جرقه اصلی داستان خانه‌ای تک‌افتاده بود

گفت‌وگو با پاتسی پانسیرولی، فیلمنامه‌نویس و کارگردان «هنری پیر»

  • نویسنده : سدی دین
  • مترجم : سهند زرشکیان
  • تعداد بازدید: 63

هنری پیر یک وسترن اکشن درباره کشاورزی (هنری) است که با پسر نوجوانش (وایت) در مکانی غریب در روستا زندگی می‌کند. روزی هنری به مردی مجروح و مرموز که کیفی پر از پول همراه دارد، برمی‌خورد که نیمه‌جان روی زمین افتاده است. هنری مرد را برای مداوا با خود به خانه می‌برد. کمی بعد چند مرد سراغ هنری می‌آیند و مدعی می‌شوند مأمور قانون هستند و برای دریافت پولی که پیدا شده آمده‌اند. هنری باید تصمیمی سخت بگیرد. از بین غریبه‌هایی که ناخواسته به زندگی‌اش وارد شده‌اند، به کدام‌یک اطمینان کند. در طول فیلم مشخص می‌شود که هنری گذشته پراشتباهی داشته و مهارت و تیزدستی‌اش در تیراندازی تنها یکی از یادگارهای گذشته پرپیچ‌وتاب اوست. این‌گونه است که هویت حقیقی شخصیت اصلی داستان نیز برای مخاطب زیر سؤال می‌رود.

هنری پیر یک وسترن خوش‌ساخت است. جذابیت فیلم و گره‌افکنی و گره‌گشایی‌هایش مخاطب را تا پایان داستان با خود همراه می‌کند. هنری پیر در جشنواره ونیز  2021 رونمایی شد و «هیئت ملی بازبینی فیلم» هنری پیر را در فهرست 10 فیلم برتر مستقل سال قرار داد. آن‌چه خواهید خواند، حاصل گفت‌وگویی کوتاه با پاتسی پانسیرولی درباره فیلم است.

 

منبع الهام شما برای نوشتن فیلمنامه هنری پیر و ساخت این فیلم چه بود؟

همراه با همکارانم مشغول جست‌وجو برای یافتن موقعیت‌های مکانی مناسب برای تولید یک پروژه سینمایی دیگر بودیم. در طبیعت اطراف نشویل جست‌وجوکنان راه می‌رفتیم و در پی یافتن مکانی مناسب می‌گشتیم که به صورت تصادفی خانه‌ای عجیب (خانه هنری در فیلم) پایین تپه توجهمان را به خود جلب کرد. خانه‌ای با قدمت 100 ساله در دل طبیعتی بکر، آرام، موحش و مرموز. داخل خانه شدیم. در داخل خانه بین اتاق‌ها راه می‌رفتم و این طرف و آن طرف روی زمین می‌نشستم. بودن در آن خانه قدیمی و تک‌افتاده احساس عجیبی به دلم انداخت. از آن‌جا که بیشتر عمرم را در مناطق شهری و اغلب مرکز شهر زندگی کرده‌ام، محیط و حال‌وهوای روستا کمی برایم خوفناک است. به‌خصوص شب‌هنگام که تاریکی و سکوت عرصه را یک‌سره از آن خود می‌کردند. همه جا تاریکِ تاریک، همه جا ساکت و آرام. این ایده به سرم افتاد که چه خواهد شد اگر در این مکان تنها زندگی کنم و چند غریبه به سراغم بیایند؟ جرقه ایده اولیه داستان این‌گونه زده شد.

 

مکان، مکان، مکان! به نظر من در ایجاد گره‌های تنش‌زای داستان در این مکانِ به‌خصوص بسیار موفق بوده‌اید. درباره مکانی که داستان در آن می‌گذرد و شخصیت‌پردازی در فیلمنامه هنری پیر توضیح دهید.

به‌رغم جزئیات مختلفی که در طول روند نگارش فیلمنامه به داستان اضافه کردم، حقیقتاً همه چیز در این داستان از آغاز تا پایان حول و حوش مکانی می‌گردد که فیلم در آن ساخته شده و همان‌طور که گفتم، اساساً مواجهه تصادفی با آن ایده اولیه را در ذهنم کاشت. تلاش کردم با در نظر گرفتن جزئیات به مکان و فضا شخصیت دهم و وارد جهانِ آن شوم.

