Escape from Mogadishu

فرار از موگادیشو

  • نویسنده : میثا محمدی
  • مترجم :
  • تعداد بازدید: 98

فیلمنامه‌نویسان: ریو سیونگ- وان، لی جی- چئول، کارگردان: ریو سیونگ- وان، مدیر فیلم‌برداری: چویی یانگ- هوآن، تدوین: لی گانگ- هیوآی، موسیقی: بانگ جون، سئوک، بازیگران: کیم یون- سئوک، جو این- سانگ، هیو جون- هو، کیم سو- جین، تهیه‌کننده: کانگ‌های- جیونگ، ژانر: حادثه‌ای/ درام/ تریلر، محصول 2021 کره، انگلستان، سومالی، درآمد فروش: 29 میلیون دلار، پخش از لوته اینترتینمنت

خلاصه داستان: 1991 موگادیشو پایتخت سومالی تحت تأثیر جنگ داخلی است. در این میان دو سفارت کره شمالی و کره جنوبی که هنوز عضو سازمان ملل نشده‌اند، به دنبال حمایت‌های دولت سومالی هستند.

دائه جین، افسر اطلاعاتی کره جنوبی، هدایایی را به دست ‌هان سین سونگ، سفیر کره، می‌رساند تا در قرارملاقات پیش رو با رئیس‌جمهور سومالی تقدیم او کند. اما در مسیر سفارت نیروهای شورشی به ماشین آن‌ها حمله کرده و هدایا را غارت می‌کنند. سین سونگ و سو چول، معاون سفیر، مجبور می‌شوند کل راه تا دفتر ریاست جمهوری را بدوند و 15 دقیقه دیر به قرار می‌رسند و رئیس‌جمهور آن‌ها را نمی‌پذیرد. در همین زمان آن‌ها یونگ سو، سفیر کره شمالی، را در حال خروج از دفتر رئیس‌جمهور می‌بینند. آن‌ها مطمئن هستند که کره شمالی خواستار ممانعت حمایت دولت سومالی از کره جنوبی است. سین سونگ در ابتدا معتقد است که دزدی زیر سر یونگ سو بوده است. کمی بعد معلوم می‌شود که ته جون کی، افسر اطلاعاتی یونگ سو، کسی بوده که به شورشیان رشوه داده است تا باعث تأخیر سفیر کره جنوبی شوند. یونگ سو بعد از باخبر شدن از این جریان به ته جون کی می‌گوید که این عمل احتمالاً به ضرر کره شمالی تمام شود.

سین سونگ با رشوه به یک روزنامه‌نگار آمریکایی از او عکس‌هایی می‌گیرد که در آن‌ها معلوم می‌شود که سلاح‌های کره شمالی در دست شورشیان است. دائه جین با در دست داشتن عکس‌ها و مدارک کافی سراغ یکی از نزدیکان رئیس‌جمهور می‌رود و این ادعا را که کره شمالی در حال تجهیز نیروهای شورشی است، مطرح می‌کند، اما در کمال تعجب این مقام دولتی از او درخواست رشوه می‌کند. با رسیدن سین سونگ به هتل صدای شلیک گلوله‌ها بلند می‌شود و معلوم می‌شود که جنگ به موگادیشو رسیده است.

درحالی‌که شهر در هرج‌ومرج است، سین سونگ، دائه جین و یونگ سو و جون کی در هتل گیر افتاده‌اند و نیروهای دولتی در تلاش برای سرکوب آشوب‌گران هستند. سین سونگ و دائه جین با هر زحمتی که شده، خود را به سفارت می‌رسانند. آن‌ها سعی می‌کنند خانواده‌شان را به کره جنوبی بفرستند، اما دائه جین خبر می‌آورد که همه آژانس‌های مسافرتی و بانک‌ها بسته هستند و درنتیجه همگی گیر افتاده‌اند. با بدتر شدن اوضاع و قطعی برق سفیران هر دو کشور می‌دانند که همگی باید خیلی زود این کشور را ترک کنند. جون کی سعی می‌کند با دادن رشوه به رهبر شورشیان از او مجوز عبور بگیرد، اما او لحظه آخر خیانت می‌کند و کل سفارت کره شمالی را غارت می‌کنند و افراد سفارت در خیابان‌ها آواره می‌شوند.

