اخیراً در خبرها خواندیم که بنیاد سینمایی فارابی طرحی با نام خانه فیلمنامه راهاندازی کرده است. از آنجا که هر رویداد یا اقدامی که ارتباطی با فیلمنامهنویسی داشته باشد، کنجکاوی فیلمنامهنویسان را برمیانگیزد، با خانم مصطفوی -که علاوه بر مدیریت این طرح، سالهاست رابط کارشناسان فیلمنامهنویسی فارابی با سینماگران است- قراری گذاشتیم و درباره کموکیف این طرح گفتوگو کردیم.
برای آشنایی بیشتر فیلمنامهنویسان درباره طرحی که اخیراً با نام خانه فیلمنامه در فارابی راهاندازی شده، توضیح دهید.
در چند سال اخیر مجموعهای از عوامل، بنیاد سینمایی فارابی – و بسیاری از سازمانها و ارگانها - را به سمت تغییراتی سوق داد؛ یکی پاندمی و شیوع کرونا و لزوم در خانه ماندن بود، یکی فراهمتر شدن بستر زندگی دیجیتال با انواع پلتفرمها و سامانهها و یکی هم روی کار آمدن نسلهای جدید و جوانگرایی که به قول خودشان برخلاف قدیمیها دودستی روی صفحه گوشی تایپ میکنند! بعد هم که جلوتر رفتیم، دلایل محکمتری برای انجام فرایند آنلاین شدن پیش آمد. ازجمله اینکه تعدادی از مراجعان ما از شهرهای دور و نزدیک هستند و برخی از این عزیزان ممکن است چند سال یکبار هم گذرشان به تهران نیفتد. از میان همین افراد کسانی هستند که خود را مستعد یا لااقل علاقهمند دیده شدن آثارشان میبینند و واقعاً هم مستعد هستند. برآیند این دلایل موجب شد فرایندی که ممکن بود سالها طول بکشد تا فرهنگ دورکاری، آموزش آنلاین، جلسات آنلاین، دادوستد آنلاین و... جا بیفتد، به یکباره تبدیل به بخشی از زندگی همه مخاطبان ما شود. خب ارسال و ارائه فیلمنامه هم از این قاعده مستثنا نبود...
ثبت فیلمنامه در خانه فیلمنامه اعتبار حقوقی دارد؟ یعنی مثلاً بشود در محکمهای به آن استناد کرد؟
از دید ما و مجموعه سینما، شماره ثبت خانه سینما، معیار و اعتبار حقوقی محسوب میشود.
گمان میکنم فیلمنامههایی که از سوی تهیهکننده ارائه میشوند و پروانه ساخت دارند، در اولویتاند و جدیتر گرفته میشوند.
بله، به همین ترتیب است و این دست فیلمنامهها زودتر در نوبت بررسی قرار میگیرند. دلیلش هم مشخص است؛ فیلمسازی که پروانه ساخت گرفته، زمان محدودی برای تولید فیلم دارد و بعد از آن، باید مجوز تولید را تمدید کند. پس ضروری است تکلیف تهیهکننده و عوامل سریع مشخص شود.
با کسانی که همچنان سرسختانه میخواهند فیلمنامه را روی کاغذ به فارابی تحویل دهند، چه میکنید؟
سعی میکنیم متقاعدشان کنیم که فرایند آسانی است و راهنماییشان میکنیم. اما اصرار داریم که ارسال فیلمنامه حتماً از همین کانال باشد.
حدود چهار سال پیش هم سامانه مشابهی راهاندازی شد، اما آنچنانکه باید، از آن استقبال نشد. شاید اگر بخواهید آن تجربه تکرار نشود، باید آن دسته افرادی را که اشاره کردم، به نوعی قانع کنید.
در آن سامانه، مراحل ثبت فیلمنامه کمی مشکل و پیچیده بود. شاید برای جوانی که تمام روز پای اینترنت نشسته، فیلدهای متعدد آن سایت پیچیده نباشد، اما درباره افرادی که صحبت شد- و طیف بیشتر مراجعان ما هستند و همچنان زیر بار نمیروند- تقریباً ثبت یک فیلمنامه چیزی بسیار پیچیده است. اما با این سامانه جدید، کار آنقدر سادهسازی شده که خودشان قادر به ثبت آثارشان هستند.
