پنهان کردن قصد و نیت شخصیت منفی داستان

  • نویسنده : منبع: creative screenwriting
  • مترجم : سهند زرشکیان
  • تعداد بازدید: 45

مخاطبان از شخصیت‌های شروری که قهرمان داستان را به تکاپو وادار می‌کنند، خوششان می‌آید. شخصیتی منفی و موذی که به دنبال تحقق خواسته‌هایش در جهان ویرانی به بار می‌آورد. یک روش مناسب برای افزایش تأثیر شخصیت منفی داستان، مخفی کردن مقاصد و اهداف شیطانی اوست که می‌توانند تا نقطه وسط یا پایان پرده دوم داستان پنهان باقی بمانند. بدین سان در داستان رمز و راز ایجاد می‌شود و شخصیت‌های اصلی داستان و مخاطبان به تکاپو می‌افتند تا همچون یک کارآگاه در پی کشف این حقیقت برآیند که شخصیت منفی داستان چه کسی است. هم‌چنین بدین طریق تنش بین قهرمان و شخصیت منفی داستان افزایش می‌یابد، زیرا آن‌ها ناگزیر در برخی نقاط داستان به عنوان دوست یا هم‌پیمان با هم تعامل و ارتباط خواهند داشت تا نهایتاً پرده‌ها فرو افتد و حقیقت آشکار شود. در ادامه به چند روش برای پنهان کردن قصد و نیت شخصیت منفی داستان اشاره خواهم کرد.

 

پیش‌زمینه داستان

یک پیش‌زمینه غمگین که محرومیت و سختی‌های زندگی شخصیت منفی را به تصویر می‌کشد، اغلب باعث می‌شود قهرمان داستان و یارانش فریب بخورند و با شخصیت منفی احساس هم‌دلی و هم‌دردی کنند. این پیش‌زمینه باید ساده و باورپذیر باشد و هم‌دردی برانگیزد، طوری که به بروز شک و تردید نسبت به شخصیت منفی منجر نشود. پیش‌زمینه زندگی سخت شخصیت منفی می‌تواند به پدر یا مادر ظالم او در سنین کودکی، درگیر بودن او در رابطه‌ای که به سوءاستفاده از او منتهی شده، مشکلات اقتصادی یا فقدان‌های احساسی‌اش اشاره داشته باشد. هم‌چنین روایت مصایبی از قبیل از دست دادن خانه و کاشانه طی وقوع فاجعه‌ای همچون سیل و زلزله، برخورد ناعادلانه مثلاً به زندان افتادن شخصیتی که جنایتی مرتکب نشده، یا طرد و تبعید ناموجه از جامعه می‌توانند در خلق پیش‌زمینه‌ای مناسب به کار بیایند. توجه داشته باشید که اغراق و افراط در طرح پیش‌زمینه مربوط به شخصیت منفی می‌تواند منجر به آن شود که نسبت به او شک و تردید ایجاد شود. هم‌چنین ضرورتاً نیازی نیست که پیش‌زمینه داستان مبتنی بر یک دروغ باشد، بلکه می‌تواند بخشی از واقعیت زندگی شخصیت منفی را به تصویر بکشد. مخاطب با پیش‌زمینه‌ای که مبتنی بر واقعیت زندگی شخصیت منفی است (نسبت به پیش‌زمینه‌ای که کاملاً دروغ و مغایر با واقعیت است)، راحت‌تر ارتباط برقرار می‌کند.

آرام و ضعیف

شخصیت‌های منفی تمایل دارند در حاشیه بمانند و از انظار دور باشند و توجهی به خود جلب نکنند. آن‌ها در گروه‌های اجتماعی جایی ندارند و با این فرض که وجود و حضورشان بی‌فایده و بیهوده است، نادیده گرفته می‌شوند. بعید است که یک مرد تهیدست و بیچاره در ارتباط با برنامه‌ریزی برای انفجار در میان مردم در خیابان‌های شهر مظنون واقع شود. به شخصیت منفی داستان قد و قامت فیزیکی محدودی بدهید، یا او را ناتوان و علیل جلوه دهید. در این راستا شخصیت منفی می‌تواند فلج، کم‌بینا (یا نابینا)، یا انزواطلب باشد. هم‌چنین اگر شخصیت منفی با ویلچر این طرف و آن طرف برود، هر نوع شک و تردیدی را از خود دور می‌کند. یک شخصیت منفی ماهر و کارکُشته می‌تواند آن اندازه مهارت داشته باشد که خود را بیمار جا بزند تا راحت‌تر به اهدافش دست یابد. معایب و نواقص مذکور بسیار مؤثرند و می‌توانند منجر به آن شوند که قهرمان داستان از شخصیت منفی دفاع کند و او را از هر نوع شک و تردید مبرا در نظر بگیرد.

