C'mon C'mon

بجنب بجنب

  • نویسنده : میثا محمدی
  • مترجم :
  • تعداد بازدید: 139

فیلمنامه‌نویس و کارگردان: مایک میلز، مدیر فیلم‌برداری: رابی ریان، تدوین: جنیفر وچیارلو، موسیقی: آرون دسنر، تهیه‌کننده: چلسی برنارد، بازیگران: واکین فینیکس، گبی ‌هافمن، اسکات مک‌نیری، وودی نورمن، ژانر: درام، محصول 2021 آمریکا، 108 دقیقه، بودجه: 8.3 میلیون دلار، درآمد فروش: 2.1 میلیون دلار، پخش از ای24

خلاصه فیلم: جانی مجری رادیویی است که همراه همکارانش به شهرهای مختلف کشور سفر می‌کنند و با بچه‌ها درباره آینده و تصوراتی که از آن دارند، مصاحبه می‌کنند. یک سالی می‌شود که جانی مادرش را از دست داده و در این مدت با خواهرش ویو صحبت نکرده است. او در دیترویت است که با ویو تماس می‌گیرد. ویو به او می‌گوید که همسرش چارلی که دچار بیماری روحی است، حال خوبی ندارد و او باید برای رسیدگی به او به اوکلند برود. او از جانی می‌خواهد تا به لس‌آنجلس بیاید و مراقب پسر 9 ساله او، جسی، باشد. جانی قبول می‌کند و به خانه ویو می‌رود.

ویو به جانی خبر می‌دهد که چارلی اصلاً شرایط روحی خوبی ندارد و مجبور است مدت زمان بیشتری آن‌جا بماند. از آن طرف جانی آخر هفته باید برای ادامه کار به نیویورک برود و از ویو اجازه می‌گیرد تا جسی را نیز همراه خودش ببرد. جسی مدام دست به کارهایی می‌زند که جانی را عصبی می‌کند و سرانجام باعث می‌شود جانی سر او فریاد بزند. جانی موضوع را با ویو در میان می‌گذارد و ویو می‌گوید که باید مشکل را به جسی توضیح بدهد و درنهایت از او معذرت‌خواهی کند. جانی به جسی یاد می‌دهد که چطور با دستگاه ضبط صدا کار کند، جسی نیز شروع به ضبط صداهای محیط پیرامونش می‌کند.

جسی در هر فرصت پیش‌آمده از جانی درباره زندگی شخصی او و این‌که چرا در این یک سال با خواهرش حرف نمی‌زده، می‌پرسد و جانی هر بار او را دست‌به‌سر می‌کند. اما معلوم می‌شود که ویو و جانی از یک طرف زمانی که مادرشان بیمار بوده، بر سر چگونگی مراقبت از او اختلاف داشتند، از طرف دیگر، آن زمانی بوده است که بیماری روانی چارلی عود کرده بود و جانی از ویو خواسته بود تا از او جدا شود. 

بهانه‌گیری‌های جسی بیشتر می‌شود. از آن طرف ویو به آسایشگاه روانی رفته و از ویو خواسته تا مدت زمان بیشتری را در کنارش باشد، اما وقتی می‌فهمد که جسی دل‌تنگ است، تصمیم به بازگشت می‌گیرد. جانی و جسی در راه فرودگاه هستند که جسی به بهانه دست‌شویی از تاکسی پیاده می‌شود و خودش را در دست‌شویی رستورانی زندانی می‌کند. او به جانی می‌گوید که دروغ گفته است و نمی‌خواهد به خانه‌ای برود که مادرش مدام نگران پدرش است. جانی پرواز را کنسل می‌کند و به سفر کاری‌اش با جسی ادامه می‌دهد و او را به نیواورلئان می‌برد.

جسی که از وضعیت پدرش خبردار است، از جانی می‌پرسد که آیا وقتی او هم بزرگ شود، مثل پدرش می‌شود؟ جانی می‌گوید که او خیلی بهتر خواهد بود، چراکه مادرش خیلی خوب او را تربیت کرده است و او احساساتش را می‌شناسد و می‌تواند آن‌ها را بیان کند.

مدتی بعد ویو خبر می‌دهد که چارلی مرخص شده و حالش خوب است و آن‌ها به‌زودی به خانه برمی‌گردند. جسی از شنیدن خبر خوشحال نمی‌شود و جانی به او می‌گوید که هیچ اشکالی ندارد که گاهی بگوید که حالش خوب نیست، عصبانی بشود و حتی لگد بزند و داد بکشد. آن دو با هم فریاد می‌زنند و درنهایت شروع به خندیدن می‌کنند. ویو همراه چارلی به دنبال جسی به نیواورلئان می‌آیند و جانی قول می‌دهد با هر دو آن‌ها در تماس بماند. کمی بعد جانی نواری ضبط‌شده از دورانی را که با جسی گذرانده است، برای او می‌فرستد، چراکه جسی گفته بود نمی‌خواهد جزئیات این سفر را فراموش کند.

مرجع مقاله