سیناپس ابلق

  • نویسنده : امید پورمحسن
  • مترجم :
  • تعداد بازدید: 47

فیلمنامه‌نویسان‌: نرگس آبیار، پریسا کرزیان

کارگردان: نرگس آبیار

مدیر فیلم‌برداری: سامان لطفیان

تدوین: حمید نجفی راد

صدابردار: طاهر پیشوایی

طراح گریم: ایمان امیدواری

طراح صحنه: محمدرضا شجاعی

تهیه‌کننده: محمدحسین قاسمی

بازیگران: الناز شاکردوست، هوتن شکیبا، بهرام رادان، گلاره عباسی، مهران احمدی، گیتی معینی

سال ساخت: ۱۳۹۹، سال پخش: ۱۴۰۱

راحله (الناز شاکردوست) همراه با همسرش علی (هوتن شکیبا) و فرزندش مبینا در یکی از حلبی‌آبادهای جنوب شهر به نام زورآباد زندگی می‌کند. علی که علاقه زیادی به کبوتربازی دارد، هر بار به درخواست راحله مبنی بر جابه‌جایی خانه‌شان پاسخ منفی می‌دهد و او را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد. علی زیر دست جلال (بهرام رادان) کار می‌کند. جلال که اوضاع مالی خوبی دارد، تعداد زیادی از ساکنان زورآباد را به کار گرفته و به آن‌ها حقوق می‌دهد. او هم‌چنین دو تا از چک‌های طلبکاران علی را پاس کرده است و حالا می‌خواهد در کنار او مغازه‌ای در شهر کرایه کند. جلال علاقه چندانی به همسرش شهلا ندارد و سودای رابطه با راحله را در سر می‌پروراند. شهلا که تا ۳۵ سالگی مجرد بوده، از زندگی‌اش با جلال راضی است و به خاطر همین چشم بر اعمال او می‌بندد. یک روز که علی برای کار به شهر می‌رود، جلال وارد خانه آن‌ها می‌شود و به بهانه بردن ترشی‌های خانگی به راحله نزدیک می‌شود، اما نقشه‌اش برای نزدیکی به راحله به واسطه گریه‌های مبینا با شکست مواجه می‌شود. شب‌هنگام راحله بدون این‌که از چندوچون حضور جلال در خانه‌شان صحبت کند، دوباره پیشنهاد جابه‌جایی‌شان را به علی می‌دهد، که با مخالفت علی روبه‌رو می‌شود. در عوض راحله این داستان را به دوستش فیروزه می‌گوید. فیروزه با یکی از پسران زورآبادی به نام سیاوش به طور پنهانی دوست است. پس از مدتی جلال بعد از این‌که چشم علی را دور می‌بیند و خیالش از بابت این‌که علی به دلیل مسابقه کفترپرانی مدتی در خانه حضور ندارد راحت می‌شود، دوباره به سراغ راحله می‌رود. او این‌بار با این بهانه که اگر راحله او را دوست نداشت، پس حتماً رسوایش می‌کرد، به او نزدیک می‌شود. راحله که می‌بیند راهی برایش باقی نمانده و جلال دست‌بردار نیست و هر لحظه به او نزدیک‌تر می‌شود، دست خودش را با چاقو می‌برد. این عمل او با ترس و فرار جلال همراه است. علی ناراحت از بازنده شدن در مسابقه کفترپرانی به خانه بازمی‌گردد و پس از این‌که دست زخمی راحله را می‌بیند و علت را جویا می‌شود، با عصبانیت شدیدی به خانه جلال می‌رود. در دعوا میان جلال و علی که تمام زورآبادی‌ها شاهد آن هستند، جلال ماجرای تعرضش را حاشا می‌کند، اما راحله درباره صدق گفتارش قسم می‌خورد. در این میان فیروزه، به این دلیل که جلال، او و سیاوش را در نزدیکی مرکز خرید دیده، حاضر به شهادت علیه جلال نمی‌شود و دعوا موقتاً خاتمه می‌یابد. بعد از این‌که یکی از زنان، راحله را برای پانسمان دستش به خانه‌ خود می‌برد، در جمع زنانه‌شان معلوم می‌شود که جلال به زن‌های دیگر زورآباد نیز نظر داشته است. رحیم (مهران احمدی) به سراغ راحله می‌رود و به او می‌گوید که اگر او بخواهد حقیقت ماجرا را به مردم بگوید، آن‌وقت علی به خاطر غیرتی که دارد، جلال را خواهد کشت و سرش به عنوان قاتل بالای دار خواهد رفت. رحیم بدین ترتیب راحله را تلویحاً به مصلحت‌اندیشی دعوت می‌کند. راحله شب‌هنگام از میان مردم زورآباد عبور می‌کند و به خاطر این‌که به زندگی‌ خودش و شهلا صدمه‌ای نرسد، رو به تمام مردم می‌گوید که دروغ گفته و جلال به او هیچ کاری نداشته است. او علت این دروغ را حسادت به زندگی شهلا عنوان می‌کند. در پایان، علی کفترهایش را می‌فروشد و همراه با راحله و دخترش، زورآباد را ترک می‌کند.

مرجع مقاله