No Time to Die

زمانی برای مردن نیست

  • نویسنده : میثا محمدی
  • مترجم :
  • تعداد بازدید: 102

فیلمنامه‌نویسان: نیل پورویس، رابرت وید، بر اساس رمانی از این فلمینگ، کارگردان: کری جوجی فوکوناگا، مدیر فیلمبرداری: لینوس ساندگرن، تدوین: الیوت گراهام، موسیقی: ‌هانس زیمر، بازیگران: دنیل کریگ، رامی مالک، لاشانا لینچ، لئا سیدو، تهیه‌کننده: میشل جی ویلسون، ژانر: اکشن/ تریلر/ ماجرایی، محصول 2021 آمریکا و انگلستان، بودجه: 250-301 میلیون دلار، درآمد فروش: 735.6 میلیون دلار، پخش از یونیورسال پیکچرز و یونایتد آرتیستز ریلیزینگ

خلاصه داستان: لوتسیفر سافین برای کشتن آقای وایت با نقابی بر صورت به خانه او می‌آید. اما آقای وایت در خانه نیست و او همسر آقای وایت را می‌کشد. مادلین نوجوان که شاهد مرگ مادرش است، زیر تخت پنهان می‌شود و با ورود سافین به اتاقش به او شلیک می‌کند، اما سافین نمی‌میرد و مادلین به بیرون خانه فرار می‌کند و در رودخانه یخ‌زده می‌افتد. سافین مادلین را از مرگ نجات می‌دهد.

سال‌ها از آن جریان گذشته است. ارنست استوارو بلوفلد در زندان است. مادلین همراه جیمز باند در ماترا است. وقتی که باند به مقبره وسپر لیند می‌رود، افراد اسپکتر که در کمین او نشسته بودند، مقبره را منفجر می‌کنند، اما باند از آن انفجار جان به در می‌برد و در حال فرار با دیگر افراد اسپکتر روبه‌رو می‌شود. باند شکی ندارد که مادلین به او خیانت کرده است و حرف‌های او را باور نمی‌کند. باند بعد از خلاصی از دست افراد اسپکتر از مادلین می‌خواهد که او را ترک کند.

پنج سال بعد، والدو اوبروچوف دانشمند ام.آی سیکس و محصولات پروژه هراکلوس از آزمایشگاه دزدیده می‌شوند؛ یک سلاح میکروبی که حاوی نانوبات‌هایی است که مثل ویروس از طریق لمس کردن وارد بدن می‌شوند و فرد را آلوده می‌کنند که حاوی کدهای دی‌ان‌ای است و تنها افراد هدف را آلوده می‌کند و می‌کشد.

باند که بازنشسته شده است، در جاماییکا زندگی می‌کند. فلیکس لیتتر از سی‌آی‌ای همراه همکارش لوگان اش سراغ باند می‌آیند و از او می‌خواهند اوبروچوف را پیدا کند. باند در ابتدا قبول نمی‌کند، اما بعد از این‌که نائومی مامور 007 ام‌.آی سیکس درباره پروژه هراکلوس به او می‌گوید، باند علی‌رغم هشدار نائومی در عدم دخالت در این جریان، با لیتتر همکاری می‌کند.

باند به کوبا می‌رود و با پالوما، مأمور سی‌آی‌ای ملاقات می‌کند. آن دو به مهمانی مردان اسپکتر که برای تولد بلوفلد برگزار شده است، می‌روند. بلوفلد هم‌چنان در زندان است، اما با کمک چشم مصنوعی که در چشم خودش و یکی از افرادش است، آن‌ها را هدایت می‌کند تا با کمک غبار نانوبات باند را بکشد. اما با دست‌کاری اطلاعات از سوی اوبرچوف به جای باند، همه افراد اسپکتر کشته می‌شوند. باند با کمک پالوما، اوبرچوف را می‌گیرد و او را به کشتی‌ای که لیتتر و اش منتظرش هستند، می‌برند. اما اش که مأموری دوجانبه است و برای سافین کار می‌کند، به لیتتر شلیک می‌کند و باند را در کشتی زندانی می‌کند و همراه اوبرچوف فرار می‌کند. لیتتر می‌میرد و باند قبل از غرق شدن کشتی آن را ترک می‌کند.

خانم مانی پنی و کیو ترتیبی می‌دهند تا باند با بلوفلد در زندان دیدار کند. سافین پیش‌دستی کرده و با مادلین ملاقات می‌کند و او را به نانوبات آلوده می‌کند تا بلوفلد را بکشد، چراکه او تنها کسی بوده که از زمان زندانی بودنش به عنوان روان‌شناسش با او در ارتباط بوده است. با مادلین در سلول بلوفید روبه‌رو می‌شود. او دست مادلین را لمس می‌کند و آلوده می‌شود. مادلین می‌گوید که نمی‌تواند بماند و سلول را ترک می‌کند. بلوفید به باند می‌گوید که این او بوده که در مقبره برای او تله گذاشته بود. باند از عصبانیت به بلوفید حمله می‌کند و ویروس به او منتقل می‌شود و می‌میرد.

باند سراغ مادلین در نروژ می‌رود که در خانه دوران کودکی‌اش پنهان شده است و متوجه می‌شود که او یک دختر پنج ساله به نام ماتیلد دارد. مادلین می‌گوید که این دختر باند نیست. مادلین به باند اعتراف می‌کند که وقتی سافین بچه بوده، پدر او به دستور بلوفلد خانواده سافین را قتل‌عام کرده و تنها او زنده مانده بود. باند به همراه مادلین و ماتیلد از آن خانه بیرون می‌زنند، اما اش و افرادش به تعقیب آن‌ها می‌آیند. اش کشته می‌شود، اما سافین با هلی‌کوپتری مادلین و ماتیلد را با خودش به جزیره‌ای دورافتاده می‌برد.

با هدایت کیو، باند و نائومی به مقر سافین که پایگاهی موشکی در یک جزیره است، وارد می‌شوند. سافین در این پایگاه کارخانه کشت و ساخت نانوبات راه انداخته است که می‌تواند با آن میلیون‌ها انسان را بکشد. سافین که ماتیلد را از مادلین جدا کرده است، نقشه‌هایی برای آینده او دارد. مادلین فرار می‌کند و در حالی‌ باند را پیدا می‌کند که تعداد زیادی از افراد سافین را کشته است. آن‌ها ماتیلد را پیدا می‌کنند و نائومی نیز مادلین و ماتیلد را به بیرون از پایگاه می‌برد. باند نیز می‌رود تا درهای سقفی پایگاه را باز کند تا ارتش بتواند آن‌جا را با بمباران موشکی نابود کند.

سافین که به کمین باند نشسته است، دوباره درها را می‌بندد. دستور شلیک موشک‌ها از مرکز صادر شده و موشک‌ها در راه پایگاه هستند. باند و سافین درگیر می‌شوند و سافین به او می‌گوید که آلوده شده است و هیچ راه فراری از آن ندارد. باند سافین را می‌کشد. او زمان زیادی ندارد و بلافاصله دست به کار می‌شود تا درهای سقفی پایگاه را باز کند. باند که حال می‌داند ماتیلد دختر اوست، در تماس با مادلین از او خداحافظی می‌کند و می‌گوید که همیشه دوستش دارد. موشک‌ها به جزیره برخورد می‌کنند و کارخانه نانوبات نابود می‌شود و باند کشته می‌شود.

مرجع مقاله