً از جانب منادی (یک کهن‌الگو در قصه‌های قهرمان‌پرور) صورت می‌پذیرد که در برخی موارد، منادی می‌تواند همان استاد قهرمان باشد و او را به بهترین شکل راهنمایی کند. در فیلمنامه تل‌ماسه، قهرمان فیلم با چند منادی و چند استاد همراه می‌شود. دعوت ‌شدن او به ماجرا، از سوی پدرش، که پادشاه نیز است، انجام می‌شود و همانند بسیاری دیگر از دعوت‌ها در فیلمنامه‌هایی از این دست، دعوتی با کلماتی واضح و عادی و به دور از هرگونه اغراق است.

 

  1. رد دعوت

حالا مسئله قهرمان این است که چگونه به دعوت پاسخ دهد. این تصمیم، تصمیم دشواری خواهد بود و با توجه به ویژگی‌هایی که ما در زندگی روزمره از قهرمان دیده‌ایم، پذیرفتن این دعوت از جانب او سخت‌تر نیز به نظر می‌رسد. حالا او باید امتناع بورزد و بهانه‌هایی را برای نپذیرفتن این دعوت ارائه کند. مثل بهانه‌هایی که قهرمان در تل ماسه بیان می‌کند (این‌که دوست ندارد جای پدر باشد)، اما این پایان ماجرا نیست و قهرمان باید دعوت را بپذیرد و وارد ماجرا شود.

 

  1. ملاقات با استاد

اساتید در فیلم‌های قهرمانی عموماً پیر و با تجربه فراوان هستند، اما گاهی نه‌تنها یک استاد و حتی استادی پیر و جهان‌دیده، که در مواردی خاص، اساتیدی با ظاهری متفاوت (مثلاً دارای آمادگی بدنی خاص و جوان) و بیش از یک نفر، باعث ایجاد انگیزه در قهرمان برای ورود به ماجرا می‌شوند. در تل‌ماسه، علاوه بر پدر قهرمان (با بازی اسکار آیزک)، او دو استاد دیگر دارد؛ نخست مربی شمشیرزنی و رزمی او، یعنی گورنی هالک (با بازی جاش برولین) که مردی باتجربه و دل‌سوز است و علاقه ویژه‌ای به قهرمان دارد و حرکات و حرف‌هایش او را ترغیب به بزرگ فکر کردن و جرئت ‌داشتن می‌کند و دوم دانکن آیداهو (با بازی جیسون موموآ) که قهرمان علاقه ویژه‌ای به او دارد و از آن شخصیت‌های شکست‌ناپذیر و جسور در فیلم‌هاست که همواره دیدنشان باعث جذابیت و کشش خواهد بود. تماشای این دو از سوی قهرمان و البته صحبت‌هایی که بین آن‌ها ردوبدل می‌شود، قهرمان را به سمتی می‌برد که نه به‌ طور مرسوم، بلکه ظاهراً در مسیری ناخودآگاه، دعوت را بپذیرد و وارد ماجرا شود. او به همراه خانواده و ارتش پادشاهی، به سمت صحرا و شن‌ها می‌رود تا ببیند و بداند که فرجام کار چه خواهد بود.

گرچه در این مرحله، خود اساتید، هم‌زمان با این‌که قهرمان را به جسور بودن دعوت می‌کنند، او را از خطر کردن بدون فکر و مشورت بر حذر می‌دارند، اما جمیع موارد باعث می‌شود قهرمان جوان فیلمنامه در مسیر ورود به ماجرا و پذیرفتن ناخودآگاه دعوت قرار بگیرد.

 

  1. عبور از نخستین آستانه

حالا قهرمان در آستانه دنیای ماجرا قرار دارد، دعوت شنیده‌شده، در ابتدا از سوی قهرمان رد شده است، ملاقات او با استاد/ اساتید باعث از بین رفتن ترس‌هایش شده و حالا عبور از نخستین آستانه، عملی ارادی است که قهرمان تصمیم می‌گیرد آن را انجام دهد. او با نگهبانان آستانه مواجه می‌شود (در این‌جا قهرمان با همراهی اساتید و خانواده پادشاه با نگهبانان آستانه مواجه می‌شود، که همان صحرانشینان یا فره‌من‌ها در ظاهر و گروه منتسب به بارون در اصل هستند). عبور قهرمان در فیلمنامه تل‌ماسه از آستانه، در همان لحظه‌ای است که او به همراه خانواده وارد صحرا می‌شود و این دنیای جدید و عجیب و البته خطرناک را تجربه می‌کند.

 

  1. آزمون‌ها، متحدان و دشمنان

اکنون قهرمان به‌ طور کامل وارد دنیای ویژه، دنیایی رازآمیز و هیجان‌انگیز شده است که باید در آن آزمون‌هایی مختلف را پشت سر بگذارد. نخستین مواجهه قهرمان با دنیای جدید و تأثیری که او از این دنیا می‌گیرد، در تضاد کامل با دنیای عادی است و او در مسیر آزمایش‌های مختلفی قرار می‌گیرد و در این مرحله متحدان و دشمنان را می‌شناسد. در فیلمنامه تل‌ماسه، به لطف وجود یک پیشینه در جنگ بین خاندان‌های مختلف برای کسب قلمرو پادشاهی و پادشاه بودن پدر قهرمان، تکلیف او با متحدان و دشمنان مشخص است و تنها در این بین، صحرانشینان (که نقش رئیسشان را خاویر باردم بازی می‌کند) به عنوان افرادی به‌شدت تأثیرگذار در آینده قهرمان، با توجه به زیست در صحرا و شناخت ابعاد مختلف آن، باید مشخص کنند که جزو متحدان هستند یا دشمنان، که البته فیلمنامه نشانه‌ای به ما می‌دهد که آن‌ها در آینده جزو متحدان خواهند بود. صحبتی که بین قهرمان و رئیس فره‌من‌ها شکل می‌گیرد، شاهدی بر این ادعاست.

