پیر انگلیسی از مهاجرت

نگاهی به گروه‌های شخصیتی در فیلمنامه «بلوط پیر»

  • نویسنده : احسان آجورلو
  • مترجم :
  • تعداد بازدید: 78

داستان فیلم بلوط پیر به تمام بحث‌ها درباره مهاجرت و پناهنده شدن دامن زده است. بحثی که نه‌تنها انسان عصر حاضر، بلکه حتی کتاب‌های مقدس نیز درباره آن سخن‌ها گفته‌اند. مهاجرت همواره با زندگی انسان گره خورده و جزئی لاینفک از زندگی او بوده است. مهاجر و مفهوم غریبه‌بودگی همواره پرسش‌های فراوانی را مطرح می‌کند. به‌خصوص اگر فرد مهاجر آیین و کیش دیگری نسبت به مقصدی که مهاجرت کرده است، داشته باشد. به نوعی، او یک تهدید بالقوه برای آرامش ذهنی مقصد تلقی می‌شود. فیلم بلوط پیر اما نکته بسیار حائز اهمیتی را درباره مقوله مهاجرت مطرح می‌کند. داستان به دنبال یک نگاه یک‌سویه از سمت مهاجر نیست، بلکه به دنبال کشف مفهوم مهاجرت حتی در میان ساکنان دهکده کوچک کانتی دورام است. مردم محلی که میزبان مهاجران و پناهندگان هستند، اما رضایتی از این امر ندارند. در نگاه نخست، شاید آنان را باید به نژادپرستی متهم کرد، اما پس از لختی داستان نشان می‌دهد آن‌چنان به دنبال دوگانه‌سازی خاص و بزرگی نیست. بلکه در برخی مواقع مردم محلی نسبت به مهاجران دچار ضعف می‌شوند. شخصیت‌های بالانتین، یاری و جو هر کدام در سمتی از حقیقت و حقوق انسانی ایستاده‌اند که به‌سختی می‌توان از آنان چشم پوشید. در این میان، داستان بلوط پیر با توجه به سویه خود شخصیت‌ها کشمکش بزرگی تدارک نمی‌بیند. ریتم فیلم آرام و با طمأنینه خاصی پیش می‌رود. از زمان ورود مهاجران و درگیری آنان با افراد محلی، تا نقطه پایانی داستان که تنها یک اتفاق خاص اکثر اهالی دهکده را دور هم جمع می‌کند، روند داستان تغییری نمی‌کند. تنها فصل مشترک تمام شخصیت‌های داستان همان مهاجرت و نحوه مواجهه با آن است. شاید با بررسی وضعیت هر کدام و نسبت روبه‌رویی هر گروه از شخصیت‌ها با مقوله مهاجرت بهتر بتوان به زیرلایه‌های فیلم دست یافت.

مهاجرت در ساده‌ترین تعریف نوعی جابه‌جایی مکانی است، اما حرکت شخص در جغرافیا تمامیت تعریف آن‌ را در بر نمی‌گیرد و مهاجرت می‌تواند هجرت و پرواز روح و آگاهی باشد. در فرایند مهاجرت معمولاً «عادت‌ها» خودشان را بروز می‌دهند؛ عادت‌هایی که در مکان اولیه هویت فردی مهاجر را شکل داده‌اند و برای او همواره یک ساحل امن را در برابر محیط و نفوذ دیگری به وجود آورده‌اند. در میان این عادت‌هاست که مهاجر به نوعی دوباره به گذشته خود زنجیر می‌شود و نوستالژی یا همان غم غربت مهاجر را احاطه می‌کند. این همان مرحله‌ دورافتادگی از تعلق‌هاست که در تجربه مهاجرت روی می‌دهد. امروزه مهاجرت در حوزه مطالعات پسااستعماری به عنوان تجربه‌ای است که باعث آمیختگی هویت و آستانه‌ای بودن آن بین دو جهان «بیرون و درون» یا «خود و دیگری» می‌شود. بحث مهاجرت در حوزه هویت اهمیت بسیاری دارد. تجربه مهاجر بیش از این‌که تجربه در گذار بودن باشد، تجربه‌ای ترجمانی است. به طور دقیق‌تر مهاجر با دو فضا درگیر است؛ سرزمین مادری و سرزمین میزبان، که این خود باعث ایجاد یک فضا و به نوعی سرزمین دیگری در دل آن دو می‌شود. سازوکار سبک زندگی مهاجر نیز به این طریق است که او همواره در حال ترجمه کردن خود به ارزش‌های مکان ثانویه است. در این بخش است که یاری خود را در محیط جدید می‌بیند. تمام مهاجران سوری دیگر که وارد انگلستان شده‌اند، از مسیر سخت کمپ و اتفاقات آن گذر کرده‌اند و اکنون که اجازه ورود به کشور را یافته‌اند، با مقوله دیگری به اسم مواجهه با انسان‌های محلی روبه‌رو هستند. آنان بخشی از خود را در سوریه جا گذاشته‌اند؛ همان‌گونه که یاری به صورت فیزیکال پدر خود را در سوریه گذاشته است. یاری به‌وضوح از کشوری جنگ‌زده به کشوری که از نظر خود مهد دموکراسی است، پا گذاشته و اکنون با رفتارهایی نژادپرستانه روبه‌رو شده است و حق انسانی خود می‌داند که چنین رفتارهایی را در برابر خود و خانواده خود نبیند. به همین علت نیز تلاش می‌کند با گردآوری مردم در یک محل برای غذا خوردن از فضای دوقطبی گذر کند و به عنوان یک مهاجر قبول شود. تلاشی که درنهایت به سرانجام نمی‌رسد و در کل هیچ‌گاه به سرانجام نخواهد رسید، زیرا آنان یک خارجی تلقی می‌شوند. یاری و دیگر مهاجران فیلم بلوط پیر نه در کشور جنگ‌زده خود جای دارند و نه در کشور ثانویه که آنان را پذیرفته است. آنان آوارگان فرهنگی عصر حاضر هستند که از قضا با تلاش و کوشش نیز نمی‌توانند این درد را تسکین دهند. به همین علت است که روند اتفاقات فیلم به‌تدریج و آرام رخ می‌دهد. حتی یاری تلاش می‌کند جایی بالانتین را از فکر خودکشی رهایی بخشد، اما خود او دچار نوعی باتلاق فرهنگی در دهکده است که نمی‌تواند دیگری را نیز که اهل همان شهر ازرونق‌افتاده است، رهایی بخشد.

