The Card Counter

شمارنده کارت

  • نویسنده : میثا محمدی
  • مترجم :
  • تعداد بازدید: 0

فیلمنامه‌نویس و کارگردان: پل شریدر، مدیر فیلم‌برداری: الکساندر دینان، تدوین: بنژامین رودریگز جونیور، موسیقی: رابرت لی وون بین، تهیه‌کننده: براکستون پاپ، بازیگران: اسکار ایزاک، تیفانی هدیش، تای شرایدن، ویلم دفو، ژانر: جنایی/ تریلر/ درام، محصول 2021 آمریکا، 112 دقیقه، درآمد فروش: 3.4 میلیون دلار، پخش از فوکوس فیچرز

خلاصه داستان: ویلیام تل طی هشت سالی که در زندان نظامی بوده، یاد گرفته است که چگونه در کارت‌بازی، کارت‌ها را بشمارد. او بازیکن خوبی است و همیشه می‌برد، اما هیچ‌وقت شرط‌های بزرگ نمی‌بندد و به جای ماندن در هتل کازینو، به متل می‌رود و همه وسایل اتاق را ملافه و طناب‌پیچ می‌کند.

ویلیام در کازینویی با لیندا، آشنای قدیمی‌اش در قمار روبه‌رو می‌شود. لیندا گروهی از سرمایه‌گذاران را در دست دارد که روی بازیکنان حرفه‌ای سرمایه‌گذاری می‌کنند. او به ویلیام نیز پیشنهاد سرمایه‌گذاری می‌دهد، اما  او قبول نمی‌کند و نمی‌خواهد زیر بار مسئولیت برود.

در آتلانتیک سیتی سمینار امنیتی- صنعتی در کازینو برگزار شده است. ویلیام به این سمینار که سرگرد بازنشسته، جان گوردو در آن سخنرانی دارد، می‌رود، اما خیلی زود آن‌جا را ترک می‌کند. اما قبل از ترک سالن مرد جوانی، سرک بافورت، شماره تلفنش را به او می‌دهد و می‌گوید که او را می‌شناسد. ویلیام کابوسی درباره شکنجه زندانیان در اردوگاهی را می‌بیند. او با سرک تماس می‌گیرد تا او را ببیند. سرک می‌گوید که پدرش راجر بافورت نیز مثل او سربازی بوده است که به خاطر نقشش در شکنجه و آزار زندانیان ابوغریب محاکمه و محکوم شده است، اما او بعد از آزادی از زندان رفتار خیلی خشنی با پسر و همسرش داشته، تا جایی که درنهایت مادر سرک آن‌ها را رها می‌کند و می‌رود و راجر بافورت نیز بعد از مدتی با شلیک گلوله به زندگی‌اش پایان می‌دهد. سرک از ویلیام می‌خواهد تا سرگرد گوردو را- که درواقع تاکتیک‌های بازجویی پیشرفته را به سربازان آموزش می‌داد، اما چون به عنوان یک مشاور غیرنظامی بود، هیچ اتهامی متوجه او نشد- پیدا کند. سرک گوردو را مسبب اتفاقاتی که برای خانواده‌اش افتاده، می‌داند و قصد دارد برای گرفتن انتقام او را شکنجه کند و بکشد و از ویلیام می‌خواهد به او کمک کند. ویلیام قبول نمی‌کند، اما از او می‌خواهد در ادامه مسیر قماربازی او همراه شود تا او را از زندگی خشونت‌بار دور کند.

در توقف بعدی ویلیام با لیندا قرار می‌گذارد. او به لیندا می‌گوید که دوست دارد در مسابقات جهانی پوکر شرکت کند تا با بردن پولی کافی به سرک کمک کند بدهی‌هایش را بپردازد و زندگی جدیدی را آغاز کند و بعد از آن نیز دیگر قمار را کنار بگذارد. ویلیام در مسابقات اولیه برنده می‌شود و پول خوبی درمی‌آورد، اما به مستر یواس‌آ می‌بازد.

ویلیام به مرحله مقدماتی در پاناما سیتی می‌رسد و سرک به او می‌گوید که او هنوز هم می‌خواهد گوردو را بکشد. او سرک را به اتاق متلش می‌برد و او با چهره خشن و شکنجه‌گر ویلیام روبه‌رو می‌شود. ویلیام 150 هزار دلار به سرک نشان می‌دهد و می‌گوید که اگر با مادرش تماس بگیرد و او را ببخشد، تمام این پول برای او می‌شود و می‌تواند بدهی‌هایشان را پرداخت کنند و او به کالج برگردد، اما گوردو را باید فراموش کند و او را تهدید می‌کند. ویلیام به مسابقاتش ادامه می‌دهد، اما در اخبار می‌شنود که مهاجمی مسلح به خانه گوردو حمله کرده است.

ویلیام شبانه به خانه گوردو می‌رود. او نیز مثل ویلیام همه اثاثیه منزل را با ملافه و طناب پیچیده است. گوردو به خانه‌اش وارد می‌شود و ویلیام به روی او اسلحه می‌کشد. او به گوردو می‌گوید که کیست و چرا به آن‌جا آمده است. ویلیام به جای شلیک به گوردو از او می‌خواهد به اتاقی دیگر بروند تا دوران حضور در ابوغریب را بازسازی کنند. دو مرد به اتاق می‌روند و تنها صدای فریاد آن دو به گوش می‌رسد. کمی بعد ویلیام غرق در خون و مجروح از اتاق بیرون می‌آید و با پلیس تماس می‌گیرد و می‌گوید که می‌خواهد گزارش یک قتل را بدهد.

ویلیام بار دیگر در زندانی نظامی است و بر این باور است که این روتین و حبس سزاوار اوست. لیندا به ملاقات او می‌آید.

مرجع مقاله