Nightmare Alley

کوچه کابوس

  • نویسنده : میثا محمدی
  • مترجم :
  • تعداد بازدید: 123

فیلمنامه‌نویسان: گی‌یرمو دل تورو، کیم مورگان، بر اساس رمانی از ویلیام لیندسی، کارگردان: گی‌یرمو دل تورو، مدیر فیلم‌برداری: دان لاستسن، تدوین: کام مکلاچلین، موسیقی: ناتان جانسون، تهیه‌کننده: جی. مایلز دال، بازیگران: بردلی کوپر، کیت بلانشت، تونی کالت، ریچارد جنکینز، ژانر: جنایی/ تریلر/ درام، محصول 2021 آمریکا، 150 دقیقه، بودجه: 60 میلیون دلار، درآمد فروش: 37.8 میلیون دلار، پخش از سرچ لایت پیکچرز

 

خلاصه داستان: 1939. استن کارلایل که خانه پدری را ترک کرده است و شغلی ندارد، در یک کارناوال به عنوان کارگر مشغول به کار می‌شود. او در کارناوال برای اولین بار نمایش گیگ را می‌بیند. گیگ مردی است که مقابل چشم تماشاچیان گردن مرغی را زنده زنده می‌جود. پیت با مادام زینا روشن‌گر و همسرش پیت آشنا می‌شود. آن‌ها میان خودشان زبان رمزگذاری دارند که زمانی با استفاده از آن نمایش‌های ذهن‌خوانی اجرا می‌کردند. پیت شماری از ترفندها را به استن آموزش می‌دهد و به او هشدار می‌دهد که هیچ‌وقت سراغ تظاهر به احضار روح و صحبت با مردگان نرود. استن از کِلم، مدیر کارناول، می‌شنود که او برای پیدا کردن گیگ سراغ مردان الکلی می‌رود و بعد از معتاد کردنشان به مواد آن‌ها را زندانی کرده و به عنوان گیگ از آن‌ها در نمایش‌ها استفاده می‌کند. استن مجذوب مولی، یکی از همکارانش در کارناوال می‌شود و به او پیشنهاد می‌کند تا همراه هم به دنبال زندگی‌شان بروند، اما مولی قبول نمی‌کند. پیت که الکلی است، یک شب از استن می‌خواهد برای او نوشیدنی بیاورد، اما استن به اشتباه به او الکل چوب می‌دهد و روز بعد جسد بی‌جان پیت پیدا می‌شود. استن کتاب رمزی پیت را برمی‌دارد و به تمرینات ذهن‌خوانی ادامه می‌دهد.

یک شب پلیس به کارناوال حمله می‌کند و استن با استفاده از ترفندهای ذهن‌خوانی رئیس پلیس را تحت تأثیر قرار می‌دهد و کارناوال را نجات می‌دهد. مولی به استن می‌گوید که همراه او می‌آید و آن دو کارناول را ترک می‌کنند. طی دو سال کار و بار استن رونق گرفته است و به همراه مولی به عنوان دستیار در یک هتل برنامه اجرا می‌کنند. یک شب زنی در میان تماشاچیان، ریتر، سعی می‌کند مچ استن را بگیرد، اما استن تمام آن‌چه را دارد، رو می‌کند. او ریتا و همراهش، قاضی کیمبال را تحت تأثیر قرار می‌دهد. قاضی کیمبال از استن می‌خواهد برای یک جلسه احضار ارواح به خانه او بیاید و استن نیز علی‌رغم مخالفت‌های مولی قبول می‌کند.

استن به دفتر ریتر می‌رود و متوجه می‌شود او دکتر روان‌شناس است و قاضی کیمبال نیز بیمار او بوده است. استن از ریتر می‌خواهد از این خانواده اطلاعاتی را در اختیار او قرار دهد تا بتواند در جلسه احضار روح پسرشان که در جنگ کشته شده است، از آن استفاده کند، ریتر در قبال این‌که او نیز اطلاعاتی از خودش بدهد، قبول می‌کند. ریتر از استن حرف می‌کشد و او اعتراف می‌کند که سهواً باعث مرگ پیت شده است و ساعتی که در دست دارد، متعلق به پدرش است که او را هیچ‌وقت دوست نداشته است. استن به جلسه احضار ارواح در خانه قاضی کیمبال می‌رود و به همسر قاضی می‌گوید که پسرش هم‌اکنون در اتاق حضور دارد و آن‌ها را دوست دارد و به‌زودی یکدیگر را ملاقات خواهند کرد. استن پول خوبی از قاضی می‌گیرد و از ریتر می‌خواهد تا نیمی از آن را قبول کند، اما ریتر می‌گوید که پول برای او اهمیتی ندارد، اما استن از او می‌خواهد پول را برای او نگه ‌دارد.

ریتر تلفنی به استن خبر می‌دهد که مشتری بعدی او آزرا گریندل است و اطلاعاتی را درباره زنی که در جوانی عاشقش بوده است و در دوران بارداری فوت کرده بود، می‌دهد و این‌که آزارا در قبال این زن احساس عذاب وجدان دارد. قاضی کیمبال سراغ استن می‌رود و بی‌خبر او را به عمارت آزرا می‌برد و در آن‌جا به استن دستگاه دروغ‌سنج وصل می‌کنند تا از شیاد نبودنش مطمئن شوند. در میان سؤال و جواب‌ها ناگهان استن به آزرا می‌گوید که حضور زنی را در اتاق احساس می‌کند که از او ناراحت است و درعین حال حامله است. آزرا به‌شدت تحت تأثیر قرار می‌گیرد و مبلغ قابل توجهی به استن می‌دهد. استن نیز دوباره پول را به ریتر می‌دهد و او نیز اطلاعات بیشتری از آن زن به استن می‌دهد. آزرا از استن می‌خواهد تا روح آن زن را به صورت فیزیکی احضار کند تا او را ببیند. استن نیز با اصرار مولی را راضی می‌کند تا نقش آن زن را درحالی‌که دست‌ها و لباسش خون‌آلود است، ایفا کند. استن در مراسم احضار روح در حیاط عمارت آزرا، مولی را در قالب آن زن احضار می‌کند، اما ازرا احساساتی می‌شود و زمانی که نزدیک می‌رود و مولی را از نزدیک می‌بیند، متوجه دروغ استن می‌شود. استن نیز او را می‌زند و همراه مولی فرار می‌کند. اما مولی او را ترک می‌کند و استن درحالی‌که تحت تعقیب است، به دفتر ریتر پناه می‌برد و از او درخواست می‌کند تا پول‌هایش را پس بدهد. اما ریتر منکر پول می‌شود و آن دو با هم درگیر می‌شوند و با آمدن نگهبان استن مجبور به فرار می‌شود و بدون پول سرگردان می‌شود. استن تبدیل به ولگردی الکلی می‌شود و یک روز به یک کارناوال می‌رسد و درخواست کار می‌کند. رئیس کارناوال به استن پیشنهاد می‌دهد تا به صورت موقت به عنوان گیگ در کارناوال مشغول شود.

مرجع مقاله