در پی تعقیب شورشیان ماشین سفارت کره شمالی درست مقابل سفارت کره جنوبی تصادف می‌کند و مجبور می‌شوند از آن‌ها درخواست کمک کنند. جون کی مخالف است و می‌گوید آن‌ها روابط دیپلماتیک ضعیفی با کره جنوبی دارند و در صورت درخواست کمک، به عنوان خائن به مملکت شناخته خواهند شد، اما یونگ سو چاره دیگری برای نجات جان خانواده و افرادش ندارد. سین سونگ در ابتدا به آن‌ها شک دارد، اما با دیدن حضور شورشیان و شلیک آن‌ها دروازه‌های سفارت را باز می‌کند و کره شمالی‌ها وارد می‌شوند.

سین سونگ پیشنهاد می‌دهد که صبح روز بعد او به سفارت ایتالیا و یونگ سو به سفارت مصر بروند و برای خروج از موگادیشو از آن‌ها درخواست کمک کنند. روز بعد طبق قرار دائه جین در جلو و جون کی به دنبال او با ماشین به سمت سفارت‌ها حرکت می‌کنند. دائه جون هنگام عبور از یک تقاطع می‌بیند که شورشی‌ها در حال اعدام غیرنظامی‌ها هستند. دائه جون بی‌درنگ دنده عقب می‌گیرد، اما با ماشین جون کی برخورد می‌کند و توجه شورشی‌ها را جلب می‌کند. درحالی‌که شورشی‌ها به سمت آن‌ها شلیک می‌کنند، دائه جون تخته گاز می‌رود و جون کی نیز به دنبالش. بعد از خروج از منطقه خطر از هم جدا می‌شوند و به سمت سفارت‌ها می‌روند.

جون کی و یونگ سو به سفارت مصر می‌رسند و متوجه می‌شوند که سفارت مملو از پناهندگان است و مصری‌ها نمی‌توانند کمکی به آن‌ها کنند. دائه جین و سین سونگ نیز به سفارت ایتالیا می‌رسند، اما با تماس با دولت خودشان متوجه می‌شوند که کمکی از جانب آن‌ها نخواهند داشت. البته ایتالیایی‌ها حاضرند آن‌ها را به کنیا ببرند، اما آن‌ها نمی‌توانند افراد کره شمالی را با خود ببرند، چراکه روابط دیپلماتیکی با آن‌ها ندارند. سپس سینگ سونگ بی‌درنگ می‌گوید که کره شمالی‌ها به جنوب فرار کرده‌اند و به دلیل درگیری‌هایی که پیش آمده، نتوانستند آن را اثبات کنند و ایتالیایی‌ها قبول می‌کنند و قرار می‌شود همه آن‌ها تا فردا ساعت چهار خود را به سفارت برسانند.

یونگ سو بعد از دیدن ماشین‌ها که سراسر جای گلوله روی آن‌هاست، از همه می‌خواهد دورتادور ماشین‌ها را با کتاب بپوشانند و یک پرچم سفید از پنجره به بیرون آویزان کنند. به‌زودی کاروان از سفارت خارج می‌شود و به سمت سفارت ایتالیا به راه می‌افتد. عبور آن‌ها از شهر هم‌زمان با نماز جماعت شورشی‌هاست، بنابراین در امنیت هستند، اما در هنگام عبور آخرین ماشین از مقابل نیروهای دولتی میله پرچم پایین می‌افتد و ارتش با تصور آن‌که آن یک اسلحه است، به سمت آن‌ها شلیک می‌کند. زمان نماز نیز به پایان رسیده است و تیراندازی‌ها توجه شورشی‌ها را جلب می‌کند و آن‌ها نیز به تعقیب و شلیک کره‌ای‌های می‌پردازند. با رسیدن به سفارت نیروهای متخاصم دست از شلیک برمی‌دارند و سین سونگ خیلی سریع همه را تخلیه و راهی سفارت می‌کند. دائه جین با باز کردن در آخر ماشین متوجه می‌شود که جون کی در جریان تیراندازی کشته شده است. جون کی در سفارت ایتالیا دفن می‌شود و کل افراد کره‌ای یادبودی برای او می‌گیرند. روز بعد هر دو هیئت راهی کنیا می‌شوند.

هنگام فرود هواپیما، سین سونگ متوجه می‌شود که هیئت‌های جداگانه‌ای منتظر هر دو گروه هستند. علی‌رغم همکاری برای زنده ماندن در سومالی، یونگ سو و سین سونگ به این نتیجه می‌رسند که نباید با هم دیده شوند، چراکه کشور هیچ‌کدام از آن‌ها آن‌چه را از سر گذرانده‌اند، باور نخواهند کرد و به عنوان خائن، دادگاهی خواهند شد. مردان یکدیگر را در آغوش می‌گیرند و برای کمک‌هایی که به هم کرده‌اند، تشکر کرده و از هم خداحافظی می‌کنند.

مرجع مقاله