 

  1. راه‌یابی به ژرف‌ترین غار

قهرمانان پس از سازگاری با دنیای تازه و حضور در آن، باید قلب آن را کشف کنند و با واقعیت آن مواجه شوند. نخستین مواجهه قهرمان تل‌ماسه با ژرف‌ترین غار، در سفری است که با پدر و چند نفر دیگر به صحرا دارد و در حمله یک کرم بزرگ صحرایی به ماشین جمع‌آوری شن، او عمق این جهان جدید و ترسناک را درمی‌یابد و البته به دست استاد نجات پیدا می‌کند.

 

  1. آزمایش

قهرمان در این مرحله باید دچار مرگ و تولدی دوباره شود؛ دقیقاً اتفاقی که در فیلمنامه تل‌ماسه رخ می‌دهد و قهرمان با حضور در عمق غار (صحرا) با مرگ مواجه می‌شود و مجدداً به زندگی بازمی‌گردد. این نقطه تغییرات بزرگ قهرمان است و نقطه‌ای که آن را بحران می‌نامند. جایی که به نظر می‌رسد قهرمان طعم مرگ را چشیده و اصلاً مرده است، یا می‌میرد، اما او به زندگی بازمی‌گردد تا سفر را تمام کند.

 

  1. پاداش

قهرمان با پشت سر گذاشتن مرگ، پاداشی از زندگی می‌گیرد تا بتواند این داستان را به پایان برساند. در تل‌ماسه، قهرمان پس از رهایی از مرگ، در رویاهایش (شاید هم واقعیت) با دختری صحرایی همراه می‌شود که عشق را به او هدیه می‌دهد و امیدش به زندگی را دوچندان می‌کند. که در این بخش اعوجاجات ذهنی قهرمان و تجلی زندگی برای او رخ می‌دهند.

 

  1. مسیر بازگشت

حالا قهرمان باید انتخاب کند که در دنیای ویژه بماند، یا به خانه بازگردد، اما در تل‌ماسه، ظاهراً قهرمان این انتخاب‌ها را از جانب خود ندارد و باید در دنیای ویژه بماند. او پدر خود را از دست می‌دهد و به همراه مادرش به جنگ دشمنان می‌رود و در این‌جا با صحرانشینان متحد می‌شود. او حالا انگیزه کافی برای ادامه ماجرا را دارد و باید دشمن را به‌ طور کامل از پای درآورد. صحنه‌های تعقیب و گریز (البته در این فیلمنامه با هلی‌کوپترهای مخصوص) رخ می‌دهند و قطعاً بدبیاری‌هایی در این بین وجود خواهد داشت؛ بدبیاری‌هایی که مجدد قهرمان را در مسیری سخت قرار می‌دهد.

 

  1. تجدید حیات

حالا مجدداً قهرمان به نقطه‌ای می‌رسد که بین مرگ و زندگی می‌ماند. این‌بار نه نقطه بحران، که نقطه اوج رخ خواهد داد. در تل‌ماسه، قهرمان به کمک یک دختر صحرانشین، مادرش و دیگر متحدان به مخفی‌گاهی می‌رود. در این‌جا یکی از اساتید او به کمکش می‌آید و تعداد زیادی از دشمنان را می‌کشد. او دچار یک آزمایش جدی جسمی می‌شود و به جنگ با دشمنان می‌رود و زندگی در صحرا را تجربه می‌کند. درگیری نهایی اتفاق می‌افتد و قهرمان می‌تواند از آن جان سالم به در ببرد. او در این مرحله ایثار را تجربه می‌کند، درگیر عشق رمانتیک می‌شود و اتفاقاتی را که همگی در کنار هم رخ داده‌اند، کاتارسیس بین قهرمان و مخاطب را شکل می‌دهند. حالا قهرمان دچار تحولی جدی شده و به‌ طور کلی تفکراتش تغییر یافته است.

 

  1. بازگشت با اکسیر

این مرحله در فیلمنامه تل‌ماسه، تنها مربوط به گره‌گشایی می‌شود که در آن فیلمنامه ما را به سمت قسمت بعدی رهنمون می‌کند و نشانه‌هایی می‌دهد که این ماجرا به شکلی دیگر و با شدتی بیشتر ادامه خواهد یافت و باید منتظر ظهور این قهرمان با ته‌نشین شدن همه تحولاتش پس از این سفر عجیب و سخت باشیم.

 

درنهایت، فیلمنامه تل‌ماسه، فیلمنامه‌ای کاملاً مبتنی بر اصول فیلمنامه‌نویسی هالیوودی و استودیویی است که الگوی سفر قهرمان را با توجه به منبع اقتباس در دل دنیایی عجیب و ماورایی پیاده می‌کند و المان‌های این الگو را به نفع خود تغییر می‌دهد و ساختمان کلی آن را حفظ می‌کند؛ کاری که فیلمنامه‌نویسان این اثر به‌خوبی از پس آن برآمده و فیلمنامه موفق دیگری را در قالب سفر قهرمان پیاده‌سازی کرده‌اند و مخاطب را با خود تا انتها کشانده و وعده ادامه ماجرا را نیز با گذاشتن نشانه‌هایی درون فیلمنامه به آن‌ها داده‌اند.

مرجع مقاله