حقیقت پنهان

بررسی ویژگی‌های درام دادگاهی در فيلمنامه «دادگاه نظامي شورش كين»

  • نویسنده : محمدجواد فراهانی
  • مترجم :
  • تعداد بازدید: 148

فیلم دادگاه نظامی شورش کین داستان یک کشتی مین‌یاب آمریکایی را روایت می‌کند که افسر ارشد آن، کوییگ، از سوی افسر اجرایی، ماریک، به علت بی‌کفایتی هنگام بروز فاجعه برکنار شده و ارتش آمریکا از این اختلاف نظر میان دو افسر خود متضرر شده است. فیلمنامه به سیاق درام‌های دادگاهی روایت خود را به واسطه یک وکیل به نام گرین‌والد پیش می‌برد و او که در مقام مدافع افسر ماریک در دادگاه حضور دارد، قصد دارد موکل خود را از این اتهام تبرئه کند. کانسپت کلی و نقطه تمرکز آخرین فیلمنامه ویلیام فردکین تا حد زیادی یادآور فیلم چند مرد خوب (A few Good man) است. چند مرد خوب ماجرای درگیری و به قتل رسیدن دو نفر در یک کشتی دریایی آمریکایی به دست افسران این عرشه است. در این فیلم، دنیل کاف که وکیلی تازه‌کار است، قرار است در اولین پرونده رسمی خود از این افسران دفاع کند. فیلمنامه‌ای که سورکین به رشته تحریر درآورده، هم به لحاظ ساختار و هم به لحاظ بهره‌گیری از الگوهای ژنریک جزو فیلمنامه‌های برتر درام‌های دادگاهی است و در مقام مقایسه، بالاتر از فیلمنامه‌ای که فردکین نوشته، می‌ایستد. فیلمنامه دادگاه نظامی... به لحاظ موقعیت همه چیز را محدود به محیط دادگاه می‌کند و تمام فرایندها، رخدادها و تصمیماتی که اتخاذ می‌شود، همه در این محیط روی می‌دهند. بنابراین، مخاطب برای درک شخصیت‌ها و تصمیم‌گیری درباره این‌که کدام شخصیت راست می‌گوید یا دروغ، محدود به همین محیط است و اطلاعاتش از کاراکترهای مورد اتهام فراتر نمی‌رود، و این در حالی است که درام‌های دادگاهی معمولاً بخشی از جریان انتقال اطلاعات را به محیط بیرونی اختصاص می‌دهند. مثلاً در چند مرد خوب دنیل گروهی را تشکیل می‌دهد که از زندگی مقتولین اطلاعاتی را به دست آورند و در ادامه این اطلاعات به عنوان عنصری در جهت غافل‌گیری عمل می‌کنند. محدود کردن موقعیت در دادگاه نظامی... ویژگی‌های فیلمنامه را به نمایشنامه‌ای نزدیک می‌کند که در آن مخاطب قرار است در یک روند معماگونه تا پایان صبر کند و حق را از باطل تشخیص دهد. اتفاقی که افتاده، برای اولین بار در تاریخ نظامی آمریکاست و دشواری این پرونده از جایی ناشی می‌شود که هر یک از طرفین دعوا ادعا می‌کنند حق با آن‌هاست. در موقعیت‌های این‌چنینی که فیلمنامه تم عدالت را در محوریت خود قرار می‌دهد، کشمکش میان دادستان و وکیل مهم می‌شود و به سیاق درام‌های دادگاهی پرداختن به شخصیت وکیل از اهمیت والایی برخوردار است، چراکه شناخت پیدا کردن نسبت به وجدان وکیل میزان تمایل او به حقیقت و عدالت را آشکار می‌سازد. در فیلم دادگاه نظامی... اطلاعات چندانی درباره افسر گرین‌والد ارائه نمی‌شود. تنها نکته این است که