Turning Red

قرمز شدن

  • نویسنده : میثا محمدی
  • مترجم :
  • تعداد بازدید: 123

فیلمنامه‌نویس: جولیا چو، کارگردان: دُمی شی، مدیر فیلم‌برداری: مهیار ابوسعیدی، تدوین: نیکلاس سی. اسمیت، موسیقی: لودویگ گورانسون، تهیه‌کننده: لیندسی کالینز، صداپیشگان: رزالی چیانگ، ساندرا اوه، ایوا مورس، ‌هاین پارک، ژانر: انیمیشن، کمدی، ماجرایی، محصول 2020 آمریکا، 100 دقیقه، بودجه: 175 میلیون دلار، درآمد فروش: 14.8 میلیون دلار، پخش از استودیو والت دیزنی، موشن پیکچرز

 

خلاصه داستان: میدختر 13 ساله چینی- کانادایی است که همراه مادر و پدرش در معبد اجدادی‌شان در تورنتو زندگی می‌کنند. می ‌بهترین دانش‌آموز مدرسه است و همه تلاشش را می‌کند تا مادر سخت‌گیرش را همیشه راضی نگه دارد. می ‌و دوستانش پریا، اَبی و میریام شیفته گروه موسیقی 4 هستند.

یک شب می ‌تصویری از یکی از خوانندگان گروه 4 در دفترش می‌کشد و مادرش اتفاقی آن را می‌بیند و گمان می‌کند پسری که در فروشگاه محلی کار می‌کند، به می ‌ابراز علاقه کرده است. مادر، عصبانی همراه می ‌به فروشگاه می‌رود و پسرک را سر جایش می‌نشاند. می ‌همان شب کابوسی درباره یک پاندای سرخ می‌بیند و وقتی صبح از خواب بیدار می‌شود، می‌بیند که تبدیل به یک پاندای سرخ بزرگ شده است. او این موضوع را از والدینش پنهان می‌کند و متوجه می‌شود که وقتی آرام می‌شود، دوباره تبدیل به انسان اما با موهای قرمز می‌شود. می ‌در کلاس درس است که مادرش را می‌بیند که پنهانی از پشت درختی او را زیر نظر دارد. وقتی بقیه بچه‌های کلاس نیز متوجه مادر می ‌می‌شوند، او کنترل احساساتش را از دست می‌دهد و تبدیل به پاندای سرخ می‌شود و به سمت خانه فرار می‌کند. می ‌با ظاهر پاندا، درحالی‌که مادرش در تعقیب او است، خودش را به خانه می‌رساند.

مادر می ‌به او می‌گوید که این میراثی است که به زنان این خانواده می‌رسد و وقتی بیست‌ودوم ماه سرخ کامل شود، طی مراسمی او را از شر پاندا نجات می‌دهند و او برای همیشه آزاد خواهد شد. می ‌به مدرسه نمی‌رود و در اتاقی تنها می‌ماند تا بتواند کنترل پاندا را به دست بگیرد. دوستان می ‌پنهانی به دیدن او می‌آیند و متوجه پاندا شدن او می‌شوند. آن‌ها به می ‌خبر می‌دهند گروه موسیقی محبوشان نوزدهم در شهر آن‌ها اجرا دارند و آن‌ها باید به هر قیمتی که شده، به کنسرت بروند. می ‌متوجه می‌شود که وقتی خودش را در کنار دوستانش تصور می‌کند، خیلی راحت می‌تواند پاندا را تحت کنترل بگیرد.

می دوباره به مدرسه برمی‌گردد و با دوستانش قرار می‌گذارند که همگی از والدینشان برای شب کنسرت اجازه بگیرند. می ‌به والدینش اثبات می‌کند که پاندا را کاملاً تحت کنترل دارد و از همه آزمون‌هایی که مادرش از او می‌گیرد، سربلند بیرون می‌آید. اما مادر می ‌و دیگر والدین به بچه‌ها اجازه حضور در کنسرت را نمی‌دهند. بچه‌ها تصمیم می‌گیرند پول کنسرت را خودشان جمع کنند و بدون اجازه و به بهانه کلاس ریاضی به کنسرت بروند.

