Death on the Nile

مرگ روی نیل

  • نویسنده : میثا محمدی
  • مترجم :
  • تعداد بازدید: 83

فیلمنامه‌نویس: میشل گرین، بر اساس کتابی از آگاتا کریستی، کارگردان: کنت برانا، تهیه‌کننده: ریدلی اسکات، تدوین: یونا نی دونگایلی، مدیر فیلم‌برداری: هریس زامبارلوکوس، موسیقی: پاتریک دویل، بازیگران: تام بیتمن، آنت بنینگ، رایل برند، گل گدوت، ژانر: معمایی/ جنایی/ درام، محصول 2022 آمریکا و انگلستان، 127 دقیقه، بودجه: 90 میلیون دلار، درآمد فروش: 137.3 میلیون دلار، پخش از تونتی سنتری استودیوز

خلاصه داستان: ژاکلین نامزدش سایمون را به دوست پول‌دار و موفقش لینت معرفی می‌کند و از او می‌خواهد تا اداره مزرعه جدیدش را به او بسپارد تا آن دو بتوانند ازدواج کنند. اما بعد از مدتی لینت و سایمون ازدواج می‌کنند و به همراه دوستان و اعضای خانواده برای ماه عسل و دور شدن از ژاکلین به مصر می‌روند. اما ژاکلین که مثل سایه در تعقیب این زوج است، در هتل نیز ظاهر می‌شود و اعصاب لینت را به هم می‌ریزد. لینت و سایمون از هرکول پوآرو، کارآگاه معروف، می‌خواهند تا از ژاکلین بخواهد آن‌ها را تنها بگذارد. اما ژاکلین به پوآرو می‌گوید که تنها مرگ او را از سایمون جدا خواهد کرد. لینت و سایمون برای فرار از دست ژاکلین تصمیم می‌گیرند همراه مهمانانشان در یک کشتی روی نیل مستقر شوند.

آن‌ها با کشتی به ابوسمیل می‌رسند و همگی برای بازدید پیاده می‌شوند. سایمون و لینت در پایین مقبره هستند که ناگهان سنگ بزرگی از بالا پایین می‌افتد و آن‌ها جان سالم به در می‌برند. با برگشت به کشتی آن‌ها با ژاکلین روبه‌رو می‌شوند و ناخدا شهادت می‌دهد که ژاکلین در زمان حادثه در کشتی بوده است. لینت از پوآرو درخواست کمک می‌کند و می‌گوید که اصلاً احساس امنیت نمی‌کند و به هیچ‌کدام از اطرافیانش اعتماد ندارد.

در پایانِ یک مهمانی شبانه، زمانی که تقریباً همه مهمانان بار را ترک کرده‌اند، سایمون و ژاکلین درگیری لفظی پیدا می‌کنند و ژاکلین به ساق پای او شلیک می‌کند، اما بی‌درنگ از کار خودش پشیمان می‌شود و زیر گریه می‌زند و تپانچه را پرت می‌کند. بوک و لوییز فوراً جکی را به اتاق پرستار باورز می‌برند و سپس بوک همراه دکتر سراغ سایمون می‌روند. صبح روز بعد جسد لینت درحالی‌که در خواب به سرش شلیک شده و گردن‌بند گران‌بهایش گم شده، پیدا می‌شود. سایمون و جکی دلایل محکمی برای متهم نبودن دارند. پوآرو از تک تک مهمانان بازجویی می‌کند و معلوم می‌شود کدام‌یک از لینت متنفر بوده‌اند، یا از مرگ او سود می‌برند.

در این میان تپانچه که در شب حادثه مفقود شده بود، همراه روسری گم‌شده ون شویلر، مادر ناتنی لینت و دستمالی خونی پیدا می‌شود. بعد از آن اوفمیا، مادر بوک، گردن‌بند را در اتاقش پیدا می‌کند و بعد از آن نیز جسد رزالی، خدمت‌کار لینت، با مقداری پول پیدا می‌شود. پوآرو نتیجه می‌گیرد که رزالی قاتل را دیده بوده و از او اخاذی کرده است. پوآرو در حضور سایمون از بوک بازجویی می‌کند و به او اتهام‌های سنگینی می‌زند و می‌گوید که می‌داند او اولین نفری بوده که جسد لینت را دیده و از فرصت استفاده کرده و گردن‌بند لینت را برداشته است، چراکه مادرش راضی به ازدواج او با لوییز نبوده و او برای این ازدواج به پول احتیاج داشته و این‌که می‌داند او نیز قاتل را دیده و تنها برای پوشاندن جرم خودش نام او را فاش نکرده است. درست در لحظه‌ای که بوک می‌خواهد نام قاتل را بگوید، از جایی به او شلیک می‌شود و بوک کشته می‌شود. پوآرو بی‌درنگ دنبال ضارب می‌رود، اما او را پیدا نمی‌کند.

پوآرو همان شب همه مهمانان را در سالن حبس می‌کند و فاش می‌کند که سایمون آن شب تیر نخورده و او بوده که لینت را کشته و سپس به پای خودش شلیک کرده است و این‌که او و ژاکلین هنوز عاشق هستند و قاتل رزالی و بوک نیز ژاکلین است. ژاکلین که خود را در مخمصه می‌بیند، سایمون را در آغوش می‌گیرد و از پشت به او شلیک می‌کند و آن دو در آغوش هم می‌میرند.

مرجع مقاله