او روزگاری افسر کشتی بوده و حالا از کار برکنار شده و به اصرار مافوق‌هایش در ارتش آمریکا وکالت ماریک را پذیرفته است. این را مقایسه کنید با پرداختن به شخصیت کاف در چند مرد خوب که جزئیات رفتاری‌اش از اهمیت برخوردار بود و این موضوع که روند دادگاه به نفع موکلین او تمام شود، تبدیل به خواسته اصلی مخاطب می‌شد. یکی دیگر از مواردی که به فیلمنامه دادگاه نظامی... آسیب می‌زند، روند ساکن دراماتیک اثر به لحاظ ساختاری است. فیلمنامه از نقطه عطفی که به یک‌باره با مطرح کردنش سطوح کشمکش را تغییر دهد، بی‌بهره است. معمولاً در درام‌های دادگاهی برای جلوگیری از کسالت‌بار شدن ریتم داده‌ای جدید آشکار می‌شود و روند داستان را تغییر می‌دهد. هم‌چنین مشخص نمی‌شود که انگیزه کیفر از آسیب‌ زدن و بازنشسته کردن زودهنگام کوییگ چیست. زمانی که کیفر به عنوان شاهد فراخوانده می‌شود، نکته‌ای کوچک درباره اختلافش با کوییگ می‌گوید، اما این علت کوچک‌تر از آن است که او برای کنار زدن کوییگ نقشه بکشد و دادگاهی این‌چنینی راه بیندازد. بااین‌حال، به نظر می‌رسد عدول فیلمنامه دادگاه نظامی... از ویژگی‌های ژانریک و عدم بهره‌گیری از افکت‌های دراماتیک چند دلیل عمده دارد. اول این‌که گویا درام قرار است به طور ویژه بر موقعیت‌های روانی شخصیت‌ها تمرکز کند. بدین صورت که با ارائه اطلاعاتی در خصوص روان، نوع کنش‌ها در گذشته و برخورد افسر کوییگ با سایر خدمه کشتی اهمیت سلامت روان را در مواقع حساس تصمیم‌گیری گوشزد کند. از این‌رو، چیزی حدود دوسوم اطلاعاتی که درباره حادثه بیان می‌شود، مربوط به واکاوی شخصیتی کوییگ از منظر سلامت روانی است. یک روان‌پزشک و چند افسر دیگر درباره کوییگ صحبت می‌کنند و عنوان می‌کنند که کوییگ در سلامتی کامل به سر می‌برد، اما سؤال اصلی فیلمنامه که شاکله‌اش از طریق گرین‌والد مطرح می‌شود، این است که آیا درصدی از جنون باعث نشده تا افسر کوییگ هنگام مواجهه با بحران نتواند تصمیم درستی اتخاذ کند؟ این موضوع روایت را به لحاظ فلسفی به سمت نوعی از نسبی‌گرایی می‌برد که در آن جنون به میزان کم یا زیاد در هر شخص نهفته است و این موقعیت‌های بحران‌زا هستند که به بروز آن دامن می‌زنند. آن‌چه از مضمون دادگاه نظامی... برمی‌آید، این است که این جنون قرار نیست به شکلی کاملاً مشهود و به لحاظ علوم پزشکی و پوزیتویستی اثبات شود، بلکه در یک موقعیت خاص از سوی یک شخص دیگر با عقل شهودی قابل درک و دریافت است. بنابراین، فیلمنامه در زیرمتن خود به تقابل عقل شهودی و استدلالی نیز می‌پردازد. به طور کلی، مسئله‌ای که باعث تمایز مضمون دادگاه نظامی... با دیگر درام‌های دادگاهی است، توجه به این حقیقت است که همواره دادگاه نمی‌تواند عدالت را برقرار کند، چراکه ممکن است هیچ‌یک از طرفین مجرم نباشند. گاهی برای کشف حقیقت باید به بیرون از دادگاه توجه کرد.

مرجع مقاله