دوزیست

  • نویسنده : امید پورمحسن
  • مترجم :
  • تعداد بازدید: 35

فیلمنامه‌نویس و کارگردان: برزو نیک‌نژاد

مدیر فیلم‌برداری: علیرضا برازنده

تدوین: مهدی سعدی

طراح صحنه: امیرحسین قدسی

طراح لباس: ملودی اسماعیلی

موسیقی: آرمان موسی‌پور

عکاس: مجید طالبی

تهیه‌کننده: سعید خانی

بازیگران: جواد عزتی، هادی حجازی‌فر، ستاره پسیانی، مجید نوروزی، الهام اخوان، سعید پورصمیمی، مانی حقیقی، پژمان جمشیدی

سال ساخت: 1398، سال پخش: 1401

 

خلاصه داستان: در حین برگزاری یک مراسم عروسی، عطا (جواد عزتی) همراه با مجتبی (پژمان جمشیدی) از غیبت سیفی (مانی حقیقی) استفاده می‌کنند و با کلیدی که از قبل به واسطه حمید (هادی حجازی‌فر) تدارک دیده‌اند، برای باز کردن گاوصندوق به خانه سیفی می‌روند، اما پس از آن‌که پی می‌برند کلید ساخته‌شده امکان باز کردن درِ گاوصندوق را ندارد، از آن‌جا می‌گریزند.

عطا در گاراژی زندگی می‌کند که پدرش ابراهیم (سعید پورصمیمی) سال‌ها به عنوان نگهبان در آن‌جا مشغول بوده است، اما با تعطیل ‌شدن آن‌جا، نه‌تنها محل سکونتشان را تغییر نداده‌اند، بلکه مجتبی و حمید نیز با آن‌ها زندگی می‌کنند. همان شب آزاده (ستاره پسیانی)- که در خانه سیفی مشغول به کار است- از عطا می‌خواهد تا یکی از دوستانش به نام مریم (الهام اخوان) را که با والدینش دچار اختلاف شده است، تا رفع مشکلش به صورت موقتی در خانه‌اش سکونت دهد! صبح روز بعد حمید با ایجاد بهانه‌ای خودش را به مغازه سیفی می‌رساند و نقشی از کلید روی کف دستش می‌اندازد. عطا نیز در دیدار با آزاده از او در خصوص حلقه مریم سؤال می‌پرسد و آزاده با دادن جواب‌های سربالا می‌گوید که مریم دخترخاله‌اش است و از عطا می‌خواهد به دلیل این‌که خودش امکان نگه‌داری‌ مریم در منزل سیفی را ندارد، چند روز دیگر نیز تحمل کند. از آن‌جایی که عطا به صورت اتفاقی متوجه شده است همان روز تولد مریم است، و از طرفی چیزی برای پنهان‌کاری ندارد، این درخواست را قبول می‌کند تا فرصت سورپرایز کردن مریم نصیبش شود. اما زمانی که همگی آن‌ها آماده برگزاری مراسم تولد هستند، مریم در را به روی خودش قفل می‌کند و سعی می‌کند رگ دستش را بزند و در این کش‌و‌قوس مشخص می‌شود که او پس از باردار شدن و عدم تمایل همسرش به نگه‌داری فرزندشان او را ترک می‌کند و به همین خاطر قصد دارد به شکلی پنهانی بچه را بیندازد!

عطا با شنیدن این ماجرا تصمیم می‌گیرد به مریم کمک کند و شخصاً به دنبال کارهای سقط جنین او می‌افتد، اما به ‌دلیل این‌که برای انجام قانونی چنین کاری، نیاز به رضایت پدر بچه است، مریم را به عقد موقت خودش درمی‌آورد. آزاده با شنیدن این اتفاق از کوره درمی‌رود و خانم سیفی که شاهد این ملاقات است، همسرش را در جریان چنین دیداری قرار می‌دهد و همین موضوع سبب می‌‌‌شود سیفی عطا را مضروب کند. زمانی که ابراهیم وضعیت پسرش را می‌بیند و شکایت او را می‌شنود، تصمیم می‌گیرد تا اقدامی درخور انجام دهد. پس با باز کردن شیرهای کپسول گاز، مقدمات انفجار مغازه سیفی را فراهم می‌کند. در لحظه انفجار، آزاده با دیدن کلید سیفی به سراغ گاوصندوق او می‌رود، ولی مشخص می‌شود که پیش‌تر خالی شده است. سیفی که مفقود شدن سرمایه‌اش را از چشم آزاده می‌بیند، او را تحویل مأموران می‌دهد. در همان زمان وقتی مریم قصد ترک خانه را دارد، با اصرار مجتبی مواجه می‌شود و عطا با شنیدن گفت‌وگوی میان آن‌ها با مجتبی درگیر می‌شود. مریم هم بی‌تفاوت آن‌جا را ترک می‌کند و با حمید که به‌تنهایی موفق به خالی ‌کردن گاوصندوق سیفی شده است، به سمت آینده گام برمی‌دارند.

مرجع مقاله