Crimes of the Future

جنایات آینده

  • نویسنده : میثا محمدی
  • مترجم :
  • تعداد بازدید: 56

فیلمنامه‌نویس و کارگردان: دیوید کراننبرگ، مدیر فیلم‌برداری: داگلاس کوچ، تدوین: کریستوفر دونالدسون، موسیقی: ‌هاوارد شور، تهیه‌کننده: رابرت لانتوس، بازیگران: ویگو مورتنسن، لئا سیدو، کریستین استوارت، ژانر: علمی- تخیلی/ درام/ ترسناک، محصول 2010 کانادا، فرانسه، انگلستان و یونان، 107 دقیقه، درآمد فروش:3.5 میلیون دلار، پخش از سفر فیلمز، ورتیگو فیلمز

خلاصه داستان: در آینده‌ای نامشخص بدن بشر دچار تغییرات بیولوژیکی با منشأ نامشخص شده است. مهم‌ترین این تغییرات ناپدید شدن درد فیزیکی و بیشتر شدن بیماری‌های عفونی است. این حالت سبب شده مردم با استفاده از ماشین‌ها و کامپیوترهای آنالوگ کار عمل‌های جراحی را خودشان انجام دهند. در این میان افرادی نیز هستند که تغییرات اساسی‌تری در بدن خود تجربه کرده‌اند. برکن پسر هشت ساله‌ای است که می‌تواند مواد پلاستیکی را بخورد و معده او توانایی هضم مواد مصنوعی و شیمیایی را دارد. مادر برکن که معتقد است پسرش یک غیرانسان است، او را در خواب با بالش خفه می‌کند و جسدش را برای همسر سابقش لنگ دوتریس می‌فرستد.

ساول تنسر و کاپریس یک زوج هنرمند اجرایی (پرفورمنس آرت) مشهور هستند. بدن تنسر دچار اختلالی است که مدام ارگان‌های جدیدی را تولید می‌کند و او و کاپریس  نیز در اجراهای زنده و با حضور تماشاگران با عمل جراحی باز آن ارگان‌ها را بیرون می‌آورند. این سندرم باعث شده است تا تنسر مدام درد داشته باشد و با مشکلات شدید تنفسی و گوارشی روبه‌رو باشد. او برای زندگی به تعدادی از دستگاه‌های بیومکانیکی برای غذا خوردن و خوابیدن متکی است.

تنسر و کاپریس به دفتر دولتی ثبت ملی اعضای بدن مراجعه می‌کنند که در راستای محدودیت‌های ایالت اعضای تکامل‌یافته بدن را فهرست و ثبت می‌کنند. او در آن‌جا با تیملین و ویپت آشنا می‌شود که شیفته او هستند و برخلاف قوانین دولتی پنهانی به دیدن نمایش او می‌روند.

کارآگاهی به دیدن تنسر می‌آید و از او می‌خواهد تا به یک گروه از تکامل‌گرایان رادیکال نفوذ کند. تنسر بدون این‌که به کاپریس چیزی بگوید، این جریان را دنبال می‌کند. از آن طرف دوتریس به سراغ تنسر می‌آید و برای او فاش می‌کند که تکامل‌گرایان در سرتاسر دنیا تصمیم گرفته‌اند اندام گوارشی خود را اصلاح کنند و آن‌ها با یک عمل جراحی پیچیده می‌توانند پلاستیک و مواد شیمیایی مصنوعی را بخورند و هضم کنند. غذای اصلی آن‌ها نوعی شکلات بنفش است که از مواد مصنوعی و زباله‌های سمی که برای دیگران خطرناک است، ساخته شده است. دوتریس به او می‌گوید که برکن پسر او با این توانایی به صورت ذاتی به دنیا آمده بود؛ چیزی که ناقض موضع انتقادی دولت در تکامل انسان است. او از تنسر می‌خواهد تا در یک اجرا بدن پسرش را کالبدشکافی کند تا این موضوع را به صورت جهانی اعلام کنند و همه شاهد سیستم گوارش پیشرفته او باشند و دولت نتواند روی آن سرپوش بگذارد.

روز اجرا می‌رسد و در هنگام کالبدشکافی معلوم می‌شود که اندام‌های گوارشی پسرک با اندام‌های گوارشی طبیعی جایگزین شده‌اند. دوتریس که درهم‌شکسته است، از اجرا بیرون می‌زند و درحالی‌که روی پله‌ها نشسته است، به دست دو نفر و با مته برقی که در سرش فرو می‌رود، ترور می‌شود. تنسر که تحت تأثیر این جریان و مرگ دوتریس غمگین شده است، نزد کارآگاه می‌رود و او به تنسر می‌گوید برای جلوگیری از انحراف بشر بر باور به تکامل اندام‌های برکن را با کمک تیملین عوض کرده بود. تنسر نیز به او می‌گوید دیگر با آن‌ها همکاری نخواهد کرد.

تنسر این‌بار در برابر تولید ارگان‌هایی که در بدنش رشد می‌کنند، مقاومتی نشان نمی‌دهد، درحالی‌که روی صندلی غذای محرکش که به او در بلع و هضم غذا کمک می‌کند، نشسته است و غذا می‌خورد، از کاپریس می‌خواهد تا به او یک شکلات بنفش بدهد. کاپریس نیز درحالی‌که این صحنه را ضبط می‌کند، یک شکلات بنفش به تنسر می‌دهد. تنسر آن را می‌خورد، درحالی‌که به دوربین نگاه می‌کند و اشک می‌ریزد. صندلی از حرکت بازمی‌ایستد و تنسر لبخند به چهره می‌آورد.

مرجع مقاله