The Power of the Dog

قدرت سگ

  • نویسنده : میثا محمدی
  • مترجم :
  • تعداد بازدید: 1

فیلمنامه‌نویس: جین کمپیون، بر اساس کتابی از توماس سویج، کارگردان: جین کمپیون، تدوین: پیتر سبراس، مدیر فیلم‌برداری: آری وگنر، موسیقی: جانی گرینوود، تهیه‌کننده: امیل شرمن، بازیگران: بندیکت کامبریج، کریتسین دانست، جسی پلمونز، کودی اسمیت- مک پی، ژانر: درام/ احساسی/ وسترن، محصول 2021 استرالیا، آمریکا، کانادا، 126 دقیقه، پخش از نت‌فلیکس

خلاصه داستان: مونتانا 1925. رز گوردون در نزدیکی ساحل متل کوچکی دارد که همراه پسر جوانش گوردون آن‌جا را اداره می‌کند. گوردون پسری لاغراندام با روحی لطیف است که همیشه در حال مطالعه و ساخت گل‌های کاغذی است. فیل بوربانک و جورج بوربانک دو برادر کابوی هستند که مالک مزرعه‌ای بزرگ و گله‌ای بزرگ هستند. جورج ظاهر امروزی‌تری دارد و تحصیل کرده است و دوست دارد با افراد عالی‌رتبه جامعه رفت‌وآمد داشته باشد، اما برخلاف او فیل علاقه‌ای به این سبک زندگی شهری ندارد و مثل یک گاوچران خشن زندگی می‌کند. در زمان کوچ گله آن‌ها در متل رز اقامت می‌کنند. در همان شب اول هنگام صرف شام فیل رفتار بدی با گوردون می‌کند و او را دختر خطاب می‌کند، حتی با گل کاغذی که او درست کرده و روی میز است، سیگارش را روشن می‌کند. جورج از رفتارهای برادرش راضی نیست، اما اعتراضی هم نمی‌کند.

با رفت‌وآمدهای جورج به رستوران رز رابطه‌ای میان آن‌ها شکل می‌گیرد. فیل که از این انتخاب جورج راضی نیست، به او می‌گوید که رز تنها به خاطر پول می‌خواهد با او ازدواج کند تا راحت‌تر بتواند شهریه دانشکده پزشکی آن پسر بی‌عرضه‌اش را بدهد. اما جورج توجهی به حرف‌های برادرش نمی‌کند و بعد از مدتی به او خبر می‌دهد که با رز ازدواج کرده است و به‌زودی او نیز به خانه آن‌ها نقل مکان می‌کند.

با آمدن رز به خانه آن‌ها فیل با بی‌توجهی و کنایه رز را آزار می‌دهد. جورج برای رز یک پیانو می‌خرد تا او دوباره شروع به نواختن پیانو کند و بتواند در شب مهمانی که والدینش و فرماندار و همسرش می‌آیند، برای آن‌ها پیانو بزند. اما رز به‌شدت در این‌باره مشکل اعتمادبه‌نفس دارد و نمی‌تواند مقابل دیگران پیانو بزند، و فیل باز هم بهانه‌ای پیدا می‌کند تا او را آزار بدهد.

گوردون که حال در دانشکده پزشکی تحصیل می‌کند، برای تعطیلات تابستانی به مزرعه می‌آید تا در کنار مادرش باشد. فیل باز هم مقابل چشم کارگران مزرعه گوردون را دست می‌اندازد و او را با نامی دخترانه خطاب می‌کند. فیل اتفاقی متوجه می‌شود که رز مدام درحال مصرف الکل است. مدتی بعد گوردون تصمیم می‌گیرد به فیل نزدیک شود و فیل نیز می‌گوید که می‌خواهد به او یاد بدهد چطور یک مرد واقعی باشد. فیل شروع به بافتن طنابی چرمی برای گوردون می‌کند تا قبل از بازگشت او به دانشکده آن را به فیل بدهد و به او می‌گوید تا پیش از تمام شدن کار طناب به او زندگی واقعی را خواهد آموخت. آن دو زمان زیادی را با هم سپری می‌کنند.

گوردون در کنار کارهای مزرعه و گله هم‌چنان به کار تشریح حیوانات در اطراف مزرعه مشغول است. او حتی گوساله‌ای را پیدا می‌کند که بر اثر سیاه‌زخم مرده است و روی آن آزمایش می‌کند.

آن‌ها در مزرعه هیچ پوستی، حتی آن‌هایی را که نمی‌خواهند، نمی‌فروشند، اما یک روز رز در حالت مستی همه پوست‌های اضافی مزرعه را به یک سرخ‌پوست در قبال یک جفت دستکش می‌دهد. فیل به جورج اعتراض می‌کند که این‌ها تنها پوست‌هایی بودند که داشتند و این‌که رز یک الکلی است که هیچ ارزشی برای جورج قائل نیست. جورج می‌گوید که رز بیمار است و آن پوست‌ها هم هیچ اهمیتی ندارند.

گوردون به فیل می‌گوید که او به اندازه‌ای که برای تمام کردن کار طناب لازم است، پوست دارد و آن‌ها را به فیل می‌دهد. فیل چند روز بعد تب سختی می‌کند و می‌میرد. دکتر به جورج می‌گوید که احتمال می‌دهد فیل بر اثر سیاه‌زخم مرده باشد. جورج تعجب می‌کند و می‌گوید که برادرش در مورد حیوانات بیمار خیلی مراقب بوده است.

گوردون دستکش به دست می‌کند و  طنابی را که فیل برای او بافته است، با احتیاط در زیر تختش می‌گذارد.

مرجع مقاله