The outfit

اوت‌فیت

  • نویسنده : میثا محمدی
  • مترجم :
  • تعداد بازدید: 85

فیلمنامه‌نویسان: گراهام مور، جاناتان مک کلین، کارگردان: گراهام مور، تهیه‌کننده: امی جکسون، تدوین: ویلیام گلدنبرگ، مدیر فیلم‌برداری: دیک پاپ، موسیقی: الکساندر دسپلات، بازیگران: مارک رایلنس، زویی دویچ، جانی فلین، دیلن اوبراین، ژانر: جنایی/ درام/ معمایی، محصول 2022 آمریکا، 106 دقیقه، درآمد فروش: 3.7 میلیون دلار، پخش از فوکوس فیچرز

خلاصه داستان: سال 1956، شیکاگو. لئونارد برلینگ برش‌کار و خیاط حرفه‌ای است. او یک مغازه دوخت کت‌وشلوار دارد که در حوزه گنگستر ایرلندی، رئیس روی بویل، است. برلینگ مرد مورد اعتماد رئیس بویل و پسرش ریچی است که از مغازه او برای جابه‌جایی پول کثیف و پیغام‌رسانی استفاده می‌کنند. میبل، منشی برلینگ، دختر بلندپروازی است که می‌خواهد شیکاگو را ترک کند و دور دنیا بگردد و در عین حال با ریچی نیز در ارتباط است.

یک شب فرانسیس، از مردان رئیس بویل که یک بار برای نجات او سه گلوله خورده است، به همراه ریچی که طی درگیری با خانواده لافونتاین، سازمان تبه‌کار سیاه‌پوست، تیر خورده است، به مغازه می‌آیند. فرانسیس با تهدید اسلحه برلینگ را مجبور می‌کند زخم ریچی را بدوزد و از او می‌خواهد تا کیفی را که حامل یک کپی از نوار ضبط‌شده از سوی اف‌بی‌آی از عملیات‌ آن‌هاست، پنهان کند؛ نواری که از سوی اوتفیت، سندیکای کشوری که آل کاپون پایه‌گذاری کرده و از گروه‌های جنایت‌کار در برابر قانون محافظت می‌کند، برای آن‌ها ارسال شده است. فرانسیس برای این‌که با رئیس بویل تماس بگیرد، آن دو را تنها می‌گذارد و برلینگ با حرف‌هایی که می‌زند، ریچی را به این فکر می‌اندازد که فرانسیس نفوذی است و قصد دارد نوار را به دست اف‌بی‌آی برساند.

وقتی فرانسیس برمی‌گردد، ریچی او را تهدید می‌کند و فرانسیس مجبور می‌شود به ریچی شلیک کند. برلینگ و فرانسیس جسد ریچی را در صندوقی پنهان می‌کنند، اما در همین لحظه رئیس بویل و محافظش مانک سر می‌رسند. دو مرد به رئیس بویل می‌گویند که ریچی از آن‌جا رفته است و فرانسیس داوطلب می‌شود برای پیدا کردن او برود. روی که متوجه کت ریچی روی رخت‌آویز شده است، از برلینگ می‌خواهد تا حقیقت را به او بگوید. فرانسیس کت‌بسته میبل را به مغازه می‌آورد و ادعا می‌کند که رد خون ریچی را در آپارتمان او پیدا کرده است. وقتی رئیس بویل به افرادش دستور می‌دهد تا میبل را برای گرفتن اطلاعات شکنجه کنند، برلینگ می‌گوید که به خاطر همسر و دخترش که در مغازه قبلی‌اش در لندن کشته شدند، به شیکاگو آمده است. در همین لحظه تلفن مغازه زنگ می‌خورد. برلینگ تلفن را جواب می‌دهد و به رئیس بویل می‌گوید که ریچی زنده و منتظر اوست. رئیس بویل و مانک راهی آدرسی که برلینگ به آن‌ها داده، می‌شوند. برلینگ برای فرانسیس توضیح می‌دهد که چرا دروغ گفته است و این‌که میبل خبرچین اف‌بی‌آی است. میبل نیز تصدیق می‌کند که  صرفاً برای جاسوسی از خانواده ریچی با او ارتباط گرفته است، چراکه آن‌ها را مقصر مرگ پدرش می‌دانسته است. برلینگ از میبل می‌خواهد تا با ویولت لا فونتاین تماس بگیرد و همان آدرسی را که رئیس بویل به آن‌جا رفته است، به او بدهد تا بتوانند برای رئیس بویل و افرادش کمین کنند و آن‌ها را به قتل برسانند و پیشنهاد فروختن نوار را نیز بدهند. فرانسیس از نقشه راضی است و برلینگ به او پیشنهاد می‌کند در مغازه پنهان شود و ویولت را به قتل برساند و از آن‌جایی که رئیس بویل مرده است، او می‌تواند جایش را بگیرد.  

ویولت مبلغ قابل توجهی را به میبل می‌دهد و برلینگ پیش از این‌که فرانسیس دست به اقدامی بزند، با اشاره به ویولت و افرادش می‌فهماند که در خطر هستند و فرانسیس دو گلوله می‌خورد و لافونتاین‌ها با نوار ضبط‌شده می‌روند. برلینگ به میبل می‌گوید که آن نوار ارزشی ندارد و تمام این نقشه‌ها را او کشیده و نوار و نامه از جانب اوتفیت همه کار او بوده است.

برلینگ پول و نوار را به میبل می‌دهد و از او می‌خواهد هرچه زودتر آن شهر را ترک کند. برلینگ در تمام مغازه بنزین می‌ریزد تا پیش از رفتن آن‌جا را آتش بزند. اما فرانسیس به هوش می‌آید و به بازوی او شلیک می‌کند، اما این آخرین گلوله‌اش بوده و چاقو می‌کشد. برلینگ با نشان دادن تتوهای روی ساعدش به فرانسیس می‌گوید که او زمانی عضو یک گنگ خطرناک بوده و وقتی از او می‌خواهند تا در یک عملیات شنیع شرکت کند، آن‌ها را ترک کرده و زندگی پنهانی را آغاز می‌کند. او کار خیاطی یاد می‌گیرد و صاحب همسر و فرزند می‌شود. اما گروه سابقش او را پیدا می‌کنند و مغازه او را به آتش می‌کشند و در آن جریان همسر و دخترش فوت می‌کنند. برلینگ با فرانسیس درگیر می‌شود و با فرو کردن قیچی محبوبش به گردن فرانسیس او را می‌کشد. برلینگ لباس‌هایش را عوض می‌کند و درحالی‌که مغازه در آتش می‌سوزد، آن‌جا را ترک می‌کند.

مرجع مقاله