تی‌تی

  • نویسنده : امید پورمحسن
  • مترجم :
  • تعداد بازدید: 30

فیلمنامه‌نویسان: آیدا پناهنده، ارسلان امیری

کارگردان: آیدا پناهنده

مدیر فیلم‌برداری: فرشاد محمدی

تدوین: عماد خدابخش، ارسلان امیری

طراح صحنه: امیر اثباتی

موسیقی: علیرضا افکاری

تهیه‌کننده: آیدا پناهنده

بازیگران: پارسا پیروزفر، الناز شاکردوست، هوتن شکیبا

سال تولید: ۱۳۹۸

سال پخش: ۱۴۰۱

 

خلاصه داستان

ابراهیم یک دانشمند اخترفیزیک است که به دلیل تومور مغزی در بیمارستان بستری است و حتی در این حال بد، تمام دغدغه او حل یک مسئله باز مربوط به گرانش سیاه‌چاله‌هاست. او دختری کوچک دارد و همسری که البته با هم به بن‌بست رسیده‌اند و مدتی است از هم جدا شده‌اند. در لحظه‌ای که به نظر می‌رسد ابراهیم روی تخت بیمارستان به جواب مسئله رسیده، دچار حمله مغزی می‌شود و پزشکان از او قطع امید می‌کنند. همسر ابراهیم کاغذهای حل مسئله را به تی‌تی، کارگر خدماتی بیمارستان، می‌سپارد که دور بریزد. ابراهیم در عین ناباوری به زندگی بازمی‌گردد و سراغ کاغذهایش را می‌گیرد. او همسرش را به دلیل این اقدام شماتت می‌کند و به سراغ تی‌تی می‌آید و می‌فهمد خوش‌بختانه تی‌تی ورقه‌ها را دور نریخته، اما به نامزدش امیرساسان داده و او نیز که یک مطرب دوره‌گرد است، اکنون در شهر دیگری است و ابراهیم برای پس گرفتن محاسباتش چند روز باید منتظر بماند. در این مدت، ابراهیم تی‌تی را- که زنی ساده‌لوح است- بیشتر می‌شناسد و می‌فهمد او جنین خانواده دیگری را برای پول در شکم دارد و مشخصاً امیرساسان در حال سوء‌استفاده از سادگی این زن و سرکیسه کردن اوست. از آن‌سو نیز پی می‌برد همسر خودش با دوست صمیمی خود او ازدواج کرده است و قرار است با هم به خارج بروند.

روز موعود می‌رسد و به همراه تی‌تی به سراغ امیرساسان می‌روند. اما مطابق آن‌چه گفته شده، کاغذهای در قفس خرگوش‌ها همان‌ها نیستند و خبری از محاسبات ریاضی او نیست. امیرساسان نیز اظهار بی‌اطلاعی می‌کند و تهدیدهای ابراهیم هم کارساز نیست. امیرساسان که گمان می‌برد بین تی‌تی و ابراهیم رابطه‌ای شکل گرفته، اعصابش به هم می‌ریزد و تلاش می‌کند با دیوانه جلوه دادن تی‌تی، ابراهیم را از او و توهماتش مأیوس کند و موفق هم می‌شود. اما چند روز بعد امیرساسان که از بی‌قراری تی‌تی برای کاغذهای ابراهیم دلش آرام نمی‌گیرد، اعتراف می‌کند کاغذها دست او هستند، اما شرطی برای پس دادن آن‌ها دارد. تی‌تی باید زمین کوچکی را که دارد در آن آلونکی می‌سازد، به نام او بزند. تی‌تی می‌پذیرد و در روزی که به محضر می‌روند، امیرساسان در کمال تعجب می‌بیند که تی‌تی دفتر را امضا می‌کند. حالا او مطمئن می‌شود زیرِ کاسه‌ این دو نیم‌کاسه‌ای است. تی‌تی که حال خوبی ندارد و از نامزدش مأیوس شده، به خانه ابراهیم می‌آید و آن‌جا هم سرخورده می‌شود، که این از چشم امیرساسان دور نمی‌ماند و با ضرب و شتم زن او را با خود می‌برد. اما بعد از آن، تی‌تی که تقریباً زمان زایمانش است، گم می‌شود. امیرساسان با مأمور برای تفتیش خانه ابراهیم می‌آید و وقتی چیزی پیدا نمی‌کنند، به ابراهیم می‌گوید در صورتی که تی‌تی را به او برگرداند، به کاغذهایش خواهد رسید. ابراهیم که حدس می‌زند زن کجا رفته، به سراغ او می‌رود و می‌بیند نوزادش به دنیا آمده، اما دلش نمی‌خواهد آن را به خانواده صاحب نوزاد پس دهد. ابراهیم او را متقاعد می‌کند و نوزاد را به دست پدر و مادرش می‌سپارد. در این موقع با امیرساسان مواجه می‌شود که در ازای کاغذهایی که آورده، جای تی‌تی را می‌خواهد بداند. اما ابراهیم علی‌رغم احتیاجی که به آن محاسبات دارد، پایش را روی گاز می‌گذارد و آن‌جا را ترک می‌کند.

مرجع مقاله