شخصیت اصلی داستان من گذشته‌ای پرماجرا و خطیر داشته و در این زمان و این مکانِ به‌خصوص تلاش می‌کند اشتباهات گذشته‌اش را جبران کند. هم‌چنین ژانر فیلم وسترن است. از این‌رو خبری از پلیس نیست و قهرمان باید به‌تنهایی بر مشکلاتی که برایش پیش آمده، غلبه کند. در ادامه تصمیم گرفتم شخصیت پسر هنری (وایت) را به داستان اضافه کنم تا نشان دهم هنری حین بزرگ کردن پسرش چطور تلاش می‌کند که او را از اشتباهاتی که خودش در گذشته مرتکب شده، در امان نگه دارد. ولی حضور ناگهانی چند غریبه پررمزوراز و مشکوک به داستان این وضعیت را به خطر می‌اندازد. هنری نمی‌داند در ادامه ممکن است چه بلایی سر فرزندش بیاید. همه شخصیت‌های داستان هنری پیر، رمز و راز و هویتی نامشخص دارند. به‌جز وایت، پسر هنری، که از این قاعده مستثناست. من خود فرزند دارم و می‌دانم تلاش برای آن‌که فرزندانمان اشتباهاتی را که ما مرتکب شده‌ایم، مرتکب نشوند، چقدر بیهود و گاه عبث است. کاری از دست ما برنمی‌آید. آن‌ها در هر صورت در طول زندگی‌شان بارها اشتباه خواهند کرد و بعضی اشتباهاتشان را تکرار خواهند کرد. آن‌ها شکست خواهند خورد و این بخشی از زندگی است.

 

چه چیز باعث شد وارد عالم سینما شوید؟

عمه‌ام می‌گوید از وقتی 10 سال داشتم، به فیلم‌سازی علاقه‌مند بودم! در نوجوانی اغلب دوربین فیلم‌برداری همراهم بود. همراه با دوربین فیلم‌برداری رشد می‌کردیم و بزرگ می‌شدیم. دوست داشتم درسی که می‌خوانم، به فیلم‌سازی ربط داشته باشد. وقتی از کالج فارغ‌التحصیل شدم، آن‌طور که مرسوم است، دست‌به‌کار انجام شغلی معمولی شدم. 9 ماه کار کردم و یک روز تصمیم گرفتم به این شغل پایان دهم. با رئیسم صحبت کردم و به او چیزی شبیه به این گفتم: «نمی‌توانم این کار را ادامه بدهم. باید بروم.» کمی بعد ناخواسته محلی را پیدا کردم که در آن مشغول ساخت فیلم بودند. داخل شدم و با اولین شخصی که با او مواجه شدم، باب گفت‌وگو را باز کردم. گفتم: «این کاری است که من می‌خواهم انجام بدهم. این کاری است که خوش دارم به خاطرش درس بخوانم.» شانسم گرفت و طرف خیلی زود من را به تهیه‌کننده معرفی کرد. این‌گونه بود که همراه با آن گروه فیلم‌سازی مشغول به کار شدم. چندین هفته مشغول بودم تا این‌که به عنوان دستیار، مشغولیتی دائمی برایم دست‌وپا کردند. تا جایی که می‌توانستم، در سمت‌های شغلی مختلف کار کردم، آموختم و بر تجربیاتم افزودم. بدین ترتیب، با ابعاد و جنبه‌های مختلف فیلم‌سازی آشنا شدم. دوران پُربار و مفیدی بود. به مرور با مشکلات و ریزه‌کاری فیلم‌سازی آشنا شدم و برای مقابله با مشکلاتی که در این مسیر پیش می‌آید، آمادگی کسب کردم. گفتنی است همیشه به ژانر کُمدی گرایش داشته‌ام. از این نظر با ساخت هنری پیر در مسیری کاملاً نو و متفاوت قدم گذاشتم.

 

از تجربه همکاری با جان متیسیاک، مدیر فیلم‌برداری هنری پیر، صحبت کنید.

