Guillermo del Toro's Pinocchio

پینوکیو گی‌یرمو دل تورو

  • نویسنده : میثا محمدی
  • مترجم :
  • تعداد بازدید: 146

فیلمنامه‌نویسان: گی‌یرمو دل تورو، پاتریک مک هیل، بر اساس کتابی از کارلو کلودی، کارگردانان: گییرمو دل تورو، مارک گوستافسون، تهیه‌کننده: گیرمو دل تورو، مدیر فیلم‌برداری: فرانک پاسینگهام، تدوین: کن شرتزمن، موسیقی: الکساندر دسپلات، صداپیشگان: ایوان مک‌گرگور، دیوید بردلی، گریگوری مان، فین ولفهارد، کیت بلانشت، ژانر: درام/ خانوادگی/ انیمیشن، محصول 2022 آمریکا و مکزیک، بودجه: 35 میلیون دلار، درآمد فروش: 108967 دلار، پخش از نت‌فلیکس

در ایتالیا و طی جنگ جهانی اول با حمله هوایی به روستا، ژپتوی نجار پسرش، کارلو، را از دست می‌دهد. ژپتو درخت کاجی بالای قبر کارلو می‌کارد. 20 سال از این اتفاق می‌گذرد، اما ژپتو هم‌چنان عزادار از دست دادن کارلو است.

سباستین جی کریکت، جیرجیرک سخن‌گو در درخت کاج ساکن می‌شود تا نوشتن کتاب خاطراتش را به پایان برساند. یک شب ژپتو از خشم عصیان می‌کند و از شدت عصبانیت درخت کاج را قطع می‌کند و کنده‌ای از آن را به خانه می‌آورد و شروع به ساخت عروسک چوبی می‌کند. با از حال رفتن ژپتو اسپرایت، فرشته آبی، ظاهر می‌شود و به سباستین می‌گوید که برای التیام قلب ژپتو به آن عروسک روح می‌بخشد و به سباستین می‌گوید که اگر راهنمای پینوکیو باشد و او را به سمت خوبی هدایت کند، در مقابل یک آرزوی او را برآورده خواهد کرد.

صبح روز بعد ژپتو با پینوکیو که زنده شده، روبه‌رو می‌شود و از رفتارهای کنجکاوانه و پرشروشور پینوکیو وحشت‌زده می‌شود و از او می‌خواهد تا در خانه بماند و خودش به کلیسا می‌رود. اما پینوکیو علی‌رغم اصرارهای سباستین به حرف او گوش نمی‌دهد و دنبال ژپتو می‌رود. حاکم روستا می‌گوید که پینوکیو باید به مدرسه برود و بعد از آن سرباز کشور شود. روز بعد پینوکیو در راه رفتن به مدرسه است که کنت ولپه، رئیس سیرک، پینوکیو را ترغیب می‌کند تا ستاره نمایش او شود. پینوکیو نیز به سیرک می‌رود.

ژپتو از جریان باخبر می‌شود و به دنبال پینوکیو می‌رود و در درگیری‌ای که پیش می‌آید، پینوکیو در تصادف با ماشین می‌میرد. پینوکیو در آن دنیا با فرشته مرگ، خواهر فرشته آبی، روبه‌رو می‌شود. فرشته مرگ به او می‌گوید که او جاودانه است و هر بار که بمیرد، زمان بیشتری را باید آن‌جا بماند و دوباره به دنیا بازخواهد گشت. با زنده شدن دوباره پینوکیو حاکم شهر می‌گوید که پینوکیو باید به جنگ برود. اما پینوکیو که نمی‌خواهد به جنگ برود، نیمه‌شب و پنهانی به سیرک می‌رود و از کنت ولوپه قول می‌گیرد تا سهم او از درآمدش را برای ژپتو بفرستد. ژپتو به دنبال پینوکیو می‌رود، اما سیرک رفته است و ژپتو تصمیم می‌گیرد شهر به شهر به دنبال سیرک برود تا پسرش را پیدا کند.

اجرای پینوکیو در سیرک سود خوبی برای کنت دارد. آن‌ها به شهری می‌رسند که قرار است نمایشی میهن‌پرستانه را برای بنیتو موسلینی اجرا کنند. پیش از نمایش اسپاتزاتورا، میمون کنت ولوپه از خیانت او به پینوکیو می‌گوید. اما کنت حرف‌های آن‌ها را می‌شنود و برخورد سختی با اسپاتزاتورا می‌کند. آن دو نیز هنگام اجرای نمایش برای موسلینی او را تحقیر و تمسخر می‌کنند. موسلینی فرمان شلیک به پینوکیو و آتش زدن سیرک را می‌دهد. پینوکیو این‌بار در حالی زنده می‌شود که حاکم روستا به او می‌گوید همراه دیگر سربازان عازم جنگ است.

از آن طرف، ژپتو و سباستین در هنگام عبور از دریا طعمه ماهی غول‌پیکری شده‌اند که هر 100 سال به روی آب می‌آید. اما ژپتو یقین دارد که پینوکیو او را پیدا خواهد کرد.

پینوکیو همراه دیگر بچه‌ها در اردوگاه تمرین نظامی می‌بینند، اما یک شب هواپیماهای متفقین اردوگاه را بمباران می‌کنند. پینوکیو به دست کنت دستگیر می‌شود و او سعی می‌کند برای انتقام پینوکیو را در آتش بسوزاند. اما اسپاتزاتورا به کنت حمله می‌کند و او با سقوط از صخره می‌میرد و پینوکیو و اسپاتزاتورا نیز به دریا می‌افتند. آن دو نیز شکار هیولای دریا می‌شوند و ژپتو و سباستین را پیدا می‌کنند. آن‌ها در یک فرصت و هنگامی که هیولا عطسه می‌کند، فرار می‌کنند. اما هیولا آن‌ها را در دریا تعقیب می‌کند. پینوکیو با منفجر کردن یک مین دریایی هیولا را نابود می‌کند و می‌میرد. در دنیای دیگر، او از فرشته مرگ می‌خواهد که او را زودتر به دنیا برگرداند تا پدرش را نجات دهد. اما فرشته مرگ می‌گوید که اگر زودتر از زمان مقرر به دنیا برگردد، فانی خواهد شد و پینوکیو قبول می‌کند. پینوکیو پدرش را از غرق شدن نجات می‌دهد، اما خودش می‌میرد.

ژپتو در ساحل متوجه می‌شود که پینوکیو این‌بار واقعاً مرده است و عزاداری می‌کند. فرشته آبی ظاهر می‌شود و می‌گوید که پسران واقعی زنده نمی‌شوند. سباستین به فرشته می‌گوید که او قول داده بود یک آرزوی او را برآورده کند و بدین ترتیب، پینوکیو زنده می‌شود. پینوکیو و خانواده‌اش به خانه برمی‌گردند و سال‌ها کنار هم زندگی می‌کنند تا این‌که او تک تک اعضای خانواده‌اش را از دست می‌دهد و بعد از مرگ اسپاتزاتورا تصمیم می‌گیرد دنیا را بگردد.

مرجع مقاله