ویژگی‌های مثبت

شخصیت منفی می‌تواند شخصیت اصلی و شخصیت‌های دیگر داستان را از مسیر منحرف کند و این مهم را از طریق مهربانی، بخشندگی و شفقت حاصل کند. شخصیت منفی می‌تواند رفتارهایی مثبت و خوشایند داشته باشد. مثلاً هر یک‌شنبه با مادرش تماس بگیرد، به افراد مُسن کمک کند تا از خیابان رد شوند و کارهای خیریه انجام دهد. بدین ترتیب، شخصیت منفی می‌تواند به مدد ویژگی‌های مثبتی که دارد، در جهت پنهان کردن مقاصد اصلی و حقیقی‌اش پیش برود. توجه داشته باشید که تعداد کمی از شخصیت‌های منفی ذاتاً و کلاً شیطان‌صفت و شرور هستند.

اغواکننده و فریبا

شخصیت‌های منفی می‌توانند فوق‌العاده جذاب، باهوش، مستعد و ثروتمند باشند، یا در یک حوزه عمومی مانند پزشکی خبره و خوش‌نام باشند. آن‌ها می‌توانند جایگاه اجتماعی معتبری داشته باشند و مثلاً رهبر یک سازمان عمومی یا قاضی یک دادگاه عالی باشند. ویژگی‌های مذکور برای شخصیت‌های منفی یک ابزار بالقوه محسوب می‌شوند. زیرا به مدد ویژگی‌های مذکور آن‌ها می‌توانند روکشی از قدرت، دانش، صداقت و کمال را به تصویر بکشند. به‌علاوه، سخت است دیگران را قانع کنیم که مقاصد واقعی شخصیت‌هایی از این دست چیست؛ حتی وقتی که شواهدی محکم و مستدل آن مقاصد درونی مشکل‌آفرین را اثبات می‌کنند. اگر شخصیت منفی که واجد ویژگی‌های مثبت است، با قهرمان داستان رابطه‌ای صمیمانه برقرار کند، اغلب قهرمان داستان را گول می‌زند و گمراه می‌کند.

اقدام مغایر با اهداف و مقاصد

شخصیت‌های منفی می‌توانند چنان دمدمی‌مزاج باشند که برخلاف اهدافشان رفتار کنند. ممکن است به یکی از یاران خود خیانت کنند، یا آسیب بزنند، یا به طریقی مؤثر با قهرمان داستان همکاری کنند تا به هدفش دست یابد. هم‌چنین ممکن است شخصیت منفی داستان به قهرمان اجازه دهد در چند نبرد پیروز شود تا او را به این فکر بیندازد که بر همه موانع چیره شده است. ولی درواقع بدین سان شخصیت منفی در پی کسب مزایای بیشتر دست به قمار می‌زند.

ایجاد انحراف

شخصیت منفی که مقاصدش نزد شخصیت‌های دیگر آشکار نیست، می‌تواند فجایعی از قبیل آتش‌سوزی راه بیندازد و با اتکا به آن مقاصد حقیقی‌اش را پنهان نگه دارد. هم‌چنین شخصیت منفی می‌تواند یک صحنه جنایت جعلی ایجاد کند تا از طریق آن، جنایتی را که مرتکب شده، بپوشاند و شخص دیگری را مسئول جنایت جلوه دهد. ضرورتی ندارد که اقدامات شخصیت منفی نمایشی و جلب توجه‌کننده باشد. او می‌تواند به صورت زیرکانه نسبت به شخصیتی دیگر عدم اطمینان ایجاد کرده و صداقت او را خدشه‌دار کند. با استفاده از روش‌های مذکور می‌توانید مقاصد و اهداف شخصیت منفی داستان را پنهان کنید و بدین گونه بر جذابیت شخصیت منفی و داستان بیفزایید.

مرجع مقاله