تجربه کار با جان متیسیاک تجربه‌ای فوق‌العاده و تکرارنشدنی بود. چهار هفته قبل از شروع فیلم‌برداری همراه با هم به محل رفتیم. حدود یک ماه با هم آن‌جا زندگی کردیم. ساعت‌ها راه می‌رفتیم و درباره انتخاب زوایای مناسب در هر صحنه تبادل نظر می‌کردیم. این‌چنین، فهرست کاملی از همه صحنه‌هایی که در نظر داشتیم، تهیه کردیم. زمان فیلم‌برداری حدود 90 درصد صحنه‌ها را طبق توافقی که قبلاً با هم صورت دادیم، فیلم‌برداری کردیم. روزی گوشه‌ای ایستاده بودیم و با هم صحبت می‌کردیم. توجه جان به نقاشی روی دیوار جلب شد. صحنه را از دیدِ خود به من نشان داد و گفت: «این‌جا را ببین. باید یک صحنه از فیلم را این‌جا بگیریم.» تخیل و تبحر بصری جان و بروز اتفاقاتی از این دست همکاری دو نفره‌مان را بسیار پرثمر و لذت‌بخش کرد. سال‌هاست با هم دوستیم و در برنامه‌های تلویزیونی با هم همکاری کرده‌ایم. دوستی و رفاقت ما نمونه یک دوستی سازنده و لذت‌بخش است.

 

این است که می‌گویند داشتن فردی در گروه فیلم‌سازی، که به اصطلاح امواجتان با او نزدیک باشد، غنیمت است؛ به‌خصوص برای ساخت چنین فیلمی. فیلم‌برداری فیلم چقدر زمان برد؟

در ابتدا قرار بود طی 23 روز فیلم‌برداری فیلم را به سرانجام برسانیم. روز اول فیلم‌برداری بودجه ساخت فیلم را کاهش دادند. از این‌رو مجبور شدیم طی 21 روز با شتاب کار کنیم و روند فیلم‌برداری را زودتر از زمان موعد به انجام برسانیم. وظیفه نفس‌گیر و طاقت‌فرسایی بود. به‌خصوص فیلم‌برداری تیراندازی نهایی در جنگل. به یاد دارم که با توجه به محدودیت بودجه و زمان، برای فیلم‌برداری آن صحنه فقط دو ساعت و نیم وقت داشتیم. بدین خاطر باید بهترین و بیشترین تلاش خود را به کار می‌بستیم، چون زمانی برای از دست دادن نداشتیم.

 

برای فیلمنامه‌نویسان یا کارگردان‌هایی که فیلمنامه فیلم‌هایشان را خودشان می‌نویسند، پیشنهادی عمومی و مفید دارید؟

بعد از این‌که فیلمنامه را نوشتید و بازیگران را برای نقش‌آفرینی در فیلم انتخاب کردید، می‌توانید به عقب برگردید و لحن شخصیت‌های فیلمنامه را، متناسب با بازیگری که برای آن نقش انتخاب کرده‌اید، تغییر دهید. وقتی بازیگران هنری پیر را انتخاب کردیم، لحن شخصیت‌هایی را که قرار بود به آن‌ها جان ببخشند، تغییر دادم تا به این تناسب دست یابم. تلاش کنید فیلمنامه را تا جای ممکن بدون عیب و نقص بنویسید. سپس به بهترین شکل ممکن آن را فیلم‌برداری کنید و بعد روند تدوین را پیش ببرید. در این بین به یاد داشته باشید که می‌توانید در هر مرحله از سه مرحله مذکور، فیلمنامه را تغییر دهید. برای ساخت هر فیلمی، ماجرا از نوشتن فیلمنامه آغاز می‌شود. فیلمنامه باید عالی و کامل باشد. اگر در آغاز موفق نشدید ایده‌ای را که در نظر دارید، به فیلمنامه‌ای خوب بدل کنید، در طول کار و طی مراحل مختلف می‌توانید فیلمنامه را تغییر دهید، اصلاح کنید و بهبود بخشید.

 

نوشتن همان بازنویسی است؟

صحنه تیراندازی در فیلم، آخرین صحنه‌ای بود که باید فیلم‌برداری می‌کردیم. مجبور شدیم دو روز قبل از فیلم‌برداریِ آن صحنه، متن مربوط به آن را بازنویسی کنیم، چون از نظر فنی مشکلی غیرقابل پیش‌بینی رخ داد. به همین خاطر درست دو روز قبل از فیلم‌برداری باید همه چیز را در آن صحنه تغییر می‌دادیم. این مثال به‌خوبی نشان می‌دهد که ممکن است فیلمنامه از لحظه اول تا لحظه آخر ساخت فیلم تغییر کند و بازنویسی شود.

 

منبع: www. scriptmag.co

مرجع مقاله