یک روز در مدرسه می ‌عصبانی می‌شود و تبدیل به پاندا می‌شود و چندتایی از بچه‌ها او را می‌بینند و شیفته او می‌شوند. می‌ و دوستانش شروع به درآوردن پول از محبوبیت پاندای سرخ می‌کنند. پاندا در ازای پول با بچه‌ها عکس می‌اندازد و آن‌ها تی‌شرت‌ها و وسایلی با طرح پاندا می‌فروشند. آن‌ها فقط 100 دلار دیگر لازم دارند و تایلر به می ‌پیشنهاد می‌دهد که اگر او به جشن تولدش بیاید، بچه‌های دیگر هم به خاطر او به جشن تولدش می‌آیند و او 100 دلار به می‌ خواهد داد. همه چیز در مهمانی تولد خوب پیش می‌رود تا این‌که تایلر به خانواده می ‌توهین می‌کند و می ‌تبدیل به پاندای عصبانی می‌شود و به تایلر آسیب می‌زند. در این لحظه مادر می، که متوجه غیبت او شده بود، از راه می‌رسد و دوستان می ‌را مقصر می‌خواند و می ‌نیز در دفاع از دوستانش حرفی نمی‌زند و همراه مادرش به خانه برمی‌گردد.

می متوجه می‌شود که تاریخ کنسرت درست همان شبی است که او مراسم دارد. مادر بزرگ می ‌و خاله‌هایش برای کمک به اجرای مراسم پیش آن‌ها می‌آیند. مادربزرگ به می ‌هشدار می‌دهد که احضار زیاد پاندای سرخ باعث می‌شود او از کنترل خارج شود و دیگر نتواند تبدیل به انسان شود. دوستان می ‌شب موعود به کنسرت می‌روند و خانواده می ‌نیز مراسم را اجرا می‌کنند. آن‌ها در حیاط دور می ‌خطی می‌کشند و شروع به خواندن آواز می‌کنند و می ‌در هوا معلق می‌شود. می‌ خودش را در یک جنگل می‌بیند، سپس به یک آینه می‌رسد که وقتی آن را لمس می‌کند، پاندا شروع به جدا شدن از او می‌کند. ناگهان می ‌خاطراتش با پاندا و دوستانش را به یاد می‌آورد و تصمیم دیگری می‌گیرد. می ‌به هوش می‌آید و به مادرش می‌گوید که می‌خواهد پاندا را نگه دارد و می‌خواهد مثل می ‌زندگی کند، نه دختری که مادرش می‌خواهد، و به طرف سالن کنسرت می‌دود. می‌ خودش را به دوستانش می‌رساند و مادر می ‌که عصبانی شده است، طلسم پاندای خودش را می‌شکند و تبدیل به پاندایی بزرگ و عصبانی می‌شود. مادر می ‌کنسرت را به هم می‌ریزد و می‌ باعث می‌شود که او بی‌هوش شود. مادربزرگ و خاله‌های می‌ همگی طلسم‌هایشان را می‌شکنند تا تبدیل به پاندای سرخ شوند و مادر می ‌را داخل دایره می‌کشند تا مراسم ماه سرخ را روی او اجرا کنند. با کمک خوانندگی گروه 4 و دوستان می‌ دایره فعال می‌شود و همه پانداها در جنگل ظاهر می‌شوند. همه غیر از می ‌از آینه رد می‌شوند و می‌ به مادرش می‌گوید که این تصمیم اوست.

می و مادرش به تفاهم می‌رسند و با حضور می ‌به عنوان پاندای سرخ بازدیدکنندگان معبد خانوادگی نیز بیشتر می‌شود.

مرجع مقاله