دسته دومی که در فیلم بلوط پیر حضور دارند و از قضا در نگاه اول در دسته منفی طبقه‌بندی می‌شوند، اهالی دهکده کانتی دورام هستند؛ کسانی که از همان ابتدا مخالف حضور مهاجران در دهکده هستند. دلایل آنان به‌وضوح روشن است. حضور مهاجران قیمت املاک آنان را به‌شدت پایین آورده است. دریافت خدماتی که مهاجران دارند، به‌شدت بالاست، درحالی‌که در دهکده ازرونق‌افتاده دورام اهالی بومی خدماتی دریافت نمی‌کنند. به نوعی، مهاجران وضعیت بهتری از افراد بومی آن‌جا دارند. نوجوانان در حسرت یک بازی فوتبال ساده هستند و مهاجران دوچرخه دریافت می‌کنند. افراد بومی در یخچال خانه چیزی برای خوردن ندارند، اما مهاجران کمک‌های غذایی دریافت می‌کنند. به نوعی، بلوط پیر بیش از آن‌که نقدی بر نژادپرستی اروپایی باشد، نقدی بر بوروکراسی اجتماعی انگلستان است. دولت توانایی برقراری عدالت اجتماعی در کشور خود ندارد، اما مهاجران به علت ارگان‌های جهانی خدمات دریافت می‌کنند. این امر شکاف بین مهاجران و افراد بومی را بیشتر می‌کند. از طرفی، مسئله مهم دیگر وضعیتی است که در کل اروپا حاکم شده است. افراد بومی از مهاجران به دلیل آوردن فرهنگ جدید واهمه دارند. در سال‌های اخیر ترسی روزافزون از پناه‌جویان سرتاسر اروپا را فراگرفته است. بااین‌حال، اسلاوی ژیژک معتقد است این ترس بیش از آن‌که پناه‌جویان و مهاجران را به ما معرفی کند، زوایای پنهانی از شخصیت اروپاییان را روشن می‌سازد. از نظر او سؤال اصلی این نیست که مهاجران تهدیدی برای اروپا به شمار می‌روند یا خیر، بلکه باید پرسید این حساسیت مفرط به تهدید مهاجران چه چیزی درباره ضعف اروپا به ما می‌گوید؟ این مهم‌ترین گزاره فیلم بلوط پیر است. این‌که فیلم بیش از آن‌که درباره مهاجران به اروپا بخواهد حرفی بزند، درواقع، داستان درباره نگرش افراد بومی اروپایی به افراد مسلمان مهاجر است. در این‌جا باید دو بُعد را از هم تفکیک کنیم؛ بُعد اول فضای ترس و مبارزه علیه اسلامی‌سازی اروپاست، که آشکارا از بسیاری جهات بیهوده و بی‌معنا به ‌نظر می‌رسد. پناه‌جویانی که از ترور فرار می‌کنند، خود با تروریست‌هایی که از دستشان فرار کرده‌اند، یکی گرفته شده‌اند. هرچند بیشترِ این پناه‌جویان، مردمان درمانده‌ای هستند که در پی زندگی بهتر کشور خود را ترک می‌کنند. این واقعیت نیز آشکار است که در میان آنان تروریست، متجاوز و جنایت‌کار نیز وجود دارد؛ درست همان‌طور که مأموران مخفی سازمان اطلاعات آلمان شرقی در پوشش پناه‌جویان خود را به نقاط مختلف اروپا می‌رساندند. همین مسئله باعث تشویش اذهان عمومی در اروپا شده است. اما تمام آنان تروریست نیستند. اما بومیان اروپایی تمام آنان را به چشم یک تروریست بالقوه نگاه می‌کنند که سرانه رفاهی آنان را مصرف می‌کنند. بُعد دیگر، آرمان‌گرایی بشردوستانه در برخورد با پناه‌جویان است. این آرمان‌گرایی هرگونه تلاش برای مواجهه صادقانه با مسائل دشوارِ برآمده از برخورد شیوه‌های مختلف زندگی را نافرجام می‌گذارد.