که البته این هم یک مسئله قابل تأمل و تأسف است. چرا باید طیف عظیمی از هنرمندانی که علیالقاعده باید پیشرو باشند، نسبتشان با جامعه برعکس شده و اینقدر از شرایط روز دنیا و حتی سایر اقشار جامعه ما عقب ماندهاند...
در سامانه قبلی یک اجبار مفید برای کسانی که میخواهند فیلمنامه ثبت کنند، گذاشته شده بود. نویسنده بعد از اینکه لاگلاین و طرح ۲۰۰۰ کلمهای را ارائه میداد و ثبت میکرد، آنگاه تازه گزینه بارگذاری فیلمنامه برای او فعال میشد. اگر این پروسه اجرایی میشد، کارشناسان فارابی مجبور نبودند برای پاسخ منفی به فیلمنامه بسیار ضعیف ۱۰۰ صفحه بخوانند، بلکه از همان چهار صفحه طرح ارائهشده میشد به تمام دادههای مورد نیاز برای بررسی رسید.
بله، اما به همان پیچیدگیهایی که بالاتر به آن اشاره کردیم، میافزود. سادگی سامانه ثبت فیلمنامه یکی از اصول راهاندازی آن بوده تا دسترسی برای همه آسان باشد.
آیا محدودیتی برای ارائهدهنده فیلمنامه وجود دارد؟ یا هر کس با هر پیشینه و سطح دانش و تجربهای میتواند بخت خود را بیازماید؟
خیر. یک حداقلی از امتیازات برای بررسی اثر در نظر گرفتهایم. به این ترتیب، اگر کسی کارنامه سینمایی ندارد، لااقل تحصیلات دانشگاهی داشته باشد. اجازه دهید اینجا به نکتهای اشاره کنم. برخی از مراجعان متنهایی را به عنوان فیلمنامه میآورند که به هیچ عنوان، شکل و صورت یک فیلمنامه را ندارد. من نام این پدیده را سندروم روز شنبه یا سندروم بعد از تعطیلات گذاشتهام. به این خاطر که با دیدن یک فیلم پرفروش در سینما در روز تعطیل، خیلیها به این نتیجه میرسند که نویسنده بهتری هستند! البته که تعداد بسیار کمی اینگونهاند. بارها به مراجعهکنندگان توضیح میدهم که ما بدون تخصص هرگز در فونداسیون یک ساختمان دخالت نمیکنیم. فیلمنامه فونداسیون یک اثر سینمایی است. چطور بدون دانش و تخصص میتوان در آن ورود کرد؟ بههرحال، یک کار تخصصی مانند فیلمنامهنویسی حداقل الزاماتی نیاز دارد تا حق و حقوق دیگرانی که واقعاً فیلمنامهنویس هستند، ضایع نشود. از آن سو، کسانی هم هستند که مطالعاتی کردهاند، علاقهمندند و فیلمنامهای نوشتهاند. این نوشته باید کارشناسی شود تا نویسنده بداند چه مسیری برود تا به نتیجه برسد. البته ایده کلینیک فیلمنامه که بهزودی راهاندازی میشود، برای این دسته نویسندگان مناسبتر است.
برای ارائه فیلمنامه به کارشناسان فارابی، سیستم غربالی وجود دارد، یا اینکه این اعضا همه فیلمنامهها را میخوانند؟
طبیعتاً امکان خواندن همه آثار ارسالی از سوی کارشناسان نهایی وجود ندارد. پس کارشناسان معاونت فرهنگی در مرحله اول، متنهای ضعیف را حذف میکنند.
در مرحله بعد، متنهایی که ایدههای خوبی دارند، یا آنهایی که یک ایده معمولی را بهدرستی گسترش دادهاند، به دست اعضای بالاتر میرسد. آنجا تصمیم میگیرند چگونه برای بازنویسی یا تولید به نویسنده کمک شود. اما بسیاری از مراجعان در این حد که از ضعف و قوتهای خود مطلع شوند، راضی هستند.
البته تا جایی که میدانم، این مشورتها به فیلمنامهنویسان حرفهای نیز داده میشود.
و مهمتر از نویسندگان حرفهای، فیلمسازانی هستند که تاکنون فیلم کوتاه میساختند و مینوشتند، و حالا که قصد ساخت فیلم بلند خود را دارند، باید به طور جدی برای ورود به این عرصه آماده شوند.