فیلمنامهنویس و کارگردان: فرناندو لئون دآرانو، مدیر فیلمبرداری: پائو استیو بیربا، تدوین: ونسا ماریمبرت، موسیقی: زلتیا مونتز، تهیهکننده: فرناندو دآرانو، بازیگران: خاویر باردم، مانولو سولو، آلمودنا آمور، اسکار دلا فوئنته، ژانر: کمدی، محصول 2021، 120 دقیقه، پخش از تریپیکچرز
خلاصه داستان: جولیو بلانکو رئیس موفق کارخانه بزرگ ترازوسازی در اسپانیاست که پدرش بنیانگذار آن بوده است. در این کارخانه همه چیز دقیق و مرتب است و بلانکو جوایز زیادی را برده و قرار است بهزودی هیئتی از بازرسان به کارخانههای ترازوسازی بروند و بعد از ارزیابی، جایزه بزرگ سال را به یکی از آنها بدهند. بلانکو همیشه کارکنان کارخانه را به عنوان خانواده خطاب قرار میدهد و میگوید که مشکل آنها مشکل او نیز است.
فوروتونا، پیرمردی از بخش فنی، که سالهاست برای خانواده بلانکو کار میکند، به بلانکو میگوید که پسرش به خاطر درگیری با چند عرب در بازداشت است و از او میخواهد به پسرش سالوا کمک کند. بلانکو با واسطه سالوا را آزاد میکند و بعد از صحبت با او از همسرش میخواهد تا در مغازه لباسفروشیاش کاری به او بدهد.
خوزه، کارمند بخش حسابداری، در تعدیل نیروی اخیر از شرکت اخراج شده است. اما خوزه زیر بار نمیرود و مدام همراه دو کودکش به کارخانه میآید و سروصدا به پا میکند. بلانکو دستور میدهد که نگهبان، خوزه را به کارخانه راه ندهد. خوزه نیز که زندگی خانوادگیاش به خاطر این بیکاری از هم پاشیده است، درست مقابل کارخانه کمپ میزند و شعارهای اعتراضی مینویسد و هر بار که بلانکو به کارخانه میآید، با بلندگو علیه بلانکو شعار میدهد. آمدن بازرسها نزدیک است و بلانکو از حضور خوزه مقابل کارخانه راضی نیست. از آن طرف میرالس، از مدیران داخلی که از کودکی با بلانکو بزرگ شده، با همسرش دچار مشکل شده است و همسرش قصد جدایی دارد. اما میرالس نمیتواند این شرایط را بپذیرد و مدام در کارش دچار اشتباههای بزرگی میشود که تحویل کالاها را به تأخیر میاندازد. بلانکو سعی میکند با حرف زدن با همسر میرالس اوضاع را بهتر کند، اما کاری از پیش نمیبرد. حتی میرالس را برای خوشگذرانی میبرد تا حالوهوای او را بهتر کند، اما میرالس بدتر میشود. خطاهای میرالس بیشتر میشود و با کارکنان کارخانه نیز به مشکل میخورد. بلانکو نیز او را اخراج میکند.
از آن طرف، بلانکو سعی میکند پای پلیس را به ماجرای خوزه بکشاند، اما پلیس بعد از بررسی میگوید زمینی که خوزه در آن مستقر شده، متعلق به کسی نیست و کار غیرقانونی انجام نمیدهد. بلانکو به خوزه پیشنهاد خسارت دو برابری میدهد، اما او قبول نمیکند. پای روزنامه محلی به جریان خوزه باز میشود و بلانکو سعی میکند مانع انتشار خبر در روزنامه شود. اینبار بلانکو به خوزه پیشنهاد میکند به کارخانه برگردد و حتی هر شغلی را که دوست دارد، انتخاب کند و هر مبلغ حقوقی را که میخواهد، بگیرد. اما خوزه میگوید که او دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد و تازه احساس آزادی میکند و اینکه بلانکو فقط در آن کارخانه رئیس است، اما اینجا این اوست که رئیس است.
بلانکو که درمانده شده است، از فورتونا میخواهد سالوا و دوستانش را بفرستد تا درسی به خوزه بدهند. سالوا ماشین خوزه را آتش میزند و او را کتک میزنند، اما خوزه با میلهای آهنی به سر سالوا میزند و او میمیرد. بلانکو مراسم ختم خوبی برای سالوا میگیرد و در مراسم او سخنرانی میکند و عنوان میکند نام محصول جدیدشان را سالوا میگذارند.
بازرسها به کارخانه میآیند و بعد از بازدید جایزه بهترین کارخانه ترازوسازی به کارخانه بلانکو تعلق میگیرد.