طنز تلخی که اروپا در آن به انسانیت خیانت کرده و به‌ خاطر آن همواره خود را سرزنش می‌کند نیز نمایشی خودخواهانه است و هیچ قابلیتی برای رهایی‌بخشی‌ ندارد. در این نمایش، اروپای جنایت‌کار هزاران جسد غرق‌شده را در مرزهای خود رها کرده است. در این بُعد هرچیز بدی درباره دیگری نادیده گرفته می‌شود و طبق آن، تمام صفات نژادپرستی غربی پاک می‌شود. این در حالی است که اروپا توانایی برقراری عدالت اجتماعی در دهکده‌های کوچک خود را نیز ندارد، اما از شرق یک چهره خشن و به دور از تمدن و از خود یک چهره مهربان و بشردوستانه می‌سازد. از این نظر، جو و گروه مخالفان فیلم بلوط پیر حقوق خاصی دارند که آن را ضایع‌شده می‌دانند. آنان نفرت خود از وضعیت اجتماعی را که باعث تعطیلی معدن و از رونق افتادن دهکده شده است، بر سر مهاجرانی خالی می‌کنند که درواقع دخالتی در حضور خود در آن دهکده نداشتند و دست سرنوشت آنان را به آن‌جا کشانده است. برچسب نژادپرستی برای آنان سخت‌گیرانه است. همان‌گونه که در پایان فیلم می‌بینیم جو و ماریا در مراسم ختم پدر یاری حضور پیدا می‌کنند. مسئله بیش از آن‌که وارد حیطه مهاجرت و بیگانگی شود، یک مسئله اجتماعی است که در کشور مقصد حل نشده است؛ ساختاری خشک و به دور از انعطاف برای پذیرش آرمان بشردوستانه‌ای که سیاست انگلستان مدعی آن است.

گروه سوم داستان یعنی بالانتین و یافا و سازمانی که به مهاجران کمک می‌کند، تنهایی عجیبی را تجربه می‌کنند. انسانی‌ترین وجه فیلم در همین شخصیت‌ها وجود دارد؛ کسانی که دست از زندگی شسته‌اند. گروهی انسان افسرده و غرق در تنهایی که تا سرحد خودکشی گام برداشته‌اند و هم‌چنان نیز در افکار دور خود در آن غوطه‌ورند. بالانتین تنهاترین شخصیت داستان است؛ شخصی که از افراد بومی واقعی دهکده است و در قبال مهاجران نیز تنهاتر است. زمانی که سگ او کشته می‌شود، این مهاجران هستند که سعی می‌کنند او را آرام کنند. اما گرفتاری بالانتین زمانی بالا می‌گیرد که تنهایی بزرگ‌تری گریبان او را می‌گیرد. او سعی دارد با بشردوستی رستوران خود را در اختیار مهاجران بگذارد. اما با ضربه‌ای از سوی دوستان قدیم خود مواجه می‌شود. بالانتین در تنهایی خود از سیاست کشور خود شکست خورده است؛ سیاستی که عدالت اجتماعی را برای افراد بومی تدارک نمی‌بیند و آنان برای مقابله با بی‌عدالتی رستوران او را مورد آسیب قرار می‌دهند. بالانتین در تنهایی خود یک انفعال کلی را به نمایش می‌گذارد. کنش‌های او موجب حرکت بزرگی نمی‌شود، زیرا مسئله بسیار ریشه‌ای‌تر از آن است که با برپایی غذاخوری در هفته حل شود. شکاف بین مهاجران و عدم رعایت عدالت اجتماعی درباره افراد بومی با نگرشی بشردوستانه حل نخواهد شد. به همین دلیل است که بالانتین مجدد به کنار ساحل می‌رود تا خودکشی کند، اما این‌بار خبر مرگ پدر یاری او را به دهکده برمی‌گرداند.

داستان بلوط پیر تمام این روند و اتفاقات را به‌سادگی کنار یکدیگر چیدمان کرده و به‌ظرافت از کمند شعارزدگی گذر می‌کند. فیلم در تمام طول مدت خود یک آرامش خاص را تدارک می‌بیند و از فراز و فرودهای تعلیق‌وار دوری می‌کند. این آرامش و روند ساختاری ثابت باعث می‌شود مخاطب به دور از احساسات و هیجان‌زدگی عاطفی بتواند شخصیت‌ها را تحلیل کند و زیرلایه‌های داستان را کشف کند. این کشف زمانی بااهمیت می‌شود که ظاهر زیبا و پوشالی بشردوستی غربی در کشورهای بزرگ فرو می‌ریزد و مهاجرت و پناه‌جویی به این کشورها رنگ واقعیت به خود می‌گیرد و آن مدینه فاضله خوش‌آب‌ورنگ از دور رنگ می‌بازد.

مرجع مقاله